شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات
  • ۶ آبان ۹۵، ۰۱:۰۹ - حامد
    143

۴۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روستاهای شبستر» ثبت شده است

تعجب کردید نه ؟

باور کنید حالم خوب است . سرم هم به جایی نخورده . اما اگر از اینکه حمید راضی یکبار زبان به تشکر و تمجید گشوده است تعجب کرده اید حق دارید . هر چند که تشکر من هم در نوع خود منحصر به فرد است ! باور ندارید ؟


عکس فوق مربوط به مراسم افتتاح یک تلمبه آب در چین بوده و ارتباط مستقیمی با افتتاح طرح های عمرانی و نفس گیر ! در کلانشهر های منطقه شبستر ندارد !


این بار می خواهم از شهردار شبستر بخاطر اینکه کاری نکرده است تشکر کنم . صحبت افعال معکوس نیست هاااااا

۸ نظر ۰۸ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۰۸
حمید خان راضی !

چشممان به جمال بنر های عریض و طویلی روشن شد که بصورت خودجوش ! در نقاطی از شهر نصب شد و در آن ، از فرماندار و بقیه مسئولین خیلی محترم ! تقدیر و تشکر شایانی به عمل آمد بابت این که مشکل اسناد اعضای تعاونی مسکن بسیجیان را به سر پنجه ی تدبیر ! و در چشم به هم زدنی ! حل کرده اند.

مشکل خویش برِ پیر مغان بردم دوش ......... کو به تایید نظر حل معما می کرد !

۳ نظر ۲۲ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۱۷
حمید خان راضی !

روستا بهانه است. روستازاده ی سیاست مدار نشانه است.


عصر ایران؛ مهرداد خدیر – بخش‌هایی از گفت و گوی اخیر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با یک نشریه، بهانه‌ای شده برای منتقدان سیاست‌مدار کهنه‌کار تا دو قطبی‌های گذشته را بازسازی کنند و او را به گمان خود در مقابل طبقاتی از جامعه قرار دهند.

  آن عبارت این است: «زمانی که ما مبارزه می‌کردیم عده ای در روستایشان قدم می‌زدند و حالا امروز انقلابی شده‌اند!» و هنگامی که از او پرسیده شده «آیا شما اساساً اینها را انقلابی می‌دانید؟» پاسخ داده است: «فرق می‌کنند. بعضی‌هایشان انقلابی بودند و وقتی که سخت‌گیری‌های حکومت زیاد شد، دیگر ادامه ندادند. بعضی‌ها هم اصلاً آن موقع‌ها نبودند و در کوچه‌های روستاهایشان می‌گشتند. ولی الان آمده‌اند و انقلابی شده‌اند».

  با این که پیداست مراد او چه کسانی هستند و انقلابی‌گری و مبارزه را در مقابل عافیت‌طلبان قرار می‌دهند و همان اصطلاح « انقلابی‌های بعد از انقلاب» یا « رزمندگان جبهه ندیده» مد نظر است که عبارات آشنا و بارها به کار رفته‌ای هم هست اما این دسته از مخالفان بر روی واژه «روستا» توقف می‌کنند و مدافع و حامیان روستاییان شده‌اند و کمپین به راه انداخته‌اند که «من روستایی هستم» و انگار هاشمی به روستاییان توهین کرده و حالا آنان درمقام دفاع و حمایت برخاسته اند!

  این در حالی است که

۹ نظر ۱۸ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۴۰
حمید خان راضی !

سلام

چندی پیش یکی از دوستان که افتخار معلمی دارد کنار دست من نشسته بود و مشغول وایبر بازی ! بود که یکدفعه با دیدن پیامکی ، سریع تلفن همراه را در جیب گذاشته و عینک آفتابی به چشم زد و متعاقبا از اینجانب تقاضای کلاه مشکی نمود !

حقیر که تصور میکردم خبر برنده شدن از یکی از بانکهای بدون ربا به ایشان رسیده است ، علت را جویا شدم اما چون ایشان حتی یک کلمه هم حرف نمی زد ، فکر کردم شاید خبر قطع یارانه (پول امام زمان) به ایشان رسیده و وی را در شوک فرو برده است !

بعد از کلی اصرار و قول گرفتن از من که این مسئله را مثل یک راز بین خودمان نگه دارم ، حاضر شدند متن اس.ام.اس (ببخشید پیامک) را نشانم دهند : خبری تکان دهنده از آموزش و پرورش شبستر رسیده بود .....

۱۱ نظر ۱۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۰:۱۷
حمید خان راضی !

سلام

کلی مطلب آماده کرده بودیم برای شهرداری اما با دیدن یک خبر همه رو ریختم دور !  اشک در چشمانم حلقه زد ! خدایا ما رو ببخش که اینهمه پشت سر شهرداری صفحه گذاشتیم ! الان متوجه شدم که دلیل اینکه شهرداری در خود شبستر کاری نمیکنه دلیلش اینه که سرش جای دیگه گرمه !


لینک خبر اصلی (منبع)

اما ....

۸ نظر ۱۵ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۵۶
حمید خان راضی !

سلام

چندی پیش یکی از دوستان نویسنده که بنده ارادت خاصی هم به ایشان و مطالبشان دارم در مرقومه ای برای من نوشته بودند :


باید بگویم که شما به طور عجیبی از جایگاه یک روشنفکر و ... در نوشته هایتان دور میشوید و به مسایل بسیار سطحی می پردازید


از آنجائیکه این دوست عزیز اکثرا در مورد تسوج می نویسند ،  چند روز قبل که از سلماس برمی گشتم ترجیح دادم از داخل شهر تسوج گذری کنم و تغییراتی که معمولا عنوان می شود را ببینم و روحم شاد شود ! در بدو ورود به تسوج از کنار تابلویی گذشتم که ورود ما را خوش آمد گفته بود


تسوج


.....تشکری کردیم و ادامه دادیم ...... اما بعد از عبور از آن تابلو چیزی آزارم می داد ....... دور زدم و برگشتم

۱۰ نظر ۲۳ اسفند ۹۳ ، ۱۹:۴۹
حمید خان راضی !

سلام

در خبر  ها دیدیم و شنیدیم که باز هم اسم شهرستان فرهنگدوست شبستر! (البته به مدد یکی از توابع) بر سر زبانها افتاد. ممکن است دوستان این خبر را هم با تیتر (باز هم افتخاری دیگر برای منطقه مان !) عنوان کنند. اما اگر متن خبر خوانده شود ممکن است فتیله ی افتخار ! کمی پایین کشیده شود . اصل خبر این بود که :

وایقان

هر چند مطمئنیم که :

۱۱ نظر ۱۹ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۱۱
حمید خان راضی !

سایت تسنیم مصاحبه ای منتشر کرده بود با آقای محمد احسانی (معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی) که اگر علاقه داشتید میتوانید از این آدرس بخوانید.



تصویر شخص برایم آشنا بود اما اسمش غریب.....

۱۶ نظر ۰۳ آذر ۹۳ ، ۱۳:۱۵
حمید خان راضی !

سلام

انتظار مردم برای ایجاد تغییرات و اصلاحات در سیستم شهرداری هنوز هم ادامه دارد و ظاهرا حالا حالاها هم باید ادامه داشته باشد . در مطالب قبلی وبلاگ ، از جمله اینجا و اینجا در مورد سایت شهرداری شبستر و حذف نظر سنجی مردم به دلیل اینکه به عملکرد منفی شهرداری رای داده بودند (در زمان سرپرست موقت اسبق ! شهرداری شبستر) ، سخن فراوان گفته بودیم ...


اما ...

۶ نظر ۱۴ مهر ۹۳ ، ۱۲:۴۹
حمید خان راضی !

این مادران که اینگونه در آغوش در حال احتضار دریاچه نشسته اند به روزهای نه چندان دور می اندیشند.به آن روزها که دریاچه عروسی زیبا بود و با صدای دلنشین امواجش به استقبال آنها می آمد و درآغوش خود خستگی راه را از آنها می گرفت.

حزن و اندوه را در سیمای همه مسافران می توان دید گویی باورشان شده که خزر هم مثل ارس به داد دریاچه شان نخواهد رسید...

عده ای برایش آب آورده اند تا بلکه از شوری نمک هایش بکاهد و عطشش را این دم آخر کم کند!

 آن جلوتر جمعی به رسم گذشته در بر که های به جا مانده راه رفته می نشینند!آن طرف هم یکی برایش درنای مهاجر می شود و به سان این پرنده زیبا بالهایش را برای عروس آذربایجان می گسترد.چه کنند چاره ای نیست نمی خواهند عروس زیبای آذربایجان این دم آخر غریبانه از آنها جدا شود.

و گویی صدایی به گوش می رسد که :

۳ نظر ۰۶ مهر ۹۳ ، ۱۷:۲۹
حمید خان راضی !