شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات
  • ۶ آبان ۹۵، ۰۱:۰۹ - حامد
    143

۱۷ مطلب در فروردين ۱۳۹۲ ثبت شده است

زلزله ای 5.2 ریشتری بخش تسوج از توابع شهرستان شبستر را لرزاند . این زلزله در اکثر بخشها و روستاهای شبستر نیز احساس شده و برخی از مردم را به بیرون از منازل کشاند .


این زلزله (تا به الان) تلفات جانی نداشته (خدا رو شکر) و ظاهرا دو نفر دچار مصدومیت شده اند که برایشان آرزوی سلامتی دارم .


چون اکثر خوانندگان هم مثل من برایشان اهمیتی ندارد که این زلزله در کدام عدد عرض جغرافیایی و چند کیلومتری عمق زمین اتفاق افتاده از ذکر آنها خودداری میکنم .


بخش تسوج از توابع شهرستان شبستر حدود پانزده هزار نفر جمعیت و در 40 کیلومتری شبستر قرار دارد .

۰ نظر ۲۴ فروردين ۹۲ ، ۱۵:۲۹
حمید خان راضی !

سلام


در خبر ها شنیدیم که شبستر میزبان چند تن از شهدای گمنام خواهد بود  . استقبال مردم و نهاد ها از این کاروان اقدامی درخور تحسین است و بنظر من هر کاری برای پیشواز این قهرمانان گمنام کشور انجام دهیم قطره ای از دریای بیکران عظمت روح این عزیزان را نمیتوان جبران کرد .


نهادها و ادارات نیز در اقدامی درخور تحسین ، برای استقبال از این کبوتران خونین بال آماده میشوند . عکس زیر چند نمونه از پارچه نوشته های نصب شده را به تصویر کشیده است .




اما در میان این نوشته ها که دقیق شوید به نکته ی بسیار عجیبی بر میخورید :

۱ نظر ۲۴ فروردين ۹۲ ، ۱۵:۲۸
حمید خان راضی !

سلام


بعضی وقتها حوصله‌ها مانند سایه ماه کوتاه است و کمرنگ. داستانی که در ادامه مطالب خواهید خواند، قلقلکی کوتاه برای فکر و روحمان است تا در ساعات پایانی شب، لحظات کوتاه امروز را با خواندن جملاتی کوتاه بهتر و بیشتر قدر بدانیم.

۰ نظر ۲۴ فروردين ۹۲ ، ۱۵:۲۶
حمید خان راضی !
اوایل دهه شصت
آن روزهایی را که تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود.
سس مایونز کالایی لوکس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شکلاتی یام یام تنها دلخوشی کودکی بود.

صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت،

بگو مگو ها سر کپسول گاز که با کامیون در محله ها توزیع می شد،
روغن، برنج و پودر لباسشویی جیره بندی بود،
نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن کفش آدیداس یک رویا بود.

همه اینها بود، بمب هم بود و موشک و شهید و ...
اما کسی از قحطی صحبت نمی کرد!


همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود.


امروز اما فروشگاه های مملو از اجناس لوکس خارجی در هر محله و گوشه کناری به چشم می خورند و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.


از انواع شکلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت، داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا بستنی با روکش طلا، رینگ اسپرت تا...


و حال با تن های فربه، تکیه زده بر صندلی های نرم اتومبیل های گرانقیمت از شنیدن کلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم.

مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید! مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!


متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، پُز دادن و له کردن دیگران سیری ناپذیر شده است ...


ورشکسته شدن انتشارت، بی سوادی دانشجوهامان، بی سوادی استادها، عقب افتادگی در علم و فرهنگ و هنر، تعطیلی مراکز ادبی فرهنگی و هنری و ...

برایمان مهم نیست ولی از گران شدن ادکلن مورد علاقه مان سخت نگرانیم! ...


می شود کتابها نوشت...


خلاصه اینکه این روزها لبخند جایش را به پرخاش داده و مهربانی به خشم.


فقط کافیه یک ذرّه احساس کنیم که یکى مخالف نظر ماست اونوقت چنان نابودش می کنیم که انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم

هرکس تنها به فکر خویش است، به فکر تن خویش!


قحطی امروز قحطی انسانیت است؛


قحطى اخلاق است؛


قحطی همدلی؛


قحطى رأفت؛


قحطی عشق؛


که ما در این روزگاران آن را به وضوح لمسش می کنیم ...


۰ نظر ۲۳ فروردين ۹۲ ، ۱۵:۲۵
حمید خان راضی !

سلام


اول تشکر:

در سال جدید شاهد هستیم که شهرداری نسبت به تجدید فضاهای سبز شهری اهتمام کامل دارد و چشمگیر تر از همه بلوار ولایت شبستر ( حد فاصل البیز باشی! تا ورودی شبستر) که همه روزه میتوان پرسنل زحمتکش و ادوات و تجهیزات شهرداری را در حال ساخت و آبیاری فضای سبز وسط این بلوار مشاهده کرد که مایه خوشحالی تمامی افرادی است که از این معبر گذر میکنند و من بنوبه خودم از شهرداری شبستر تقدیر و تشکر کرده و به تمام پرسنل خسته نباشید میگویم ...


اما تذکر و درخواست ؟؟؟ ....


۰ نظر ۲۱ فروردين ۹۲ ، ۱۵:۲۴
حمید خان راضی !

سلام

راستش مدتهاست که این مطالب رو میخواستم بنویسم ولی فکر میکردم شاید باعث ناراحتی یه عده بشه ولی چند روز پیش مطلبی خوندم تحت عنوان "چرا ما مسلمانان پیشرفت نمیکنیم؟" . نویسنده مطلب بسیار ساده و روان در مورد علت عدم پیشرفت علمی و صنعتی اکثر قریب به اتفاق کشورهای مسلمان نوشته بود ، از اینکه معمولا ما دچار "خود بزرگ بینی" هستیم و حاضر نیستیم قبول کنیم که در مواردی ممکن است کسی از ما بالاتر باشد و ما به کمک و مشورت وی نیاز داشته باشیم و سود این مشورت به هر دو طرف می رسد . یعنی این یک رابطه ی برد - برد است و بازنده ای وجود ندارد.

از قدیم الایام هم دائما در گوش همدیگر خوانده ایم که ایرانی ها باهوشترین مردم دنیا هستند ! با عرض پوزش باید به اطلاعتون برسونم که چنین نیست و باهوشترین مردم روی زمین مردم کره جنوبی هستند! (البته با سند و مدرک) . اینکه ما سالها (بلکه قرنها) پیش ملکی و مملکتی داشتیم و بر چقدر از جهان حکمفرمایی میکردیم و اجداد ما چه و چه و چه بودند بجای خود. آنچه مهم است و سرنوشت ساز ، وضعیت کنونی ماست. بقول معروف  " داشتم داشتم شرط نیست ، دارم دارم شرطه"


و اما این مقدمه چه ارتباطی با تیتر داشت؟ عرض میکنم ...

۰ نظر ۱۸ فروردين ۹۲ ، ۱۵:۲۲
حمید خان راضی !

سلام


به دو تا خبر که در نوع خودشون بسیار عادی هستند برخوردم ولی وقتی این دو خبر رو کنار هم قرار بدین .......


قضاوت با شما ...

۰ نظر ۱۷ فروردين ۹۲ ، ۱۵:۱۸
حمید خان راضی !

سلام دوستان


از اونجائیکه تنور انتخابات هر روز داغ تر از روز قبل میشه و تعداد افرادی که برای ریاست جمهوری اعلام آمادگی میکنن ( صد البته از روی احساس تکلیف و بار مسئولیت) داره زیاد تر میشه ، ممکنه چند صباح بعد مصاحبه با اونا خیلی عادی و تکراری بشه


بنابراین وبلاگ کهکشانی ! ما ! تصمیم گرفت که هر چه زودتر و قبل از یخ شدن مصاحبه ها ، اولین مصاحبه رو با یکی از کاندیدا ها انجام بده که مشروحش رو تو ادامه مطالب میتونین بخونین ( البته مطمئن باشین که مصاحبه درج شده و شما به چند ساعت بعد و زدن کلید F5 !!! دعوت نخواهید شد !



تمامی خوانندگان داخل کشور و خارج از کشور (خوانندگانی که با استفاده از  .....  در اینترنت گشت و گذار میکنند و آی پی خارجیشان،  ما را دچار توهم داشتن بازدید کننده از اقصی نقاط جهان میکند)  را به خواندن این مصاحبه ی خواندنی دعوت میکنم


نکته مهم دیگری که خوانندگان ما که همگی دکتر و مهندس و پروفسور و چایفروش و آجیلفروش و در سطح مدیران ارشد شهرستان و از اقصی نقاط جهان ! هستند باید توجه داشته باشن اینه که  : این عکسی که این بالا میبینین عکس من نیست . البته در حین مصاحبه ، عکاسی که همراه برده بودم یه عکس توپ از مصاحبه گرفت . منتها چون اینقدر بهش سفارش کرده بودم که حتما عکس من باید تو کادر باشه و مصاحبه شونده  زیاد مهم نیست ! بیچاره عکاسمون هول شده و عکسی که ازم گرفته فقط پرتره ی خودمه و مصاحبه شونده اصلا توش نیفتاده .  بخاطر اینکه میدونم اگر روزی ده پونزده تا عکس از من و سیبیلام نبینین ممکنه دچار عوارض ناخواسته بشین ! عکس مذکور رو تو انتهای متن مصاحبه گذاشتم که ببینین و حالشو ببرین !

۰ نظر ۱۶ فروردين ۹۲ ، ۱۵:۱۶
حمید خان راضی !

سلام

روی سخنم با بعضی هاست ...  بعضی هایی که امروزه کم نیستند .... بعضی هایی که یادشان رفته وامدار چه مردمی هستند ... بعضی هایی که تشنه ی قدرت هستند و نه شیفته ی خدمت .... بعضی هایی که عشق مدیریت و تب ریاست بد جوری احاطه شان کرده .... بعضی هایی که مردم فقط برایشان بعضی وقتها مهم هستند ... بخوانند و خجالت بکشند  و ببینند که میزهای امروزشان را مدیون چه کسانی هستند ....


در ادامه مطالب نامه ای را ببینید که یک دختر یتیم در سال 62 برای رزمندگان نوشته بود .....


۰ نظر ۱۶ فروردين ۹۲ ، ۱۵:۱۵
حمید خان راضی !

خدمت به مردم و احساس تعلق به نظام جمهوری اسلامی یا مجذوب زندگی در غرب؟ چرایی دو ملیتی شدن مدیران دولتی !


در حالی که مردم ایران در داخل کشور با انواع مشکلات و دغدغه ها مواجه هستند و در مقابل تحریم ها و فشارها پایداری نشان می دهند، برخی از این مدیران ومعاونان برخی دستگاه ها، به خصوص آنها که به خاطر نوع کار سازمانی خود به خارج کشور سفر می کنند، خانواده خود را در خارج کشور سکونت داده و در طول سال، یکی دوبار خانواده آنها به ایران سفر می کنند تا خود را نشان دهند.تعدادی از این معاونان و مدیران دستگاه های اجرایی، گرین کارت دارند یا ویزای چند ساله گرفته اند و یا مقیم کشورهای خارجی محسوب می شوند  و خلاصه در حالی که باید احساس تعلق به ایران داشته باشند، در سال های اخیر برای خود، امکان اقامت و سفر و ماندن در کشورهای دیگر را فراهم کرده اند.

ادامه مطالب ....


۰ نظر ۱۵ فروردين ۹۲ ، ۱۵:۱۳
حمید خان راضی !