شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات
  • ۶ آبان ۹۵، ۰۱:۰۹ - حامد
    143

سلام

شاید اینقدر گفته ایم که خودمان باورمان شده ! سالها قبل در یکی از تعطیلات گرم تابستان سفری به یکی از شهرهای مهمان دوست ! کشورمان داشتم. بدلایلی جاده بسته شده بود و دو سه روزی تردد کامیونها و به تبع آن ارسال مواد غذایی به شهر متوقف شد . ناگهان مغازه داران شهر در اقدامی هماهنگ ، قیمت اجناس خود را چند برابر کردند و این هماهنگی زمانی که مسافر غریبه ای به مغازه ای مراجعه میکرد آشکار تر می شد.

به مغازه ای رفتم و یک بطری َآب معدنی خواستم . مغازه دار بی آنکه سرش را بلند کند گفت :نداریم داداش. داشتم از تشنگی هلاک میشدم . گفتم ممکنه من از شیر مغازه کمی آب بخورم؟ سریع بلند شد و لیوانی آب از شیر باز کرد و بدستم داد. خوردم و گفتم :سلام بر حسین. آقا دستتون درد نکنه . ممنون.

آقاهه بلافاصله گفت . دست شما هم درد نکنه . میشه سیصد تومن ! بطری کوچک آب معدنی خنک صد و پنجاه تومان بود ! پانصد تومانی را تحویل دادم و یکعدد آدامس 4 تایی شیک ! بعنوان بقیه پول گرفتم و برای فراموش کردن موضوع ، رادیو ماشین را روشن کردم تا شاید علیرضا افتخاری بخواند و غصه مان یادم برود. رادیو داشت با حرارت از مهمان نوازی مردم همان شهر میگفت !


چه ربطی به موضوع داشت ؟ عرض میکنم !

عصر یکی از همین روزهای داغ ماه رمضان ، در یکی از خیابانهای همین شهرستان خودمون که داعیه ی فرهنگ و فرهنگدوستیش گوش فلک را سقف شکافته و سقفی نو در انداخته ، پس از پرداخت حق الپارک ! نشسته بودم و منتظر یکی از دوستان بودم. خانمی چادری که با یکدست ، نایلون حاوی خرید روزانه را گرفته بود و با دست دیگر کودکی گریان را بدنبال خود میکشید و چادر را به زحمت با دندان نگه داشته بود قصد عبور از پیاده روی خیابان این شهر فرهنگدوست را داشت.




صف مغازه دارانی که جلوی مغازه خود را جزو لاینفک مایملک و ایستادن و چیدن اجناس ، جلوی مغازه خود را مانند انرژی هسته ای حق مسلم خود می دانند دیدنی بود . به محض اینکه متوجه شدند که موجودی از جنس مخالف ، در حال نزدیک شدن است ، حرفهای عادی را قطع کرده و مانند زمانی که به صف سربازان فرمان "نظر به راست"! داده می شود ، نگاهها را متوجه زن عابر کردند.


زن عابر به وضوح لحظه ای درنگ کرد ، شاید محاسبه عرض خود و بار و بچه ای که به همراه داشت و مقایسه آن با عرض پیاده رو شهرستان فرهنگدوست ! ( که به لطف مسئولین شهری از لحاظ اندازه با شب اول قبر برابری میکند) او را میخکوب کرده بود یا نگاههای آلوده مردانی که بعضی هایشان نیز تسبیحی در دست داشتند و گوشها را برای شنیدن اذان و افطار روزه هایشان تیزکرده بودند.


نمیدانم در ذهنش چه گذشت ، اما هر چه بود عطای امنیت عبور از پیاده رو را به لقای اصناف نه چندان محترم بخشید و با هر زحمتی بود از جوب آب پرید و وارد خیابان شد و همان لحظه صدای گوشخراش موتورسیکلتی و متعاقب آن فحش آب نکشیده ای که از طرف راکب موتور سوار بافرهنگ نثارش شد . دستپاچگی و تلاش برای نگه داشتن چادر و دست بچه موجب شد نایلونی که در دست داشت پاره شود .


نگاهش را دنبال میکردم که رد سیب زمینی هایی را که به جوب ریختند گرفته بود . اما در نگاهش کینه و نفرت و استیصال را با هم دیدم .


مغازه داران محترم نیز شلیک خنده را سر دادند . شاید اگر کمی جوانتر بود داوطلب کمک نیز میشدند. بالاخره فرهنگدوست و مردم دار هستند دیگر ! اما شرایط را چنان دیدند که بایستند و از تماشای وی که به جمع کردن خرید خود مشغول بود ، حظ بصر بیشتری ببرند. صدای اذان بلند شد و مغازه داران مومن با عجله رفتند تا روزه بگشایند ....


آن لحظه اگر کسی پیشم بود و کلمه ی فرهنگدوست را به زبان می آورد ..... مطمئنا دهانش را پر خاک میکردم ....


یا علی

توضیح نویسنده : از صحنه جرم ! عکس گرفته بودم منتهی هر چقدر دستکاریش کردم دیدم نمیشه محل مغازه های این اصناف محترم رو کاریش بکنم ! بنابر این عکسی که میبینین مربوط به این شهرستان فرهنگدوست نیست و مربوط به یه شهرستان فرهنگدوست دیگه است!

نظرات  (۴۱)

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
با سلام، اولا اینهمه قاطعانه نگین نگاهها را متوجه زن عابر کردند!!!! مگه نمیگین بچه گریه میکرد یک درصد شما احتمال بدین به اینکه نگاه میکردن به بچه ای که گریه میکرده!!!! و اینکه چادرش رو به دهن گرفته بود و با دندوناش گرفته بود، خوب مجبور نیست که چادر سر نکنه، چادر حجاب نیست، حجاب کامل مانتو و روسری هست که خیلی شیک و مجلسی به تن میکنن.... حجاب دل آدمهاست آقای حمید خان راضی ** *** ****!!!! خوبه کسی پیشتون نبود ولی من به جرات میدونم بگم پیاده رهای شبستر اصلا مناسب تردد نیستن، نه اینکه خیلی عریض هستن این مغازه دارها هم وسایلشون رو میریزن بیرون مانع رفت و آمد میشن.... در مورد عکستون خیلی جالبه اون آقاهه اینگار داره جایی رو نگاه میکنه.... منظورم خانومه هستاااااااااااااااااا :D

پاسخ:
من قاطعانه میگم همشون داشتن چنین کاری میکردن و گناهش رو هم به گردن میگیرم . چون تنها همین مورد نیست که . اگر خواستین آدرس بدم یکبار از اونجا رد بشین تا شما هم به چنین قطعیتی برسید .
در مورد اینکه میخواست چادر سرنکنه که جواب مسئله نیست که . ایشون که از عروسی نمیومدن که مانتو شیک و مجلسی بپوشن که ! هر چند که من متاسفانه اون قسمت از حرفتون رو که حجاب باید تو دل آدمها باشه رو باهاش شخصا مخالفم . حجاب دل شرط لازم هست ولی کافی نیست. از همینجا به تمام دختران و زنان چادری که هنوز "خودشان هستند" نه "اونی که بقیه میخوان باشن" درود میفرستم. در مورد اون عکس هم که توضیح هست . عکس مال شبستر نیست و مال یه شهر دیگه است
۱۶ مرداد ۹۲ ، ۱۶:۲۶ فک کنم اونجا صوفیان!کاش همه دیدشمارو داشتم منم این چیزارو میبینم عصبی میشم اونا انسان نیستن
آنه
۱۶ مرداد ۹۲ ، ۱۹:۰۲ آنا شبستری

حمید خان

شما که از همه مجرم تر هستید.

پاسخ:
ببخشید . چرا؟
دید من به قضیه انتقادی بوده که
۱۶ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۲۳ آنا شبستری

عوض نشستن توی ماشین و عکاس شدن میرفتید کمک خانم چادری و بچه اش

ضمنا شما خانمتون چادری هستند که اینقدر حمایت می کنید؟!؟!؟!!!!!!!!!!!!

 

 

پاسخ:
آخه جایی که بزرگترا بودن من اساعه ی دب نمیکردم. نه من متاهل نیستم
بابا فرهنگ کیلویی چنده وقتی گفته میشه شهرستان فرهنگدوست حال ادم به هم میخوره از اینهمه حسادت از اینهمه کینه از اینهمه بدبینی به هم از اینهمه پای همدیگر رو گرفتن (به جای دستشون)‌از اینهمه مشکلات از اینهمه بی فرهنگی از اینهمه ....
وقتی میگن شهرستان رو مرندیها تصرف کردن ادم ناخوداگاه یاد ضرب المثل خلایق هر چه لایق میفته
اتفاقا امروز من تو 4راه به این مسئله برخوردم وقتی داشتم از سمت بانک قوامین میومدم. آقایون بیکار پیاده رو رو غُرُق کرده بودن و آدم مجبور بود از وسط شون رد شه یا بره از خیابون بره.
.
.
.
نکته: از ماست که بر ماست!!!
مردمی هستیم که منتظریم یه بارون کوچک بیاد تا کرایه تاکسی رو صد برابر کنیم منتظریم دو بار قطعی برق بشه تا قیمت چراغ اضطراری و باطری ده برابر بشه منتظریم وقت مدارس بشه تا لوازم تحریر صد برابر بشه منتظریم یکی زمین بخوره تا از هر طرف لگدش بزنیم منتظریم چادر زنی از سرش بیفته تا زود بدزدیم منتظریم یه اتوبوس چپ بشه تا بریزیم اموال مصدومان رو غارت کنیم (متاسفانه بارها این قضیه دیده شده)‌ منتظریم محصول باغ کسی برسه تا بریزیم غارتش کنیم منتظریم همسایه ای جشنی بگیره زود زنگ بزنیم صد و ده یا بریم جشنو به هم بزنیم منتظریم یکی ماشین مدل بالایی بخره تا زود با کلید خط خطیش کنیم منتظریم کسی پولدار بشه تا انگ و تهمت دزدی و کلاهبرداری بهش بزنیم منتظریم یکی رو موفق تر از خودمون ببینیم هر چی لایق خودمونه بارش کنیم منتظریم یه ضعیف تر از خودمون ببینیم حسابی بزنیم تو سرش و یه قوی تر از خودمون ببینیم و حسابی چاپلوسیشو بکنیم منتظریم تو خونه بشینیم پامونو بندازیم رو پامون و انتظار پول باداورده بکشیم منتظریم از یه اداره زنگ بزنن بگن بیا اینجا پشت فلان میز بشین روزنامه بخون سر ماه هم خداتومن پول بگیر منتظریم بهره بانک ها به 50 درصد و بهره بازار به 100 برسه منتظریم بیفتیم دنبال 100 تا دختر و وقتی کسی به خواهرمون چپ نگاه کرد شکمش رو سفره کنیم منتظریم توی هر صفی بزنیم جلو و حق مردم رو ضایع کنیم و هر جا بشینیم و از بی فرهنگی و عدم رعایت نوبت صحبت کنیم منتظریم مثل نقل و نبات دروغ بگیم و حدیث شریف پیامبر رو به این و اون نقل کنیم منتظریم تا کسی پست و مقامی گرفت پشت سرش صفحه بذاریم و سهمیه بسیج و پارتی و شانس و ... رو ردیف کنیم منتظریم .... خسته شدم ولی افسوس که اینها تموم شدنی نیست یکمی هم شما بنویسید و افسوسی بخورید به حال این مردم بافرهنگ فرهنگ دوست فرهنگی
ممنون که درود فرستادین بر دختران چادری!!! این یک مسئله کلی هست و در همه جای دنیا صدق میکنه، و اینکه اکثر مردها همین مدلی هستن این طبیعتشونه!!! در ضمن کسی نمیتونه با من چنین کاری بکنه چون همچین سرو سنگین راه میرم که کسی نگاه هم نمیکنه چه بمونه نگاه مرموزانه و ....../// و اگر با همچین مسئله ای روبرو بشم یک پشت دستی جانانه میزنم رو صورت اون آقایون... خوبه خانومه چادر داشته، ببین اون خانومهایی که چادر سر نمیکنن و هزار نوع..... آرایش و .... میکنن، دل این مردهای ضعیف رو چجوری میلرزونن ... آدرس دادن لازم نیست میدونم دقیقا کدوم قسمت رو میگین..... و من خودم به این موارد حساس هستم و حرص میخورم ولی فقط با من و یا شما دنیا گلستان نمیشه... 


مردها
در حضور زن ها مثل بچه هایی می مانند که داخل یک اسباب بازی فروشی شده باشند.
قلبشان پیش یک چیز خاص است اما با اینحال هنوز هم هر چیز جذابی که دوروبرشان باشد
را نگاه می کنند.

مردها موجوداتی بصری هستند

مردها به هیچ وجه نمی توانند از تحسین کردن زیبایی زنان خودداری کنند. اما آیا
انجام اینکار وقتی پیش همسر یا معشوقه شان هستند درست است؟ مجله سلامت مردان اخیراً
رای گیری در این مورد انجام داده است:

· ۵۳ درصد گفتند که اگر موردی باشد حتماً نگاه می کنند.

· ۲۸ درصد گفتند فقط در موارد بسیار خاص و حتماً با داشتن عینک آفتابی این کار
را می کنند.

· ۱۹ درصد گفتند که هیچوقت اینکار را نمی کنند چون نمی خواهند همسرشان از دست
آنها ناراحت شود.

اما برای یک لحظه فکر کنید. زن ها هم از این بدشان نمی آید. درست است؟ منظورم
این است که مثلاً آن ۷ پرستاری که به خاطر نگاه کردن به پرونده پزشکی جورج کلونی
تعلیق شدند لزوماً به خاطر مسائل پزشکی اینکار را نکرده بودند، درست است؟

واقعیت این است که مردها نگاه می کنند و زن ها هم نگاه می کنند. بیولوژی طوری ما
را برنامه ریزی کرده است که به دنبال جفتی مناسب خودمان باشیم و کره چشممان یکی از
ابزارهایی است که همه ما برای خرید از آن استفاده می کنیم.

اما دیگر وقتش رسیده واقعیت را ببینیم

اکثریت خانم ها و آقایون می توانند خیال پردازی بصری را از واقعیت متمایز کنند.
درمورد مردها می توانیم بگوییم که بسیاری از مردها اگر وقتی با همسرشان هستند به
زنان دیگر نگاه می کنند اصلاً قصد بی احترامی و توهین به او را ندارند. بسیاری از
مردها اندام خانم ها را زیباترین دیدنی های دنیا می دانند، درمورد آبشار نیاگارا هم
همین فکر را می کنند اما لزومی ندارد که تا آنجا بروند.

البته جای انکار نیست که برای بعضی از مردها چشم چرانی قدم اول برای درگیر شدن
جدی با آن فرد است. اما چطور می توان مردهایی که هر از گاه چشم چرانی می کنند را از
آنهایی که با هدفی خاص اینکار را می کنند تشخیص داد؟ چند نکته هست که باید به خاطر
داشته باشید:

· یک نگاه صادقانه بهتر از دید زدن دزدکی است.

بسیاری از مردان قبول دارند که نگاه می کنند چون می دانند اگر گند کار در بیاید
نشانه بی احترامی آنها به همسرشان خواهد بود. مطمئناً مردی که می گوید، خوب خانمه
خیلی خوشگل بود ممکن است با خشم شدید اما موقتی همسرش روبه رو شود اما بعد از
اینکه عصبانیت همسرش فروکش کرد، زن متوجه می شود که شوهرش آدم صادقی است پس خطری او
را تهدید نمی کند. از این گذشته با اینکه می توانسته اما به هیچ وجه سعی نکرده چیزی
را از او پنهان کند. باید نگران مردی بود که چشم چرانی خود را انکار می کند. اگر
مرد چیزی را پنهان کند آنوقت باید نگران شد.

· تاریخ آینده را پیشگویی می کند.

وقتی بدانید که مردتان نامزد قبلی خود را چطور انتخاب کرده است می تواند شما را
با عملکرد او اشنا کند. اگر او را در یک رستوران یا خیابان ملاقات کرده باشد خیلی
ساده بیانگر این است که برحسب آنچه او را جذب کند وارد عمل می شود. اما اگر مردی
نامزد خود را در محل کار یا بین دوستان ملاقات کرده باشد مطمئناً نشانه خوبی است.
چنین فردی برای برقراری ارتباط نیاز به رابطه معنادار دارد به همین دلیل احتمال
بسیار کمی وجود دارد که با دیدن یک زن زیبا جذب شود.

· آن زنی که مرد نگاهش می کند لزوماً زنی نیست که می خواهد با او باشد.

تفاوت بسیار عمیقی بین یک نگاه کردن ساده و آوردن یک نفر در دنیای خصوصی خود
وجود دارد. اگر مردی در خیابان چشم چرانی می کند احتمال خیلی کمی وجود دارد که
بخواهد به او نزدیک شود.

به نظر اکثر مردان، نگاه کردن به زنان زیبا اصلاً به معنای بی احترامی به همسر
یا نامزدشان نیست، آنها با این کار فقط هنر را تحسین می کنند و زنی که بخواهد بیش
از حد نسبت به چنین چشم چرانی هایی حساسیت نشان دهد فقط همسرش را به نزدیک شدن به
یکی از همین زنان تحریک می کند.


در صورتی که رفتاری از ایشان نمی بینید که دلیل بر چشم چران بودن ایشان باشد به شما پیشنهاد می کنیم اصلا دنبال این علایم نگردید. چرا که هم خودتان را آزار می دهید و هم باعث تلخی و سردی روابط زناشویی تان می شوید. در نگاه دینی اصل بر پاک بودن و سالم بودن افراد است مگر این که خلاف آن ثابت شود و برای همین هم ما از تجسس در رفتار هم منع شده ایم.

اما به طور خلاصه به علل و عواملی که ممکن است باعث این بیماری شوند اشاره می کنم:
1. محرومیت جنسی:
ویلهم اشتگل محرومیت های جنسی را عامل این بیماری دانسته و می گویند : محرومیت های جنسی باعث می شود که (لی یبدو) در اعصاب چشم متمرکز شود، با این تمرکز، بستگی عصب چشم با اعصاب جنسی توسعه یافته و شخص از چشم چرانی لذت می برد و با دیدن اندام جنس مخالف تحریک می شود.[1]
با توجه به این که یکی از وظایف اصلی طرفین ارضاء نیازهای جنسی طرف مقابل است به هر میزان که به نیاز و درخواست ایشان بیشتر جواب مثبت بدهید و مهارت و هنر لازم برای رفع این نیاز را به کار بگیرید احتمال انجام یا ادامه این رفتار ناشایست را کاهش می دهید.

2. خود نمایی زنان:
بیشترین عامل بروز این بیماری در مردان حس خودنمایی در زنان است. مردان به طور طبیعی نسبت به زیبایی و اندام جنس مخالف حساس اند و زنان بد یا بی حجاب با خودنمایی در عرصه جامعه این گرایش مردان را تحریک می نمایند.
این مساله در تفاسیر شیعه و سنی ذیل آیه 30 سوره نور نقل شده است.
«قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَرِهِمْ وَیَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ‏؛[نور/30] به مردان مؤمن بگو: از بعضى نگاه‏هاى خود (نگاه‏هاى غیر مجاز) چشم ‏پوشى کنند و دامن خود را حفظ نمایند. این براى پاکتر ماندن آنان بهتر است. خداوند به آنچه انجام مى‏‌دهند آگاه است.»
قرآن کریم برای رفع این معضل اجتماعی در آیات شریفه سوره نور، از یک طرف مؤمنان اعم از زنان و مردان را مخاطب قرار داده دستور می دهد که نگاه های خود را کوتاه ساخته و به نامحرم خیره نشوند و از فساد و آلودگی دوری کنند و از سوی دیگر به خانم ها دستور می دهد پوشش مناسب را رعایت کرده و زیور آلات خود را آشکار نسازند. تا حوادث نظیر حادثه ای که آیه در ارتباط با آن نازل شده است، اتفاق نیفتد و جوانان از خود بی خود نشده و دنبال زنان و دختران نامحرم راه نیفتند و امنیت و آرامش خود و دیگران را خدشه دار نسازند.
در سوره احزاب نیز در یک جا به خانم ها دستور می دهد: «در محاورات روزمره حالت عادی داشته و با ناز و کرشمه و طنازی صحبت نکنید و در کوچه و خیابان با بدن های نیمه عریان و لباس های بدن نما، ظاهر نشوید.»[برداشت از آیه 32 و 33 سوره احزاب.] چند آیه بعد می فرماید: «یَآ أَیُّهَا النَّبِىُّ قُل لاَِّزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَآءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلاَبِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى‏  أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِیماً؛[احزاب/ 59]اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسرى‌‏هاى بلند بر خود بیفکنند، این (عمل) مناسب‏تر است، تا (به عفّت و پاکدامنى) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، و خداوند آمرزنده مهربان است. » تمام این برنامه و تأکیدها برای آن است که: مردم، زن ها را به عنوان افراد عفیف و پاکدامن بشناسند و موجبات آزار و اذیت آنان را فراهم نسازند. و چشم طمع ندوزند.[احزاب/32] و در نتیجه امنیت و آرامش قشر خانم ها در سایه چادر و رعایت ضوابط شریعت و پوشش اسلامی، تأمین شود.
در نهایت این که برای حل این مساله هر دو جنس از مرد و زن باید به مسئولیت خود واقف بوده و عهده دار آن گردند و بدون توجه به عامل محرک و نیز عدم جوابگویی منطقی به نیاز طرفین از سوی هم، حتی در صورت اجبار کردن یک امر بر فرد، احتمال تاثیر دراز مدت آن مساله بعید به نظر می رسد.

[1]. اصول روانکاوی فروید ، صص 257 ـ 259.
دلیل چشم چرانی آقایون!!!

مردانی هستند که زنان را ابزار جنسی می‌بینند اما این مردان در حداقلند، حداقلی که هنوز مانده تا بزرگ شوند. بیشتر مردها به دنبال همراهی، وفاداری و پیوستگی عمیق با زن زندگیشان هستند، رابطه جنسی در رابطه‌ های جدی معمولاً حرف اول را نمی‌زند.

مردان زنانی را دوست دارند که شخصیت و صداقت داشته باشند. تنها زنانی بعنوان ابزار جنسی به آنها نگاه می‌شود که برای این منظور برنامه‌ریزی می‌شوند، چه خواسته و چه ناخواسته.

داغ این ننگ بر مردان زده شده است که نگرششان به زن‌ها کوته‌ فکرانه است. به دلایلی بیشتر زنان تصور می‌کنند که مردها فقط به دنبال رابطه ‌جنسی هستند اما این از واقعیت خیلی دور است. البته درست است که مردهایی هستند که در زنان فقط به دنبال رابطه‌ جنسی می‌گردند نه چیز دیگر، اما اکثریت مردان اینطور نیستند.

مردان درمورد زنانی که باز لباس می‌پوشند چطور فکر می‌کنند؟
وقتی زنی لباس باز و برانگیزاننده می‌پوشد، تنها پیامی که مرد دریافت می‌کند این است که او دنبال رابطه‌ جنسی است. البته دلایلی که ممکن است یک زن لباس جذاب بپوشد می‌تواند کاملاً متفاوت باشد. ممکن است فقط به این دلیل چنین لباسی پوشیده است که تصور می‌کند بسیار روی مُد و زیبا است.

اما برای یک مرد، وقتی زن را در لباس‌ تنگ و محرک می‌بیند، به‌طور اتوماتیک ‌وار تصویر زنی برایش نمودار می‌شود که دوست دارد رابطه ‌جنسی داشته باشد. به همین دلیل بعنوان یک ابزار جنسی به او نگاه می‌کند و دیگر قادر نخواهد بود به عنوانی دیگر با او رابطه برقرار کند.

درواقع، زنانی که مردها را بخاطر چشم‌چرانی متهم می‌کنند با پوشیدن لباس‌های باز پیامی کاملاً متفاوت می‌فرستند. یک مرد هرچقدر هم که قوی و مقاوم باشد، نمی‌تواند دربرابر تن برهنه مقاومت کند.هیچ مردی در ذهنش استدلال نمی‌کند که ممکن است دلیل پوشیدن چنین لباسی این باشد که به نظر آن زن آن لباس زیبا و مُد روز است.

ذهن مرد اینطور کار می‌کند که اگر زنی به دنبال این است که احترام مردان را جلب کند، باید طوری خود را به آنها نشان دهد که آنها با شخصیت او ارتباط برقرار کنند نه بدن او. زنی که لباس‌های باز و محرک می‌پوشد غیرمستقیم به مردان می‌فهماند که به او بعنوان یک ابزار جنسی نگاه کنند، نه چیز دیگر. مردان هم اینجا مقصر نیستند، آنها مخلوقاتی شدیداً دیداری هستند که فقط به دنبال کوچکترین محرک در جوانب جنسی هستند.

واقعیت این است که اکثریت مردان به دنبال زنی هستند که شخصیتی قوی با سیستم ارزشی خوب باشند. البته دوست دارند که زنانی که لباس‌های باز و برانگیزاننده می‌پوشند را هم چشم‌چرانی کنند اما هیچوقت همچنین زنی را بعنوان شریک زندگی خود انتخاب نمی‌کنند، آن زن برای آنها فقط یک ابزار برای تخیلات جنسی است.

زنی که متین و موقر لباس می‌پوشد و سعی نمی‌کند توجه مردی را به بدن خود جلب کند، اتوماتیک‌ وار احترام شگرفی برای خود بین مردان ایجاد می‌کند. برای مردان بودن در کنار چنین زنی همواره توام با آرامش است.

بیشتر مردان ارزش‌های عمیقی دارند و سعی می‌کنند همان‌ها را در زنان خود پیدا کنند. وقار مایه جذابیت زنان است و بیشتر مردان این خصوصیت را در زن رویاهایشان می‌بینند. اما سکس فقط یکجنبه کوچک از زندگی یک انسان است ، همه انسان‌ها خیلی بیشتر از تمایلات و تحریمات جسمی به دنبال احترام، عشق و درک هستند.

مردان احترام عمیقی برای زنان قائل هستند، بالاخره همه آنها با مادر و خواهر خود حس پیوستگی عمیقی دارند. همه مردان به طور ذاتی به دنبال یک زن ساده، بی‌آلایش، موقر و محترم هستند که بتواند همراه زندگی آنها باشد. و درست نیست که بگوییم همه مردها زنان را ابزارهای جنسی می‌بینند.

    ز دست دیده و دل هر دو فریاد                  که هر چه دیده بیند دل کند یاد

    این همه آفت که به تن می رسد              از نظر تو به شکن می رسد

    دیده فرو پوش چو دُر در صدف                  تا نشوی تیر بلا را هدف


شما بایستی به اون خانمه کمک میکردین.نه اینکه تماشا!!!!!
آقای حمید خان راضی !!!
شما به جای عکاسی و نگاه کردن از دور ،خودتان می رفتید و کمکش میکردید
بیچاره زنهای ما، چادر، بچه ،خرید و از همه مهمتر رد شدن از بین مردان بی فرهنگ که
سلام..
ی چیزی برای من سواله؟؟؟!
شما زود بزود اپینو نطرات زود بزود تیید میکنین(((:
مثلا خودشم گاها در محدوده ساعتیه کار و گذران زندگی(((:
جابلس ک نیستین ان شاالله(:ویا وجدان کاری شیرفرهادی شما در شبهای برره در خواب 7پادشاه سیری ب سرزمین عجایب نمیکند ک ان شاالله(((:!!!!
راستی ی چیزی اگ با کامران نجف زاده مناظره کنیین شما کی برنده میشه؟؟؟!!!کی میگ:بگم بگم!! (سابق)ویا جدیدش:میگماااا.میگماااا...هه هه هه...
خداییش خبرنگار میشدین عالی بود...حیف...
ی چیزی در حد کامی ویا حتی بهتر ازون....حیف...البته هنوزم دیر نشده(: بخت بلندتونو امتحان کنیین...بخدا راس میگمااا شوخی نی.
توفیق رفیق راهتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان...
(ب مام ک سر بزنین ناراحت میشیم))):تا اطلاع ثانوی ورود اقایان ممنوعه(:
ی وخ نیاینااااااااا)
پاسخ:
مگه با گرفتن یارانه مفت و مجانی تو این دوره زمونه کسی کار هم میکنه ؟ نکنه شما کار میکنین؟ البته شنیدم در موارد نادری دیده شده که هنوز افرادی بخاطر یکی دو میلیون تومان ناقابل سی روز (گاها 31روز) کارمیکنند. آللاه گورستمسین !
در ثانی من که ادعای آنچنانی ندارم که با کامی جون مناظره کنم. تفاوتمون اینه که اولا برای اون توسط نویسنده متن آماده میشه و ایشون میخونه . در قانی خبر نگار فقط اتفاق افتادن امری رو گزارش میکنه . من تحلیلگرم مثلا. وبلاگ شما هم از وبلاگهائیه که من هر روز بهش سر میزنم و استفاده معنوی میبرم .

من با  پول یارانه تو بورس سرمایه گذاری کردم...شمام اگ خوش شانسین((:اقدامگر باشین(:
اگرم بد اوردین عب نداره استفاده معنویش محفوظه تو بورس!
حتما معنویم نظر میذارین):

D:


چرابعضی هاعادت به دارن کلمات انگلیسی روتو متن هاشون  به صورت فارسی بنویسن؟فرهنگ بالا رو نشون میده؟؟؟ درحالیکه معادل فارسی شون که شیرینترم هست وجود داره؟
پاسخ:
منم نظر شما رو کانفیرم میکنم. اصلا بکار بردن چنین کلماتی دال بر های کلاس بودن نیست و باید از سیستم اسپیکینگ ما دیلیت بشه.
چشم چرانی متاسفانه یکی از بیماری ها و عادت های ناپسندیه که برخی از افراد جامعه به دلایل مختلف بدان دچار می شوندمعنای چشم چرانی: چشم چرانی در مقابل غض بصر و چشم پوشی, به معنای نگاه خیره و شهوت آلود به نامحرم است که با انگیزه لذت طلبی جنسی انجام می شود. ما در روابط اجتماعی خود با دیگران چه جنس مخالف یا موافق به طور طبیعی با آنها ارتباط حضوری و کلامی داریم و به آنها نگاه می کنیم, نگاهی که به هیچ وجه در آن بحث تحریک شهوت و لذت جنسی مطرح نیست, این نگاه ها داخل در مقوله چشم چرانی نیستند, ولی نگاه های ادامه داری که با انگیزه لذت جنسی انجام می شود و به تحریک شدن غریزه و میل جنسی می انجامد, تحت عنوان چشم چرانی تعریف می شود.

۱۷ مرداد ۹۲ ، ۱۵:۰۸ شهرام میر فتاحی - کارشناس علوم سیاسی

دلم خوش است که نامم خبرنگار بُوَد
کسی که بر سر ِ کاری، خفن سوار بُوَد!

دلم خوش است به پُر طمطراقی ِ شغلم
که حاصلش دو سه تا لوح ِ افتخار بُوَد

میان ِ مردم و مسوول چون پُلی هستم 
که پایه هاش! به دوش ِ من استوار بُوَد

بگو چه کار کنم با اجاره ی منزل
بدین حقوق که قّد ِ سه تا نهار بُوَد؟!

به دست ِ مؤجر ِ بَد، بر سر ِ اجاره بها
حقوق بنده ی بی چاره لـتّ و پار بُوَد

چه قول ها که نداده تعاونی مسکن
که خانه های قشنگی در انتظار بُوَد

ولی چه حیف که این خانه جز سرابی نیست
و این تعاونی در حال ِ احتضار بُوَد

خبرنگار، خروسی است جنگی و نا ترس

که سر بریده ی جشن و عزای یار بُوَد!

خبرنگار ِبسیجی به جز قلم ، کاغذ
همیشه صاحب یک ضبط و یک نوار بُوَد!

خبرنگار، که سی سال شغل او این است
دوان دوان پی ِ مسوول ِ تازه کار بُوَد

همیشه در پی ِ سوژه به هر کجا ویلان
و کفش ِ پاره اش البته سوگوار بُوَد!

ز دست ِ خیل ِ طلبکار با دوی صد متر
همیشه یک تنه در حالت ِ فرار بُوَد!

خبرنــگار، نــگویـد تمـلقی عــمرا
نگو که مصرع بالایی ام شعار بُوَد!

به رغم این همه اوصاف عاشق ِ کار است
اگر چه بر سر ِ راهش هزار خار بُوَد

و جالب این که به دست ِ «دبیرِ» محترمش
خبرنگار به صد کنترل دچار بُوَد

اگر چه کنترل این جا نمی شود سانسور
دبیر هم به خدا تحت ِ صد «فشار» بُوَد!

اشارتی گذرا کرده ام به این حرفه
چرا که درد ِ دل ِ بنده بی شمار بُوَد

اگر چه سخت و زیان آور است شغل ِ حقیر
دوای خستگی ام، عشق ِ این دیار بُوَد

اول ایشان گفت که این عکس برای اون لحظه نیست.در ضمن چقدر از این مسائل در شهرمان پیش اومده و هیچ عکس العملی از طرف مردم نشان داده نشده. در ضمن حجاب کامل، چادر است. مانتو و روسری هم حجاب است البته اگر شک و از نوع عروسی اش نباشد. در ضمن دختران و زنانی که خود را آرایش کرده و در معرض دید نامحرمان قرار می دهند یک نوع مشکل روانی یا عاطفی را حتما خواهند داشت. یا از شوهرانشان، کمبودهایشان را تامین نمی کنند و یا دنبال دوست پسر و یا شوهر می گردند تا برخی کمبودهای لحظه ای را تامین کنند در حالیکه به مرور زمان این کار به روال عادی آنها تبدیل شده و بعد از مدتی اگر تعقل کنند! می فهمند که چرا گوهر باارزش وجودشان را بدون هیچ دلیل منطقی به حراج گذاشته اند. البته نباید از مردان چشم چران هم اغماض نمود که خدا ان شاءا... همه ما را هدایت کند. آمین یا رب العالمین
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام
خسته نباشید حمید آقا. من دانشجو هستم و به مناسبت تحقیقی که برای درسم انجام میدهم ساعتهای زیادی را در اینترنت هستم . با اینکه وبلاگ شما هر روز آپدیت نمیشود ولی من روزی چند بار آن را میخوانم و برای خودم هم عجیب بود . تا اینکه امروز متوجه شدم که نظراتی که برای هر پست گذاشته می شود خودش یک وبلاگ است و نکته های بسیاری برای آموختن دارد. بغیر از چند نظر که حاوی سوال و جواب است بقیه نظر ها کاملا دقیق و کارشناسانه است و نشان از قشر تحصیلکرده ایست که به وبلاگ شما مراجعه میکنند.
این روزها در اکثر محافل دوستانه ما سخن از این وبلاگ است و وقتی آن را با وبلاگ ***** که بخودش لقب ****** اعطا کرده است و خوانندگان را مجبور میکند که روزش را تبریک بگویند مقایسه میکنم تفاوت اساسی دارد. من دانشجوی دانشگاه پیام نور **** هستم و هر روز میبینم که رئیس و کارکنان و دانشجویان این دانشگاه دارند تبریک میگویند و تایید میکنند و لوح میدهند ! در صورتیکه من از حدود 20 نفر از دانشجویان سوال کردم و گفتند روح ما هم از این مسئله خبر ندارد و کارمندانی هم که باهاشون حرف زدیم همینو گفتند. (البته سر خودشون رو هم به چپ و راست تکون تکون دادند و لبخند هم زدند!)
پاسخ:
lمن هم از شما بابت ابراز لطفتان سپاسگزارم . در مورد قسمت دوم نظرتون هم ، نظرتون رو جلب میکنم به داستان کبکی که سر زیر برف میکند و چون کسی را نمیبیند ، گمان می برد که هیچکس او را نخواهد دید !

باز هم به ما سر بزنید ...
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
رفتم به اقای ***** میگم مدارک و سوابق تحصیلی ات رو هم در وبلاگت بذار تا مردم بیشتر باهات اشنا بشن جواب داده :

سایت : زنگ بزن هم کیف احوال کنیم هم هرچی سوال داری جواب بدم 
مگه نمیخوای بدونی شمارتوبده اس ام اس کنم 
راستی دلیل اصرارتان چیه ؟ چه چیزی را میخواهید ثابت کنید ؟ 

خب م** ***** تو که 5 کلاس سواد نداری و حتی بلد نیستی یه جمله بندی صحیح انجام بدی واس چی ادعا میکنی؟؟؟ البته گیرم که همه چیز سواد و مدرک نباشد و قبول که سابقه ******** طولانی داری و به این کار عشق و علاقه داری ولی امروز حداقل تو شهرستان ما دهها نفر لیسانس و فوق لیسانس مطبوعات و خبرنگاری و علوم اجتماعی دارن که توی بی سواد ادعای ******** واسشون داری
حمید خان این روزا تو متنات غلط غولط زیاد دیده می شه هاااااا   نکنه روزه اثر کرده؟؟


راستی عیدتون مبارکا باشه
پاسخ:
ممنونم عید شما هم مبارک

معمولا قبل از انتشار مطلب یکبار دیگه خودم میخونم تا غلط املایی نداشته باشه. چون این وبلاگ مثل بعضی وبلاگهای جهانی نیست که بیسوادی خودمونو به گردن "کلبه ی صفا" و "هر چی دلت میخواد بگو" و "اینجا کلاس ادبیات نیست"  و "تند تند تایپ کردم و از دستم در رفت" بندازیم . من به نوبه ی خودم حتی یک غلط املایی و انشایی رو مجاز نمیدونم. اگر تو متن هایی که نوشتم موردی هست حتما اطلاع بدین تا اصلاح کنم و اگر توی نظرات باشه امکان ویرایش ندارم ولی همه مون بدونیم بهتره.
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ما خودمون سر هیچی دعوا داریم اونوقت ادعا داریم که ریاست جمهوری و دولتمردان برامون کاری کنن ، واقعا جای تاسف داره بعضیها ذاتشون رو همه جا بروز میدن!!!  خطاب به نوجه دهی.....
پاسخ:
ای کاش به مستندات یا حداقل مصداقی اشاره میکردید. ایشون مگه چی گفتن که شما بدتون اومده ؟
۱۸ مرداد ۹۲ ، ۰۹:۰۴ آنا شبستری
اعتقاد:
اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند. روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند،فقط یک پسربچه با چتر آمده بود،
این یعنی اعتقاد.

اعتماد:
اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد،وقتی که شما آنرا به بالا پرتاب می کنید،او میخندد ….. چراکه یقین دارد که شما او را خواهید گرفت،
این یعنی اعتماد.


امید:
هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار شویم.ولی شما همیشه برای روز بعد خود برنامه دارید،
این یعنی امید.


با اعتقاد، اعتماد و امید زندگی کنید
سلام بر دوستان وعید فقط بر روزه داران مبارک!                                                                حمید خان مطلبی که نوشته بودید از چند جنبه میشه بهش نگاه کرد که اکثر دوستان فقط نگاه مردان با تسبیه یا بی تسبیه رابه آن خانوم ذکر کردند که به نظر من هیچ ربطی به اهالی فرهنگدوست،واصولا ربطی به فرهنگ نداره و در همه جای جهان کم وبیش وجود داره!!!                   من مدافع کلمه فرهنگدوست شهرمون نیستم ونمیدونم اولین بار توسط چه کسی به اهالی این شهر نسبت داده شده؛ اما چیدن وسایل جلوی مغازه در سراسر این کشور حداقل تا جایی که من میدونم وجود داره وحتی در بعضی شهرهای بزرگ جلوی مغازشونو به اجاره یا سرقفلی میدن!در مورد پوشش اون خانوم هم باید بگم خودشون حق انتخاب داشتن وبه ما مربوط نمیشه.علت گرییه کوک هم البته مهمه.واما به نظر من رفتن اون خانوم به خیابان هم کار درستی نبوده چون اون خانوم باید از حق خودش دفاع میکرد واز کسایی که پیاده رو رو مسدود کرده بودند میخواست که بازش کنن؛عکس العمل متوری راهم تایید نمیکنم ولی از طرفی حق با متورسوار بوده وکلمه ای که از دهنش درومده احتمالا از وحشت برخورد با خانوم ویا کودکش بوده
اقا یا خانم م خطاب به کدوم حرف من جواب داده بودین اشاره به فرهنگ اصیل مردممون یا پرسیدن سواد اقای جهانی؟؟؟
هر جاییش ایراد داشت بفرمایید اصلاح کنم
۱۸ مرداد ۹۲ ، ۱۲:۴۷ خبرنگار قاره ای
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
آقا حمید بی خیال 

وقتی یکی رو میارن میذارن سرپرست دانشگاه که فقط با شعار دادن به این پست رسیده و بعدا لوح امضا می کنه با سمت ریاست بیشتر از این انتظار نمی ره (تقدیر از اطلاع رسانی بین المللی )

وقتی به آدم لوح و کادو بدن خوب میاد به آدما با اخلاق و اینارو می نویسه دیگه

ولی ما شمارو بدون دادن لوح بهتون قبول داریم فکر هم می کنم شما این حرف و لفظ رو با ارزشتر از لوح استانداری و لوح روسای دانشگاه های درپیتی بدونید ( البته این نظر  شخصیم هست )

در مورد فرهنگ هم باید خدمتتون بگم شبستر شهر فرهنگی هست چون سکوی پرتابی شده برای افراد دیگه واسه اینکه همشهریامون به خاطر حفظ حرمتشون داد و هوار نمی کنند مثل برخی از شهرها تا حرفشون رو بگن. اینهم منجر میشه که افراد سوء استفاده بکنند از این موضوع مثلا
حیدربابا مرد اوغوللار یاد اولدی/... خبرنیگار اوستانداردان لوحین آلدی/ملت میزاشیدنن شاداولدی/ جوان شاعیر******** ***
واقعا ایشون یک بار هم مطالبی که میزاره نمی خونه
یا خوشو زده به .....
سلام...
چ جالب دقایقی چند پیش قبل نظر دادن شما میخواسم عید بتون بتبریکمااا...(:
ب وبتون سر زدم چن دیدم نظری نیستش...خواسم تبریک بگم.اما منصرف شدم دیگ):...
بهرحال عید شمام مبارک..سرخوش باشید و سرفراز...
البته امیدوارم حضورتون از سر رودربایستی واجبار نباشه..(:
موفق باشید.
پاسخ:
مرسی
چقدر هم آخه من اهل رودربایستیم !!!!!
بله در این زمینه دکترای افتخاری دارین...(:
البته من دوس دارم نظر همه انسانهای ژرف نگر رو درباره محتوای پستها بدونم...
سلام، منظور من همون فردی که شما گفتین هست!!!! و صد در صد خود شما!!!! شما چیکار به کار مردم دارین ایشون وبلاگ خودشون رو دارن و بقیه هم ......   واقعا نمیدونم چرا مردم همش دوست دارن تو کار این و اون سرک بکشن و همدیگرو تخریب کنن .... به نظر من حقیر بایستی تو جامعه فرهنگ سازی بشه که مردم تو همه امور مشارکت و شور (مشورت) داشته باشن تا بتونیم فرد- خانواده-شهر-استان-کشور آبادی داشته باشیم... یک دست صدا نداره.... همه باهم دست در دست هم برای ساختن کشوری آباد و آینده ای روشن برای نسل های آینده
پاسخ:
سلام
هر چند خطاب شما کس دیگه ای هست و من نباید پاسخ بدم ولی حق اظهار نظر که دارم که !
حدودا با نصف نظر شما موافقم . کار فرهنگی در یک جامعه انجام میشود و جامعه مثل کشتیی است که نمیتوانیم بگوییم شما به اون چیکار داری ؟ اون فقط داره محل نشستن خودش رو تو کشتی سوراخ میکنه . خوب نتیجه اش غرق شدن همه مان است . در ثانی هر کاری آدابی دارد. این تذکر شما مثل این است که به پلیس راهنمایی بگوییم آقا شما چیکار به رانندگی من داری ؟ نمیشه که ؟ بی مسئولیت و بی تفاوت احساس کردن ، بزرگترین ضربه ایست که ممکن است گریبانگیر یک جامعه پویا و بقول شما Generate شود ! همه خوانندگان یک وبلاگ که آدم های دو بعدی نیستند که . بعضی وقتها ضرر وبلاگی که سعی در "سفید نمایی واهی" دارد بسیار بیشتر از آنهایی است که در ظاهر و بنظر افراد مغرض سیاه نمایی میکنند. مادر هم با اینکه طرفدار فرزندش است ، همیشه او را تایید ! نمیکند . حرفی که همیشه زده ام این است"تعصب خوب است ولی متعصب بودن بد است . همانطور که غرور خوب است ولی مغرور بودن ناپسند است" . طرفداری صرف ، همیشه نشانه متعصب بودن نیست. ضمن تعریف ، همیشه اشکالات را نیز بگویید.
از اینکه خوانندگان وبلاگ را قابل دانسته و برای نوشتن مطالبتان وقت و انرژی میگذارید سپاسگزارم . بسیار لذتبخش است زمانی که نظر ها را میخوانم ، بین انبوهی از عباراتی که "کپی" شده اند ، نظراتی را میبینم که بقلم شخص نوشته شده است . شادی من موقع مشاهده چنین نظراتی قابل وصف نیست...

با سلام

حمید خان من آشنا در  این نظرات الان دارم نظر میدم .

مثله اینکه یک آشنا تقلبی داره نظر میده.مواظب اسمها باشید.فقط از  محتوی نظرات و سوابق نظر میتونید بفهمید که کدوم نظر ماله چه کسیه

با تشکر-آشنا

پاسخ:
سلام
نگران نباشید دوست عزیز . اینجا کسی غریبه نیست و همه آشنا هستند . راههای دیگری بغیر از سوابق و محتوای نظر برای اینکار هست که مثلا من بدانم کدام آشنا از شهر زیبای "وایقان" نظر میدهد و کدام آشنا از یک شهر زیبای دیگر. (مثال بود ها!)
در کل هر نظری که در عین گفتن واقعیات ، توهین نکند (انتقاد اشکالی ندارد) تایید میشود و نظراتی هم که حاوی توهین یا افشای دانسته هایی از شخصی باشند که مستند و قابل اثبات نیست قادر به تاییدش نیستم . بعضی نظرات هم که مجبوریم کلماتی را از داخلشان نقطه چین کنیم (بقول جهانی نکته چین !) . این کارها نه بخاطر عقیده  و نظر شخصی من که برای جلوگیری از ریختن آبروی مسلمانی و ایضا جلوگیری از فیلتر شدن وبلاگ انجام میشود.
شما کما فی السابق لطفتان را از این وبلاگ و شخص من دریغ نفرمائید و نگران نباشید. حمید خان اینقدر ها هم "ببو گلابی" نیست !
خواهش میکنم و ممنونم از اینکه به نوشته های مخاطبانتون ارج مینهید و نقطه به نقطه و سطر به سطر اونهارو میخونین و نظر میدین.... منظور من این نبود که نباید بیشینیم و نگاه کنیم تا کسی هر کاری میخواد بکنه ولی ایشون هم در حد و توانایی خودشون دارن تلاششون رو میکنن و به جای خودش ستودنی هست......   کاملا در همه موارد چه فرهنگ سازی بشه و از ریشه و بن درست بشه ... یک مثلی هست میگن از ریشه و پی خرابه الانم باید ریشه های این فرهنگ های غلط و آزار دهنده رو تشخیص داد و دوست عزیز بیاید از خودمون شروع کنیم بله شما----------------- من------------------  ما عضو این جامعه هستیم و بایستی با دیدی باز به همه مسائل نگاه کنیم.... حمید خان شما بیوگلابی نیستین خود گلابی هستین (محض شوخی) من نیز از دست نوشته ها و همچنین نظرات خوانندگان بسیار لذت میبرم و واقعا دست مریزاد
پاسخ:
از این که از من تعریف کردین ممنونم و امیدوارم لایقش باشم . در مورد تلاش و کوششی که فرمودین : هر کاری دو رکن داره. 1 - بینش 2 - اقدام
بینش بدون اقدام فقط خواب و رویاست و اقدام بدون بینش تلف کردن وقت و اتلاف منابع هست. البته جسارت نباشه چون خود شما در این مورد استادین . اینکه همه دست به دست هم بدیم و کاری رو پیش ببریم به معنی این نیست که کار همه ماها باید تو یه سطح باشه. مثلا شما سوار اتوبوس بشین و راننده بگه من و پسر 10 ساله ام تلاشمونو میکنیم تا شما رو راحت به مقصد برسونیم . آیا اگر پسر 10 ساله در جاده چالوس پشت فرمان بنشیند و بخواهد رانندگی کند شما فقط بخاطر اینکه داره تلاششو میکنه اعتراضی نمیکنید ؟
بعضی وقتها تلاش یکنفر مثمر ثمر هست و بعضی وقتها تلاش یک نفر بیهوده است چون از جای درستی شروع نکرده . حالت سومی هست که تلاش یکنفر علاوه بر بیهوده بودن بدلیل حب و بغض و غرض یا عدم اطلاعات کافی ، نه تنها بیهوده است ، چه بسا که نتیجه کار بقیه رو هم ضایع میکنه.
فرق است بین تلاش برای کار فرهنگی و عوامفریبی. فرق است بین وبلاگ فرهنگی داشتن و دکاندار بودن . فرق است بین جراح مغز و منی که از مغز فقط مزه ی مغز گوسفند را میدانم . فرق است بین قهرمان و دلاور و مرد تلاشگر و افتخار منطقه با افتخارات واقعی منطقه !
اصولا کسانی که افتخار آفرینند ، ادعایی ندارند و نمیخواستند مشهور شوند. فرق است بین پهلوان و قهرمان !
پهلوان فقط به پهلوانی فکر میکند و چه بسار در راه این پهلوانی ، قهرمانی را پشت سر بگذارد . اما کسی که به قهرمانی فکر کند لاجرم به هر کاری دست می یازد. حتی دوپینگ . حتی عوض کردن انتقادات سازنده ی این مردم نجیب به افتخار منطقه و دلاور مرد شبستر !
باز هم ما را بنوازید
البته جواب م رو حمید خان به قدر کافی دادن ولی بهتره منم عرض کنم که من به اقای جهانی انتقاداتی دارم که چون در وبلاگ خودش یا منتشر نمیکنه یا سانسور میکنه (مثلا نوشتم لحنت بده عوضش کرده و نوشته لحنت خیلی خوبه) مجبور شدم در سایتها و وبلاگهای دیگر ازش انتقاد کنم . یه ادمی که ادعای کار اجتماعی داره نمیتونه از پاسخگویی فرار کنه و با بهانه وحدت و همکاری و ... بگه کسی از من سوال یا انتقاد نکنه من خودم وقتی با نام حقیقی در وبلاگ ایشون نظر دادم در معرض شدیدترین توهین ها و تهمت ها قرار گرفتم که متاسفانه با وجود ادعاهای انچنانی اش هیچ ترتیب اثری نداد ولی باز هم من ناراحت نیستم چون یا باید بشینی خونه و سرت به کار خودت باشه یا وقتی میگی میخوام تو جامعه باشم یقین اگه 4 تا دوست داشته باشی 40 تا دشمن پیدا میکنی که بیاد تخریبت کنن مثل همین اقای اشنای شنا
اقای اشنای شنای واقعی این مشکل شمارو بنده خیلی قبل ها متوجه شدم که متاسفانه افرادی شروع به کار خیلی زشت و بی اخلاقی زدند که نظر نوشتن به نام دیگران بود که کاری شدیدا خطرناک و زمینه ساز مشکلات فراوانی بود خب مرد حسابی نمیخوای با نام خودت بنویسی به نام مستعار بنویس مثلا انه شرلی مثلا بابالنگ دراز مثلا شبستری یا نوجه دهی یا ایرانی چرا دیگه میای میبینی کی نظر گذاشته اسم اون رو کپی میکنی ؟ 
پاسخ:
برخودی که اونجا با خواننده میشه اینه که اگر از سایت ما ! خوشتان نمی آید از آن خارج شوید . مانند خلبانی که روی هوا به مسافرانش بگوید اگر از خلبانی من ناراضی هستید درب هواپیما را باز کنید و بفرمائید بیرون .
حذف نظر یا عدم نمایش آن کاری است که شاید اکثر وبلاگ نویسان انجامش میدهند . خود من نیز وقتی ببینم پیامی سراسر کلمات توهین آمیز دارد آنرا حذف میکنم (انتقاد نه هاااااا..... فحش و ناسزا!) ولی عوض کردن این ناسزاها به تعریف و تمجید و گذاشتن عکسهای نخ نما شده و اجبار مردم به تعریف و تمجید کاری است که فقط از دست عده ای بر آید و تمام.
نمیدانم چه توهمی است که بعضی افراد خود را الهه خوبیها میدانند و هر کس کوچکترین اعتراضی بکند مادر زادی حسود به دنیا آمده است . احتمالا ایشان را موقع بدنیا آمدن کاملا پاستوریزه و هموژنیزه کرده اند و از هر گونه خطا و کاستی مبرا باشند !

یک نکته از این معنی .............. گفتیم و همین باشد
سفیدنمایی رو خوب اومدین(:
پاسخ:
مرسی. کدومو بد اومدم شما اونو بگین عاطفه خانم!
واااااااااااای چقد جواب دارین برا هر کس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

انگار به غیر از دنیای مجازی با کسی نمی حرفین!!؟؟

من یه زمونی هرچی عقده داشتم می کوبیدم سر کاغذ و دفتر... و جوابی نمی شنیدم اما کلی آروم می شدم. اما شما تو دنیای مجازی تشنه ترین.

من نیستماااا آشنای تقلبی!!!
پاسخ:
بیشتر از آنچه به جواب دادن برای سوالی بیاندیشم . به پیدا کردن حقیقت فکر میکنم و حقیقت بالا نمی آید مگر با تقابل اندیشه ها (خدایی کف کردی ؟ مال دکتر شریعتی و ژان پل سارتر نبود ها .... خودم گفتم)
دوست دارم عقیده های مخالف و موافق را بشنوم تا از آن راه درست را پیدا کنم . شاید اسمش حقه و کلک باشد . اما در این میان و در ستیز خرد جمعی ، تلاشم این است که درست ترین راه را با همین چراغهای راهنما ، برای خودم پیدا کنم .
حضورتون خیلی کمرنگ شده هاااااااااااااااا
شاید اون پسر یشتر از پدر 10 ساله بیش از پدر 50 ساله احتیاط کنه!!!!!!! بگذریم از وبلاگ شخص آقای X که ایشون هم به جای خودشون دارن فعالیت میکنن و برای ما قابل احترام هستن و من شخصا دوست ندارم کسی رو تیر بارون کنم :) یعنی این یک مسئله عادی هستش خیاط از کار و دوخت خیاط دیگه، مهندس ساختمان از کار یکی دیگه و الی آخر حتی شما و من نیز...... انتفادهای سازنده بدین به همدیگه نه اینکه همو تخریب کنین من دید مثبتی به همه دارم و اگر هم این نظر مثبت اندیشی من در باره یکی بشه منفی دیگه واویلا............... در مورد این مردهای چشم چران هم کاری نمیشه کرد... از خودتون شروع کنین شما اینجور نیستین عایا؟؟؟ آیا...... 
پاسخ:
جواب سوال من این نبود. آیا به صرف احتیاط شما به این پسر 10 ساله اعتماد میکنید ؟ فقط شاید که کافی نیست . گواهینامه پایه یک میخواهد . کارت هوشمند میخواهد . سلامتی جسم و روح میخواهد. سن 23 سال تمام میخواهد. اگر اینجور بود که این حداقل شرایط رو نمیگذاشتند که .
برای من ملاک احترام گذاشتن به شخصی ، وبلاگ نوشتن و لوح تقدیر گرفتن از مدیریت و کارکنان و دانشجویان و فامیلهای دانشجویان یک جایی ! نیست. همینکه ببینم کسی احترام بقیه را نگه میدارد ، خاک پایش میشوم و اگر کسی ، احترام نگه ندارد ، آنهم برای چنین مردم نجیبی ، آنهم برای خوانندگان وبلاگ که ولی نعمتان وبلاگ نویس محسوب می شوند ، برایش تره هم خورد نمیکنم.
امام هم گفتند که تزکیه مقدم بر تعلیم و تعلم است . کسی که ابتدایی ترین اصول برقراری ارتباط با مخاطب را نداند و خود را "ما" خطاب کند و هر انتقاد کننده ای را - صرفا به این دلیل که از او تعرف و تمجید نکرده است - با الفاظی زشت و موهن ، مخاطب قرار بدهد ، شایسته احترام نیست.
درست گفتید ، ایشون جای خودشون را دارند ولی در تشخیص این "جای خودشون" دچار اشتباه و توهم شده اند . این تخریب نیست . عین خوبی است . آیا اگر معلم به شاگردی که نمره اش 3 میشود ، همان نمره 3 را بدهد تخریبش میکند ؟ خیر ! بلکه در پی اصلاح اوست و این بیست دادنهاست که خیانت به اوست .
در مورد خیاط و این مثالها هم که قیاس مع الفارغ است. من با این شخص همکار نیستم . شغل من چیز دیگریست که در آن تخصص و تبحر و تجربه کافی و وافی دارم . البته روزش را در اینجا قید نمیکنم که به من تبریک بگویند .
مثبت اندیش هستم اما واقع گرا. نمیه پر لیوان را هم میبینم به شرطی که لیوان اصلا چیزی در داخلش باشد !
در مورد اینکه پرسیدین من اینطوری هستم یا نه منظورتون به کدوم سوال هست ؟ آیا اینکه من چشم چرانم یا خیر؟
خودتان جواب ایشون به بنده رو نگاه کنید و قضاوت کنید:

پاسخ:
برخی ها که صداقت دارند نظرشان قدردانی است و اسم نمینویسند که شما ریا حساب نکنید

برخی ها هم مثل شما مادرزادیی کینه ای و حسود بدنیا آمده اند و خیال میکنند دنیا فقط تخریب و حسادت و بخل ورزی است
همانگونه که شما با نام مستعار همه جا را بهم زده اید
پاسخ:
از نظر من نام مستعار نوشتن ایرادی ندارد . اصلا جذابیت و لذت دنیای مجازی به همین ناشناس بودنش است . بقول شاعر گرانقدر (نیما یوشیج) : اسمها مهم نیستند . رسم ها مهمند
اگر حرف حساب زده شود به گوینده اش کاری ندارم که . این ها همه بهانه است برای فرار از پاسخ . اگر شما با نام مستعار (بخصوص اسامی دخترانه) تعریف و تمجید بکنید بسیار مورد لطف و مرحمت قرار خواهید گرفت . اما وقتی سوالی بپرسید که جوابش کمی با مصلحت ها ! منافات داشته باشد . بلافاصله به عدم مردانگی ، باطل بودن روزه ، تفرقه افکنی و صد البته حسادت مادر زادی ! متهم خواهید شد. یعنی تخصص یک پزشک اورولوژی ، یک متخصص اعصاب و روان ، یک عالم دینی، و یک پروفسور جامعه شناس یکجا !

 راستی ؟؟ اگه این روزنامه جهانی نبود مردم از کدوم وبلاگ !!!!!انتقاد میکردن؟؟؟؟  منکه معترض حضور این وبلاگ جهانی تو دنیای مجازیم......ضمنا اینطوری  حمید خان هم دیگه اینقده سرشونو تو دنیای مجازی گرم نمیکردن!!!!!!!

پاسخ:
به فکر بقیه هم هستم .در حال آماده کردن مطلبی هستم که بنظرم بسیار پر بحث خواهد بود . فکر کنم تا امشب آماده بشه
جناب حمیدخان مگه شماهم جزیی از اون مردم بافرهنگ نیستید شمابجای اینکه تماشگر صحنه بودید از ماشینتان پیاده میشدید ومحترمانه به اون بانوی محجبه ومحترم کمک میکردید تا دیگران نیز یادبگیرند.شما که به اون چادریهه الان که الان مرحبا می گویید که هنوز خودشان را گم نکرده اند بهترین حجاب را دارند.
پاسخ:
فاصله ی من از ایشان زیاد بود . در ثانی این صحنه ایست که مشابه آن بارها و بار ها تکرار میشود و با یک گل بهار نمیشود . من بجای اینکه ماهی به کسی بدهم سعی در یاد دادن ماهیگیری دارم

؟! نه . همه مطلب رو نگرفتین!!!!

پاسخ:
آخه نگفتین که همشو
به نطربنده اون گلی که در بیابان بروید ارزشش بیشتر اون گل باشد که در گلستان است باید اون گل رو ارج نهاد.
۲۰ شهریور ۹۳ ، ۱۶:۳۱ بابک ماسوله
آقا شبسنر یه دونه است رو دستشم نیست هم با فرهنگ هم باشعور حالا نمیشه همه رو به یه چشم دید خلاصه که شبستر وطن دوم منه بعد ماسوله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">