شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات

مسئله هسته‌ای داره فرهنگ مردم هم عوض می‌کنه!
به دوستم میگم رفتی خواستگاری‌، چطور پیش رفت؟
میگه: پیشرفتهای مهمی حاصل شده ولی هنوز ابهامات زیادی باقی مانده!


***************************

حکیمی درجمع مریدانش نشسته بود ….
یکی از شاگردان از وی پرسید: استاد علم بهتراست یا ثروت؟
حکیم بی‌درنگ شمشیری بیرون آورد و مانند جومونگ شاگرد بخت برگشته را
به سه قسمت نامساوی تقسیم نمود و گفت:
سال‌هاست که دیگر هیچ احمقی بین دوراهی علم و ثروت گیر نمی‌کند!!!
مریدان دیگر درحالیکه انگشت حیرت به دندان گرفته و لرزش تمام وجودشان را فرا گرفته بود گفتند:
ای حکیم ما را دلیلی عیان ساز تا جان فدا کنیم!!!
حکیم گفت: در جوانی مرا دوستی بود که باهم به مکتب می‌رفتیم
دوستم ترک تحصیل کرد و من معلم مکتب شدم ………….
.
.
.
.
.
.
.
.
.
حالا او پورشه دارد، من پوشه……!
او اوراق مشارکت دارد و من اوراق امتحانی…..!!
او عینک آفتابی، من عینک ته استکانی…..!!!
او بیمه‌ی زندگانی، من بیمه ی خدمات درمانی…..!!!!
او سکه و ارز، من سکته و قرض……!!!!!

سخنان حکیم چون بدین جا رسید مریدان نعره‌ای جانسوز زدند
و راهی کلاسهای آموزش اختلاس گشتند……..!!!!!

باشد که شما را پندی آموخته و به درد حکیم گرفتار نیایید…..!!!

***********************************
کرگدنی پیر را پرسیدند از خودت ، پوست کلفت‌تر دیده ای یاشنیده‌ای؟
گفت در ایران مردمی یافت شود که نه از برنج آرسنیک‌دار سرطان گیرند، ونه از سبزیجات فاضلاب داده بمیرند،
نه روغن پالم بیمارشان کند و نه مرغ هورمونی تب‌دار،
نه از سوسیس و کالباس مریض شوند و نه از تصادف پراید ساقط.
در هم همی لولند و بینی هر روز بیش‌تر فضولند.
تا مرگ بارها روند و بازگردند و عزرائیل را جواب کردند.
در هواپیمای بی‌بال نشینند، و در خودروهای کبریت‌سان ماوا گیرند. دخلشان نیمی از خرجشان باشد، و خرجشان پنج برابر دخلشان!!! فلاسفه از حساب زندگی‌شان اسهال گیرند!!
با این‌حال پیوسته جوک گویند و در فیسبوک و واتساپ و وایبر... راه پویند.
آری من ایشان را از خود پوست کلفت‌تر دیده‌ام. و یقین دارم که سه پوسته‌اند.

*****************************

می دونستین ایرانی ها از قدیم با فناوری نانو آشنا بودن؟ نانو پنیر، نانو خرما، نانو ماست.

***********************************

دوستان عزیز توجه بفرمایید

وقتی فین می کنید دیگه وسط دستمال رو نگاه نکنید/ کمتر گزارش شده کسی مروارید فین کرده باشه.

*********************

شما دخترا یادتون نمیاد…
یه روزهایی بود که دخترا خواستگاراشونو رد میکردن!


********************

وقتی یه زن نظر شما رو میپرسه
در واقع نمیخواد نظرتون رو بدونه!

بلکه فقط میخواد نظر خودش رو با یه صدای مردونه هم بشنوه!


***********************

آنقدر تو شعرا گفتن و میگن ای ساربان آهسته ران ... انگار که شترها با سرعت 180تا می رفتن.


*********************

خبر فوری از چین

卂妝十夾太乗乗¥乗醂煅排埔泄覯狿母

墄嫺媯覛毎廿 卄廾丸毋忒娉溈毋牀姆才

媯覛毎廿 卄廾丸毋忒娉溈毋

牀姆才 媯覛毎廿 卂妝十夾太乗䅈乗¥

خدا به دادمون برسه إن شاء الله شایعه باشه


******************

امروز رفتم پارک
3 نفر والیبال بازی میکردن
دو نفر بدمینتون
دو نفر تخته
یه دویست سیصد نفر هم داشتن زغال میچرخوندن
لامصبا همشون دنبال تفریح سالم هستن :|

******************************
همیشه می گن شکست مقدمه پیروزیه، فقط نمی دونم ما کی می خواهیم از دور مقدماتی صعود کنیم.

***********************
هر کاری می کنم کمبود خوابم جبران نمی شه
باید یه برنامه بذارم برم تو کُما!

*******************************

توی ایران واسه رانندگی یا باید گواهینامه داشته باشی یا نیسان!

*******************************

دیروز یه شیشه کشک خریدم 5000 تومن! گمونم از این به بعد «برو کشکتو بساب» یه پیشنهاد تجاری موفق محسوب میشه!

***********************************
یه روز می خوام برم آموزش پرورش، پول تمام پنج شنبه هایی که رفتم مدرسه رو بگیرم!

********************************

تو کز محنت دیگران بی غمی … خب نامرد حداقل میازار موری که دانه کش است!

*****************************************
تاثیری که دختر همسایه (اونم فقط با حضورش پشت پنجره) روی بازی بچه های محل می گذاشت، پورشه نتونست روی بازیکن های استقلال، پرسپولیس بگذاره!

***********************************
اونایی که میگن ما میریم فیسبوک فقط واسه تبادل اطلاعات،

همونایی هستن که میرن تایلند، واسه دیدن مناظر طبیعی!

***********************
دیشب خواب دیدم مازاراتی خریدم!
بیرونش مازاراتی بود توش اما مثل 206 بود!…
ضمیر ناخود آگاهم از داخل مازاراتی تصویر نداشت تصویر 206 پخش کرد

***********************
کلِ عمرمون دپرسیم ولی تو اعلامیه مون می زنن شادروان!!!

*********************

با فیلتر شدن ویچت، 35 میلیون جوان ایرانی به آغوش گرم خانواده های خود بازگشتند!

************************
هر وقت رابطمون با آمریکا خوب شد می خوام یه دیزی فروشی بزنم اسمشو بذارم واشینگتن دی زی!

***********************

الان بچه هفت ساله تخت دو نفره داره
لامصب زمان ما می ذاشتن ما رو روی پاهاشون به حالت سانتریفوژ اینقد تکون می دادن تا پلاسمای خونمون جدا می شد، بیهوش می شدیم!

**************************************
دختر زیبایی را دیدم که تن فروشی می کرد و خیلی ها بی تابانه توی صف در انتظار بودند و من هم بی اختیار رفتم تو صف و جلو که رسیدم دیدم تنش، تن ماهی جنوبه و سه تا خریدم!

*****************************
اگه همین الانم زلزله بیاد، من با باقیمونده غذایی که لای دکمه های کیبوردم هست میتونم 1 ماه زیر آوار زنده بمونم!

*************************
یکی از نمونه های بارز تهاجم فرهنگی اینه که سالهاست در تولید گوجه فرنگی خودکفا شدیم اما هنوز اسمش به گوجه ملی تغییر نیافته!

****************************

دوستان واقعی پشت سر هم غیبت نمیکنن
بلکه باهم پشت سر دیگران غیبت میکنند :|

 *****************************************************

آشپزی سخته

ولی میتونین با خلاقیت های کوچیک این کار رو برای خودتون به لذت تبدیل کنین

مثلا من ﺩﯾﺮﻭﺯ ماست و خیار رو بدون خیار درست کردم خیلی هم خوب شد

**********************************************************
خانم جوانی که در کودکستان با بچه های 4 ساله کار می کرد می خواست چکمه های یه بچه ای رو پاش کنه ولی چکمه ها به پای بچه نمی رفت! بعد از کلی فشارو خم و راست شدن، بچه رو بغل می کنه و می ذاره روی میز، بعد روی زمین و بالاخره باهزار جابجایی و فشار چکمه ها رو پای بچه می کنه و یه نفس راحت می کشه که…
هنوز آخیش گفتنش تموم نشده که بچه میگه: این چکمه ها لنگه به لنگه است!
خانم ناچار با هزار زور و اینور و اونور شدن و در حالی که مواظب هست که بچه نیافته هرچه می تونه می کشه تابالاخره چکمه های تنگ رو یکی یکی از پای بچه درمیاره و باز با همان زحمت زیاد چکمه ها رو این بار دقیق درست پای بچه می کنه که لنگه به لنگه نباشه و…
در این لحظه بچه میگه: این چکمه ها مال من نیست!
خانم جوان با یه بازدم طولانی و سر تکان دادن که انگار یک مصیبتی گریبان گیرش شده، با خستگی تمام نگاهی به بچه می اندازه و میگه: آخه چی بهت بگم؟
دوباره با زحمت بیشتر این چکمه های بسیار تنگ رو درمیاره، وقتی کار تمام می شه به بچه میگه: خب، حالا چکمه های تو کدومه؟
بچه میگه: همین ها! این ها چکمه های برادرمه ولی مامانم گفته اشکالی نداره می تونم پام کنم!
مربی سعی می کنه خونسردی خودش رو حفظ کنه و دوباره این چکمه هایی رو که به پای بچه نمی رفت به پای اون بکنه…
بعد از اتمام کار یک آه طولانى می کشه و میگه: خب، حالا دستکش هات کجا هستند؟ توی جیبت که نیستن…
بچه میگه: توی چکمه هام بودن دیگه!

***************************************************************
از بعضیا میپرسی اسم بچه تونو چی گذاشتید؟
یه چیزی میگن که مجبور میشی بعدش بپرسی به سلامتی حالا دختره یا پسر؟!

********************************************************************
آقا یه چیزی کشف کردم، دقت کنین:
عصر حجر، عصر اطلاعات، عصر ارتباطات، عصر فن آوری، عصر دیجیتال و…
همه اینا ثابت میکنن که پیشرفت بشر همیشه در عصر صورت گرفته و از صبح زود بیدار شدن آدم به جایی نمیرسه!

****************************************************************

یک شباهت اساسی بین مهندس های کامپیوتر و دکترهاست و اونم اینه که از هر چی سر در نمیارن میگن ویروسه!

**********************************************************************
از اقدامات مفید رضا شاه منقرض کردن سلسله قاجاریه بود!
اگه می موندن الان مرز ایران از میدون انقلاب تا پیکان شهر کرج بود!

**************************************************************
خدایا باور کن ما اصلا قصد شکستن رکورد حضرت ایوب رو نداریم !

**************************************************************

زندگی خانم ها سه مرحله دارد. کودکی، جوانی، چقدر خوب موندی!

*********************************************************************

ما بدبختی رو بوسیدیم گذاشتیم کنار …
حالا بدبختی دیگه ول کن نیست ، هی میره و میاد میگه : یه بوس بده !

*********************************

به میمنت و مبارکی بیست‌ویکمین شبکه تلویزیونی دیجیتال با نام «نسیم» در راه است. مسئولان فرموده‌اند حروف واژه «نسیم» به ترتیب از «نشاط»،«سرگرمی»،«یاد و خاطره» و «مسابقه» گرفته شده است.همچنین از مردم خواسته شده‌است که فیلم‌های خود را از جشن‌ها و عروسی‌های خویش(!)به این شبکه ارسال کنند تا به نام خودشان پخش شود!بنده نیز در راستای «هر ایرانی، یک شبکه» پیشنهاد راه‌اندازی شبکه‌های ذیل را دارم:

 

شبکه «چشم تر»:

به فیلم‌های ارسالی بینندگان اختصاص خواهد داشت که از مجالس ختم‌ خودشان گرفته‌اند.

«چشم تر» از واژه‌های: «چهلم،«شب هفت»، «مزار»،«ترحیم» و «روحش شاد!» گرفته شده‌است!

 

شبکه «بیستانه»:

این شبکه گلچینی از برنامه‌های«بیست» شبکه دیگر -به‌ویژه پیام‌های بازرگانی(!)آنها- خواهد بود.

 

شبکه «دمق»:

فعالیت این شبکه ورزشی با ساعات پخش محدود، به زمان‌هایی اختصاص دارد که تیم‌های ملی ما در مسابقات آسیایی و جهانی، مسابقات مهم دارند.این شبکه آنگونه که از حروف نامش پیداست، وظیفه دارد در این ساعات، مسابقات «دوی صحرانوردی»، «ماشین‌سواری» و «قایقرانی» پخش کند!

 

شبکه«تت»:

برگرفته از دو واژه «تماس» و «تلفن»است.در این شبکه، به‌طور شبانه‌روزی گزیده‌ای از بهترین تماس‌های تلفنی بینندگان برنامه‌های گوناگون از سال‌های دور تا سال‌های نزدیک پخش خواهد شد.(با تصاویر پس‌زمینه طبیعت بکر و زیبای ایران)

 

شبکه«آپارات»:

واژه «آپارات» بر گرفته از: «آگهی»،«پیام بازرگانی» «آگهی»، «رپرتاژ آگهی» ، «آگهی»و«تبلیغات» است.این شبکه 24 ساعته با تبلیغات جذاب، جذب‌کننده بینندگان و مشتریان گرامی خواهد بود.

 

شبکه «تیک»:

برگرفته از واژه‌های «تکرار»، «یاد و خاطره» و «کرارا»(!) است.این شبکه با پخش مجدد سریال‌هایی که ماه پیش پخش شده‌اند، یاد و خاطره آنها را در دل بینندگان زنده خواهد کرد!

 

شبکه«ترافیک»:

در این شبکه که با همکاری راهنمایی و رانندگی راه‌اندازی خواهد شد، 24 ساعته گزیده‌ای از جذاب‌ترین فیلم‌های دوربین‌های کنترل‌کننده ترافیک، برای بینندگان پخش خواهد شد.

 

شبکه «آش»:

«آش» برگرفته از دو واژه «افتتاح» و «شبکه» است و بیست و چهار ساعته افتتاحیه شبکه‌های جدید را به همراه توضیح مسئولان مربوطه به‌طور مستقیم پوشش خواهد داد!
 
*****************************
یه سوال فنی دارم : اینایی که موهاشونو دم اسبی میبندن ، کله شون کجای اسب حساب میشه!?

*********************

از مربی بدنسازی پرسیدم : با کدوم دستگاه بیشتر کار کنم تا دخترها عاشقم بشن !؟
مربی گفت : با دستگاه خودپرداز بیرون سالن !


********************

اخبار میگه: از هر 5 ایرانی یک نفر از اسهال رنج می بره. این یعنی اون 4 تای دیگه از اسهال لذت می برن؟

************************
قدیما به کسی که به پات می نشست می گفتن: وفادار، الان می گن: سیریش.

**********************

به دوستم میگم : فهمیدی مریم جدا شد !؟
میگه : از شوهرش دیگه !؟
من هم گفتم : پـَه نَ پـَه چسبیده بود کف ماهیتابه با کفگیر زدم جدا شد !


***************
پسرک نگاهم کرد و گفت : آقا چسب زخم دارم ارزون میدم
گفتم : زخمهایم عمیقتر از این حرفاست ، تمام چسب زخمهایت را هم بخرم نه زخم من خوب می شود نه درد های تو .....

پسرک گفت : برو بابا خب عین بچه ادم بگو پول ندارم !


**********************


آیا میدانید با همین کارتهای عضوشتابی که در دست دارید میتوانید بجای دریافت وجه نقد از این دستگاه و اون دستگاه درز های لپ تابتان را تمیز کنید !؟
نه خداییش میدونستید !؟


***********************
دیدی درد نداشت ؟
جمله نوستالژیک پدر و مادرها بعد از آمپول زدن به بچه هاشون درحالی که بچه داره خون گریه میکنه …


*************************

می دونین چطوری میشه خانمها رو توی سنین مختلف با توپها مقایسه کرد؟

یه خانم توی سن ۱۸ سالگی مثل توپ فوتباله... ۲۲ نفر دنبالش هستن

توی سن ۲۸ سالگی مثل توپ هاکیه... ۱۰ نفر دنبالش هستن

توی سن ۳۸ سالگی مثل توپ گلفه... ۱ نفر دنبالشه

توی سن ۴۸ سالگی مثل توپ پینگ پنگه... ۲ نفر هی از خودشون دورش می کنن و به طرف مقابل پاسش میدن

توی سن ۵۸ سالگی مثل توپ جنگیه... کسی جرات نمی کنه از ۱۰ متریش رد بشه

************************

پیرمردی گفت : پیری پنج عیب داره ! اولیش فراموشیه بقیه اش هم یادم رفته !

 

*****************************************************************************

از برادران یوسف پرسیدند : وقتی او را در چاه انداختید چه گفت !؟

برادران گفتند : گفت شلپ !

*****************************************************************************

پنج آدمخوار در یک شرکت استخدام شدند.

هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس شرکت گفت: شما همه جزو تیم ماهستید. شما اینجا حقوق خوبی میگیرید و میتوانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید. بنابراین فکرکارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید"

آدمخوارها قول دادند که باکارکنان شرکت کاری نداشته باشند.

چهار هفته بعد رئیس شرکت به آنهاسر زد و گفت: می دانم که شماخیلی سخت کار میکنید. من از همه شماراضی هستم. امّا یکی از نظافتچیهای ما ناپدید شده است. کسی از شمامیداند که چه اتفاقی برای اوافتاده است؟"

آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند..

بعد از اینکه رئیس شرکت رفت، رهبرآدمخوارها از بقیه پرسید:

" کدوم یک از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده ؟ "

یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها گفت:

"ای احمق ! طی این چهار هفته ما مسئولان و مدیران پروژه ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد!از این به بعد لطفاً افرادی را که کار میکنند نخورید"!!!

 

************

پسر : بابا به جن اعتقاد داری ؟
پدر : نه !
پسر : ولی خدمتکار گفت خونه جن داره !
پدر : وسایلتو جمع کن بریم !
پسر : چرا !؟
پدر : ما خدمتکار نداریم !

*******************

اینکه بد نیست گاهى وقتا یه وزیر عوض می‌شه

خب بشه اما چرا این همه دیر عوض می‌شه

شیر بشکه سالمه بشکه خودش نشتى داره

به جاى بشکه چرا واشر شیر عوض می‌شه

 

امتحان کن، سر رات یه سیر پنیر خوب بخر

نون خالى حتى طعمش با پنیر عوض می‌شه

وقتى کار خراب می‌شه گاهى سیاست اینه که

زندگى یه جورى جاش با مرگ و میر عوض می‌شه

 

وقتى هم قراره هرگز چیزى تغییر نکنه

نشونه‌ش اینه که روزى دو وزیر عوض می‌شه

جاده آسفالته ولى ملات اون مزخرفه

مشکلو وقتى مى‌گى بشکه قیر عوض می‌شه

 

از پایین وقتى مى‌رى بالا خوبه عوض نشى

از بالا هر کسى که مى‌افته زیر عوض می‌شه

آخه توى دهن شیر چطورى مى‌خواد بره

آدمى که عقیده‌ش تو صف شیر عوض می‌شه

 

اینکه باز کى جاش میاد تو میکده، بى‌خبرم

اما اینجا هر کى حافظ!می‌شه پیر عوض می‌شه

دارى راهتو مى‌رى مقصدتم مشخصه

با یه باد مختصر گاهى مسیر عوض می‌شه

 

جوونا عوض بشن اقتضاى سن شونه

آخه آدم چى بگه وقتى یه پیر عوض می‌شه

روز مى‌شینه رو حصیر وقتى مریداش پیش شن

شب یه چیز از پر قو جاش با حصیر عوض می‌شه

 

یه نبات بر مى‌داره فوت مى‌کنه به من مى‌ده

مى‌گه حالت خرابه اینو بگیر عوض می‌شه

به همین سادگى باور مى‌کنى هر چى مى‌گه

هر چى اون بخواد توى این هیر و ویر عوض می‌شه

 

تو همین شعر منم اون اگه تصمیم بگیره

به همون سادگى جاى ویر و هیر عوض می‌شه

یه سرى به کارخونه‌ش بزن تو هم عوض مى‌شى

مزه اون همه کالباس با یه سیر عوض می‌شه

عوضى نشى! عوض شدن که خیلى هم خوبه

شاعرى نباش که با سکه و لیر عوض می‌شه

********************

 

رازهای موفقیت در ایران

 درس نخوانید. هیچکس از درس خواندن به جایی نرسیده به جز علی دایی

 از کودکی معاملات زمین و مسکن را جدی بگیرید، همه که قرار نیست از دزدی به جایی برسند

 یک پدر پولدار برای خود دست و پا کنید. از همان روز اول در بیمارستان با تطمیع پرستار و یک جابجا کردن ساده ی دستبندهایتان یک عمر آسوده باشید، بگذارید برای یک بار هم که شده یک بچه مایه دار دنبال معنویت بدود

 اگر پدرِ پولدار نشد لااقل یک زن یا شوهر مایه دار برای خود دست و پا کنید. یادتان باشد فیلم های هندی و آبگوشتی را برای شما ساخته اند و هنوز که هنوز است فلاسفه بر سر مفهوم عشق و زیبایی با هم دست به یقه اند اما بر سر مفهوم پول کسی شک ندارد

 حتی اگر خال زشتی هم روی صورتتان دارید با «محمد رضا شریفی نیا» طرح دوستی بریزید. هر ماه، پنج فیلم از شما اکران می شود و یک شبه از الافِ محله «قازقُل آباد» تبدیل به سوپراستار دست نیافتنی می شوید

 اگر حتی توی بیابان های جاده ی قم یا در اعماق کویر نمک یک تکه زمین دارید دیگر لازم نیست کاری بکنید ، ثروت و موفقیت در چنگال شماست

 لازم نیست پدربزرگ خیلی پولداری برای خود تهیه کنید. کافیست فقط یک خانه ی کلنگی حوالی شاسکول آباد داشته باشد، بسِ تان است. اول پدربزرگ مهربان را به خانه ی آخرت راهنمایی کنید. سپس خانه را بکوبید و با چند فرغون بتُن، پی ریزی کنید و چند تا ستون لاغرتر از گردن مرتاض های هندو را هم عَلَم کنید و تیغه بزنید و آن را متری (قیمت پایه) یک میلیون و سیصد معامله کنید. همیشه به خاطر داشته باشید در زلزله خشک و تر با هم می سوزند و هرچه بسازید« کُن فیَکون » خواهد شد پس خرج بیخود نکنید

تولیدی «خنزر پنزر» بزنید. مثلا زیر کفش بسازید نه خود کفش. کفش را چینی ها می سازند

در یک شرکت دولتی استخدام شوید. از هرکس به دستتان رسید پله ای بسازید و پله پله بالا، بالاتر و به ملاقات خدا بروید به آنجا که رسیدید یادتان نرود روی ماه خدا را ببوسید. در ضمن به یاد داشته باشید کسی که نخواهد بالا برود غیرمستقیم قبول کرده نردبان این و آن باشد

 در مسابقات فوتبال سالنی جام رمضان شرکت کنید و هرچیز و هرکس را که دیدید «دریبل» بزنید. توجه داشته باشید که برای کار تیمی به کسی پول نمی دهند. برای مطالعه بیشتر در این خصوص فیلمهای علی کریمی را ببینید

 اگر هیچ هوش و استعدادی ندارید لااقل کُشتی بگیرید. برای فتیله پیچ کردن یا اجرای «سَگَک دوبل» که نباید استعداد خدادادی داشت، «خر زور بودن» کفایت می کند. یکی دو سال کشتی بگیرید بعد کاندیدای شورای شهر بشوید

 مغازه ی فروش کارت تبریک های ژیگولی و عروسک پشمالو بزنید. از فروش قبل از روز «‌وَلِنتاین» به نان و نوایی می رسید

 آرم طرح ترافیک دولتی جعل کنید و دانه ای پانصد تومان آزاد بفروشید. وقتی هم گند قضیه درآمد راست راست برای خودتان در اداره راه بروید و به چشم همکارانتان زُل بزنید، آنقدر زل بزنید که آنها به خودشان شک کرده و در پایان وقت اداری خود را به اولین پاسگاه کلانتری معرفی نمایند

**************

رتبه کنکور دختر یکی از فامیل ها رو واسش اس ام اس کردن

اومده میگه : نمیدونم کی واسم شارژ ایرانسل فرستاده !!

 

***********

از اونجاییکه کلاغا خبر آوردن بسیاری از خوانندگان وبلاگ از جمله خانم آنا و نازی خانم و آقا امید و ..... 206 سوار هستند شعری براشون یافتم که حرف دلشونه !

 

رستم پی تو به راه رفته/ خان‌ها همه اشتباه رفته
بیژن! عقبت به چاه رفته/ با تو گاگارین به ماه رفته
رویای تو در دل پریشم /محبوب دلم دویست و شیشم

 

آکنده ز منطق ارسطو/ تودوزی تو پر پرستو
ای ظاهر تو چراغ جادو/ چون که دمِ در بده، بیا تو
امروز که بنده در آفیشم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

ای رفته به قله‌ی دماوند!/ ای بر تو نگاه کوه الوند!
ای داده ژکوند بر تو لبخند!/ من می‌خرمت فقط بگو چند؟
ای وای که با تو من چی می‌شم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

ای ناز چراغ و پاک شیشه!/ از دوری تو دلم پریشه
بهتر ز تو در جهان نمی‌شه/ ای عمر گارانتی‌ات همیشه!
یک عمر تو بسته‌ای به ریشم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

ای کشته‌ی تو خود اوناسیس!/ از هجر تو دیده‌ها همه خیس
گر قافیه شد غلط بگو «هیس»/ چون نمره‌ی تو دهد دلم بیس
من تا به ابد تو را سریشم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

ای جان پسر! شنو تو این را/ این در فن خودرو آخرین را
تیک آف مزن تو این چنین را/ ویراژ مده تو نازنین را
از کار تو سخت دل پریشم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

قربان قد و قر و غمیشت/ جانم به فدای قوم و خویشت
مُردم ز نگاه پر ز نیشت/ هر روز من آمدم به پیشت
امروز خودت بیا به پیشم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

تا آخر عمر یار من باش/ هر روز فقط کنار من باش
براقی روی تار من باش/ خواهی تو بیا سوار من باش
با دست خودت بزن پولیشم / محبوب دلم دویست و شیشم

 

ای شاخه نبات شعر حافظ!/ سربی و بژ و سیاه و قرمز!
در قلب تمام خلق نافذ! / در آخر کار در پرانتز!
با تو؛ نه به فکر جان خویشم/ (محبوب دلم دویست و شیشم...)

 

****************

قلب پسرها همانند پارکینگی است که هیچ وقت تابلوی ظرفیت تکمیل بر در آن دیده نمیشود !
قلب دخترها مانند فرودگاهی است که مدت ماندن یک هواپیما در آن بستگی به فرود هواپیمای بعدی دارد !

**************
دنبال دوا این در و آن در شده‌ام
آواره و بی‌نوا و منتر شده‌ام
از بس که قدم خمید و رویم شد سرخ
این بنده خودم هلال‌احمر شده‌ام!

*************

بچه بودیم هر کی بهمون فحش میداد کف دستمونو نشونش میدادیم و میگفتیم : آینه ! آینه !

حالا کافیه به بچه های امروزی فحش بدی ! یه چیزی در جواب بهت میگن که باید معنیش رو از بابات بپرسی !

**************

باغ وحشی در اروپا : لطفا به حیوانات غذا ندهید

باغ وحشی در آفریقا: لطفا غذای حیوانات را نخورید

باغ وحشی در چین : لطفا حیوانات را نخورید !
 

*************

زن به محض ورود شوهرش به طرف او رفت و گفت : عزیزم نمیدونی واسه جشن تولدت چی خریدم !
مرد تشکر کرد و گفت : حالا بگو ببینم چی خریدی ؟
زن گفت : صبر کن برم بپوشم و بیام !

*****************

بعضیا هستن میخوان باعث تنوع شن ولی زیاد وارد نیستن باعث تهوع میشن !

******************

ظهر به بابام میگم : اگه یه روز یکی بزنه منو بکشه رضایت میدی یا تقاضای قصاص میکنی ؟

یه خورده فک کرد گفت : تو ماه حرام یا معمولی ؟

 


 

 

***************************

ما از همان کودکی بازیچه دست نویسندگان شدیم ! وگرنه کدام روباه اسکلی “پنیر” می خورد !؟

 

***********************


دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم ؟پسر: آره عزیز دلم . . .دختر: منتظرم میمونی ؟پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند و گفت ، منتظرت میمونم عشقم . .دختر: خیلی دوستت دارم . .... پسر: عاشقتم عزیزم . ...

بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت ، به هوش می آمد ، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد ..پرستار : آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی . .دختر: ولی اون کجاست ؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت؟پرستار : در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت ؛ میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟دختر: بی درنگ یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد .. آخه چرا ؟؟؟؟؟!!چرا به من کسی چیزی نگفته بود .. بی امان گریه میکرد .

پرستار: شوخی کردم بابا!! رفته دستشویی الان میاد


***********************

یکی دکتر میشه..
یکی مهندس میشه..
.
.
.
.
منم درس عبرت شدم برا بقیه!!!


***********************

مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند

در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می کنند!

***********************

 

دو تا دختر داشتند با هم صبحت می کردند. دختر اولی: تو چرا اینقدر به نامزدت علاقه نشون میدی؟ دختر دومی: می‌دونی، آخه اون پولداره، … مهربونه، … پولداره، … جوونه، … پولداره، … قد بلنده، … پولداره


                                                       ***********************

 

متاسفانه اغلب احترامایی که واسه آدما قائلم ، از جنس احترامیه که موقع رانندگی واسه یه نیسان آبی قائلم !


                                                       ***********************

مادره به بچش میگه : می دونم موهای خواهرت رو کشیدی شیطونه گولت زد.

بچه : آره ، ولی لگدی که تو دلش زدم ابتکار خودم بود

***********************

ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺩﻡ ﺑﺨﺖ ﺑﻪ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻴﺸوند :
ﮔﺮﻭﻩ ﺍﻭﻝ
ﮔﺮﻭﻩ ﺩﻭﻡ

 

ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﻴﭻ ﻓﺮقی ﺑﺎ یکدیگر ندارند ! فقط ﭼﻮﻥ ﺗﻌﺪﺍﺩﺷﻮﻥ خیلی ﺯﻳﺎﺩ ﺑﻮﺩ و ﺗﻮ ﻳﻪ ﮔﺮﻭﻩ ﺟﺎ ﻧﻤﻴﺸﺪﻥ مجبور شدیم ﺑﻪ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺗﻘﺴﯿﻤﺸﻮﻥ کنیم !

 

***********************

اولی : چرا باسنت ایقدر بزرگه !؟
دومی : بچه که بودم مادرم به جای اینکه پودر بچه بهم بزنه پکینگ پودر میزد !


***********************

مادره خطاب به پسرش : نیوتن رو میشناسی ؟
پسره : نه ! کی هست ؟
مادره : اگه به درسات بیشتر توجه میکردی الان میشناختیش !
پسره : خیلی خب مادر ، شما پارمیدا رو میشناسی ؟
مادر : نه ! کی هست ؟
پسره : اگه به شوهرت بیشتر توجه میکردی الان میشناختیش !


***********************

در روز معمولی :
اولی : به اذان چه قدر مونده ؟
دومی :من چه بدونم !

در ماه رمضان :
اولی : به اذان چی قدر مونده ؟
دومی : 1 ساعت و 56 دقیقه و 34 ثانیه و 6 صدم ثانیه !


***********************

یارو تو باغ احساساتی میشه و دست نامزدش و میگیره میگه : عزیزم به نظرت اگه این درخت کاج زبون داشت الان به ما چی میگفت !؟
نامزدش میگه : اگه زبون داشت میگفت احمق ! من درخت زردآلوام نه کاج !


***********************

به یکی میگن : برو عقب ماشین ببین چراغ های راهنما کار میکنه یا نه !

حیف نون میره عقب ماشین و میگه : کار میکنه ! کار نمیکنه ! کار میکنه ! کار نمیکنه !

***********************

تو سیرک یه تمساح میارن ، تمساحه دهنشو باز میکنه و یه نفر میاد سرشو میکنه تو دهن تمساحه ! بعد از 10 دقیقه سرشو از دهن تمساحه بیرون میاره و میگه : کی میتونه اینکارو بکنه !؟


یکی با صدای بلند میگه : من میتونم ! ولی فکر نکنم دهنم اونقدر باز شه !

***********************

طرف تازه فوقِ دیپلمش رو تو رشته پرورش تخم حیوانات اهلی از دانشکده غیرانتفاعی و غیر حضوری علمی کاربردی تو قریه ی مسلم آباد از توابع یاقوت شهر سفلی مَمَسنی به زور سه ترم مشروطی و دو جلسه تشکیل شورا و نامه از امام جماعت مسجدشون گرفته اونوقت برگشته میگه : از این مملکت باید رفت ، اینجا دیگه جای من نیست !


***********************

شباهت زندگی من و انیشتین در اینه که هر دو بچگی هامون خنگ بودیم ولی خب از وسط های بیوگرافیمون به بعد یه کم متفاوت می شه

***********************


در راستای مبارزه با اسامی غربی و جایگزین کردن اسامی فارسی به جای آنها، پیشنهاد می‌کنیم کلمات زیر به جای اسامی خارجی جایگزین شود.
بانک: پول گیر!
تلویزیون: حال‌گیر!
تلفن: دیر گیر!
پست: سرعت گیر!
رادیو: وقت‌گیر!
دکتر: جان‌گیر!
اتوبوس: نفس گیر!

نظرات  (۱۲۹)

باز گیر دادین هاااااااااااااا
دختره مهریه ش رتبه کنکورش نباشه صلواااااااااااااااااات … !

ﺷﻮﻫﺮﯼ ﯾﮏ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﮐﺮﺩ:

ﺳﻼﻡ . ﻣﻦ ﺍﻣﺸﺐ ﺩﯾﺮ ﻣﯿﺎﻡ ﺧﻮﻧﻪ. ﻟﻄﻔﺎً ﻫﻤﻪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﮐﺜﯿﻒ ﻣﻦ ﺭﻭ ﺑﺸﻮﺭ

ﻭ ﻏﺬﺍﯼ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﻡ ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻦ.

ﻭﻟﯽ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﻧﯿﻮﻣﺪ!

ﭘﯿﺎﻣﮏ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ:

ﺭﺍﺳﺘﯽ! ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻢ ﮐﻪ ﺣﻘﻮﻗﻢ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺁﺧﺮ ﻣﺎﻩ

ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﺕ ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺨﺮﻡ.

ﻫﻤﺴﺮ:

ﻭﺍﯼ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ ! ﻭﺍﻗﻌﺎً؟

ﺷﻮﻫﺮ :

ﻧﻪ، ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺸﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﺍﻭﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺳﯿﺪﻩ !

.

مناجات یه لر:خدایامیدونم دوسم داری ولی من نامزد دارم.
سلام...
ادم باورش نمیشه این مطالب تو این وبلاگ باشه......................................................
پاسخ:
خوب این مطالب رو که میبینین تو قسمت طنزه - یعنی جزو مطالب جدی وبلاگ نیست - بنظر شما اشکالش کجاست؟

من هرچی میام تو وبلاگ شما نمیتونم نظر بنویسم - این مسئله ی پیش دانشگاهی که فرمودین مال چه سالیه؟
اشکـــــــــــــــــــالش یکیش در تمسخر اقوام...
بنده  ب شخصه حساسیت دارم درین باره...
درباره تروریستها و وهابیون انقد جک و طنز وجود نداره ک راجب ترک و کرد و لر .جود داره...
اینا کارهمون ناکساس ک میخوان مردم ایرانو ب جون هم بندازن تا ایران از هم بپاشه...
جدابشه...
امروز دیگ جنگ جبهه نیس ک تفنگ بدس بگیریم از تمامیت ارضی کشور دفاع کنیم.
همین ک اینارو ارسال و تایید میکنیم یعنی هرکس ب سهم خودش داره "ناخواسته" تمامیت ارضی و اقتداری ک شهدا و رزمنده های خالص کشور بدس اوردن داره تهدید میکنه..
جنگ درون ماست...
البته این عقیده شخصی منه...
انتظاریم ندارم مطلق تایید بشه..
پاسخ:
کاملا حق با شماست . حرف حق جواب نداره . من بعد چنین جوکهایی رو زیر تیغ شدید سانسور خواهم برد....
کاش یاد بگیریم تو باورهامون و ذهنمون زیر تیغ شدید سانسور ببریم...چون امروز من نوعی سانسور کنم فردا اون یکی تبلیغ میکنه....مسائل ما ریشه ای و برنامه ریزی شدس..باهرس شاخه برگ کارجز درس میشه اما کار کل درس نمیشه..کاش میشد ب ریشه زد...
این حرف نامه سرگشاده بود...خطاب ب هممون بود..هممون..هممون...هممون..

پاسخ:
ببخشید منظورتون دقیقا کدوم جوکه هست؟
داشتم تنباکو دود میکردما خودم خبر نداشتم...!!!
بعد این همه نطق مکتوب بنده شما میگین لیلی زن بود یا مرد؟؟؟؟؟؟!!!!!
اب در هاون میکوبیدم یعنی پس..(:
پاسخ:
آخه تو یکی از جوکها لره بود که من عوضش کرده بودم 

ببخشید اجازه هست

این پیام نگین هم مورد داره دیگه شورش در اومده با خدا هم شوخی

پاسخ:
بفرما نگین خانم . بخاطر اون جوکه من دارم بمباران تبلیغاتی میشم
زن ایرانی
 3 زن انگلیسی ، فرانسوی و لر با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه تو خونه کار نکنن ، و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن.
 زن فرانسوی گفت:
 به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنا براین نه نظافت منزل ، نه آشپزی ، نه اوتو و خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم . خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم.
 روز بعد چیزی ندیدم ، روز بعدش هم همینطور .
 روز سوم اوضاع عوض شد ، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و اورد تو رختحواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود .
 زن انگلیسی گفت:
> من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار.
 روز اول و دوم چیزی ندیدم ولی روز سوم دیدم شوهرم
 لیست خریدو کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت.
 زن ایرانی  گفت :
 من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم
 روز اول چیزی ندیدم
 روز دوم چیزی ندیدم
 روز سوم چیزی ندیدم
 شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم
۰۴ مرداد ۹۲ ، ۱۹:۳۱ آنه شرلی؛‏ب سرزمینی رسیدم ک یک ماه پنهانی میخوردن و می آشامیدن!(مارکوپولو)‏
ب
پاسخ:
احتمالا بازم با موبایل فرستادین ها . کل نوشته شما تو قسمت اسم نوشته شده . ترسیدم دستکاری کنم و توسط خوانندگان متهم به سانسور بشم :-))

 عالیه.اتفاقا  منم می خواستم پست شعر رو  براتون پیشنهاد بدم .

پاسخ:
میبینی دیگه ؟ خوندن ذهن خوانندگان وبلاگ  هم شده برای ما دردسر

مربوط به ذهن چند نفر میشه؟؟؟

پاسخ:
بالاخره سایت جهانیه و مخاطب بیشمار.....

 احتیاج به کمک دارم.حتم دارم شما میتونین

پاسخ:
من در خدمتم.  کجا گیره کارتون ؟

کامپیوترم حک شده.توسط یه مرورگر.

پاسخ:
بیشتر توضیح میدین ؟ مگه مرور گر میتونه هک کنه کامپیوتری رو ؟ مگه فایر وال نداره سیستمتون ؟ چه تغییری تو سیستمتون ایجاد شده که فکر میکنین هک شدین ؟  راستی چرا برای بازدید از سایتهای معمولی مثل وب سایت جهانی ما ! هم از فیلتر شکن استفاده میکنین؟ 

نه فیلتر شکن  استفاده  نمیکنم واسه وب سایت . ولی چند روزه مرورگر ی بنام دلتا روی گوگل کروم حک کرده .هروقت گوگل رو باز میکنم اون بجاش باز میشه.باید گوگل رو از مسیر اون سرچ کنم.

بلاخره نگفتین به چه روشی   دلتا رو حذفش کنم؟؟؟؟اینجوری برنامه های مخرب وارد سیستمم میکنه.
پاسخ:
راحت ترین راه اینه که Restore Point  کامپیوترتون رو برگردونین به زمان قبل از بروز این اشکال . بعدش Fire Wall و SpyWare مناسب رو سیستمتون نصب کنید. من خودم از AVG 2013 و Zone Alarm استفاده میکنم. بر خلاف تصور عموم ، آنتی ویروس به تنهایی برای محافظت کافی نیست

ممنون از راهنمایی تون .سعی میکنم انجامش بدم.آنتی ویروسم  آویراله.


یه تبلیغه میگه، فلان صابون %۹۹ باکتریها رو میکشه.

من از همینجا به اون %۱ باکتری،

به خاطر این ایستادگیِ پر غرور و پر افتخارشون تبریک میگم

یه ندایی درون شکمم می‌گه خیلی مونده تا اذان اذان اذان اذان اذان

اون اکو هم بخاطر خالی بودن شکمه !

هرچند که روزه است حاجی رمضان

تا خرخره می خورد حقوق دگران

یک ذره غبار اگر رود توی گلوش

از بابت روزه می شود دل نگران !

.

به شیطون میگن چیکار می کنی؟
میگه: سه روز در هفته تو امریکا و اروپا درس میدم
میگن: خب بقیه روزا کجایی؟
میگه: میام ایران! کلاس دارم، دارم ادامه تحصیل میدم!!! :|
عروس خانم چیکاره هستن ؟؟؟
معلم هستن .
به به . معلمی شغل انبیاست !!!
معلم چی هستن حالا ؟؟؟
رقص عربی !!! :|
 
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
با مامان بزرگم رفته بودیم بیرون ...

یهو دیدیم دارن مصاحبه میکنن مامان بزرگم رفت جلو ...

خانمه گفت سلام خانم موضوع ما اعتیاد هست ...
تو آشنا های شما کسی هست اعتیاد داشته باشه و با اون شخص معتاد چه برخوردی دارید؟؟؟؟!!!

مادر بزرگم هم گفت: بله که داریم همین پسر نوه منه معتاد بد بختی هست صبح تا شب تو ارنیتر تو سایت فیسفوک میره باباش همش تو 

سرش میزنه بهش میگه بد بخت معتاد آخرش تو این ارنیتر میمیری پاشو برو نون بگیر ....!!!!

من :|
ارنیتر:|
فیسفوک:|
**** **
اوباما:|
وجهه اجتماعیم :(
خانم گزارشگر :)))

خدا چرا میخوای من زنده باشم ؟؟؟ هدفت چیه؟؟؟؟!!!!
اگه گفتید چرا کریستوف کلمب ازدواج نکرده بود ؟؟!!!!!
.
چون اگر ازدواج میکرد مجبور بود هر ثانیه به این سواات پاسخ بده 
.
.
....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
- کجا داری میری؟
- با کی داری می ری؟
- واسه چی می ری؟
- چطوری می ری؟
- کشف؟
-برای کشف چی می ری؟
- چرا فقط تو می ری؟
- تا تو برگردی من چیکار کنم؟!
- می تونم منم باهات بیام؟!
-راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟
- بده لیستو ببینم!
- حالا کِی برمی گردی؟
- واسم چی میاری؟
- تو عمداً این برنامه رو بدون من ریختی? اینطور نیست؟!
- جواب منو بده؟
- منظورت از این نقشه چیه؟
- نکنه می خوای با کسی در بری؟
- چطور ازت خبر داشته باشم؟
- چه می دونم تا اونجا چه غلطی می کنی؟
- راستی گفتی توی کشتی زن هم دارین؟!
- من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چیه؟
- مگه غیر از تو آدم پیدا نمی شه؟
- تو همیشه اینجوری رفتار می کنی!
- خودتو واسه خود شیرینی می ندازی جلو؟!
- من هنوز نمی فهمم? مگه چیز دیگه ایی هم برای کشف کردن مونده!
- چرا قلب شکسته ی منو کشف نمی کنی؟
- اصلا من می خوام باهات بیام!
- فقط باید یه ماه صبر کنی تا مامانم اینا از مسافرت بیان!
- واسه چی؟؟ خوب دوست دارم اونا هم باهامون بیان!
- آخه مامانم اینا تا حالا جایی رو کشف نکردن!
- خفه خون بگیر!!!! تو به عنوان داماد وظیفته!
- راستی گفتی تو کشتی زن هم دارین؟
.
.
.
.
.
.
حالا فهمیدین چرا؟؟

مردها مثل ماشین چمن زنی هستند..... به سختی روشن میشن و راه میفتن , موقع کار کردن حسابی سروصدا راه می اندازند و نیمی از اوقات هم اصلا کار نمی کنن

پاسخ:
ولی در عوض وقتی کار کنن کارمیکنن هاااااااااااااااااااااا
دو تا دختر یکی خیلی خوشگل و یکی خیلی زشت میرن تو یه شرکت واسه مصاحبه که اونجا یکیشون استخدام بشه.
مدیر شرکت یه نگاه بهشون میندازه و میگه قیافه اصلا برای من مهم نیست و مهم فرهنگ و علم شماست !!
از خوشگله میپرسه که جمعیت ایران چند نفره؟
میگه هفتاد میلیون و مدیر میگه آفرین درست جواب دادی !!
رو میکنه به زشته میپرسه خب این هفتاد میلیون نفر رو یکی یکی نام ببر؟

 

جمله عاشقانه غضنفر به نامزدش

دوستت دارم به اندازه همه اذون های مغرب ماه رمضون
 
خدایا به ما که بنز و بی ام و و پورشه و...نمیدی ...
-حداقل به اونائی که میدی یه کم به قیافه هاشون دقت کن ما انقدرحرص نخوریم
 
خدایا به ما که بنز و بی ام و و پورشه و...نمیدی ...
-حداقل به اونائی که میدی یه کم به قیافه هاشون دقت کن ما انقدرحرص نخوریم
 
خدایا به ما که بنز و بی ام و و پورشه و...نمیدی ...
-حداقل به اونائی که میدی یه کم به قیافه هاشون دقت کن ما انقدرحرص نخوریم
زن:اگه من ازت جداشم چی میشه؟
مرد:دیوونه میشم.
زن:نمیری دوباره زن بگیری؟
مرد:والا ب دیوونه اعتباری نیست!
اخه نمیدونم چرامیزارن ادم بمیره رو درو دیوار مینویسن جوان ناکام "خوب تا زنده ایم اطلاع رسانی کنید تا شاید فرجی حاصل شه!!!!

پلیس بزرگراه حیف نون رو میبینه که سواره موتوره ! و بچه اش هم رو باک موتور خوابش برده و نزدیکه از رو باک بیوفته ! پلیس با بلندگو میگه : موتوری بزن کنار ! موتوری بزن کنار !
حیف نون موتور رو نگه میداره ! پلیس بزرگراه به حیف نون میگه : تو اصلا حواست به بچه ات هست !؟ بیچاره نزدیک بود از رو باک بیوفته !
حیف نون یهویی یه نگاه به پشت سرش میکنه و دو دستی میزنه تو سرش و با فریاد میگه : پسرم ! پس ننت کووووووو !؟

دخترا دنبال یه پسر می گردند که 1000 تا از آرزوهاشونو بر آورده کنه !
پسرا دنبال 1000 تا دختر می گردند که یه آرزوشونو بر آورده کنه !

قورباغه توی کلاس ورجه ورجه میکرد
آقای افتخاری گفت:قاسم! این قورباغه را از کلاس بینداز بیرون.
قاسم گفت:آقا اجازه؟ ما از قورباغه میترسیم

آقای افتخاری گفت:ساسان! تو این قورباغه را بینداز بیرون
ساسان گفت:آقا اجازه؟ ما هم میترسیم

آقای افتخاری گفت:بچه ها! کی از قورباغه نمیترسد؟
من گفتم:آقا اجازه؟ ما نمیترسیم

آقای افتخاری گفت:کیف و کتابت را بردار و زود از کلاس برو بیرون.
گمان میکنم که محمود مرا لو داده باشد؛ وگرنه آقای افتخاری از کجا میدانست که من قورباغه را به کلاس آوردم؟

یه جاهایی

اگه به سمت دستشویی بدویی ۱۰۰۰ تومن میگیرن

ولی اگه آروم آروم بری ۵۰۰ تومن !

اگر غذا رو هم میشد دانلود کرد

ما فــــوقِ فـــــــوقش یه املت رومی تونستیم دانلود کنیم

سرعت نتمون به کوبیده نمی رسید !

پاسخ:
با اون حساب که ما باید منتظر بسته های اهدایی کمیته امداد میشدیم که ....
 


 هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. 

وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟ 

هیزم شکن گفت: تبرم توی رودخونه افتاده. 

فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:"آیا این تبر توست؟" 

هیزم شکن جواب داد: "نه" 
فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟ 
دوباره، هیزم شکن جواب داد: "نه". 
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟ 
جواب داد: آره. 
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد. 
روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی همان رودخانه. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب. 
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره! 
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب کردی، این نامردیه " 
هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی.و باز هم اگه به کاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره. 
!!!!!!!!!!

پاسخ:
آدرس این رودخونه رو دارین ؟؟؟؟؟
 بله. شرمنده ؟اونوقت با کی میخواین برین اونجا؟؟؟
فرق بین مردای قدیم و جدید:
قدیمترها لحن مردها:
گستاخی مکن زن!! طعام را بیاور
امــا اکنون :
عسلم امشب ظرفا نوبت منه یا تو  )
فرق بین مردای قدیم و جدید:
قدیمترها لحن مردها:
گستاخی مکن زن!! طعام را بیاور
امــا اکنون :
عسلم امشب ظرفا نوبت منه یا تو  )

به پشت سر نگاه میکنم شایدهنوز کسی مرا دوست داشته باشد !اما افسوس ….. همه کاسه ی آب به دست ،منتظر رفتن من هستند !!!!!!

طنز
بی تجربه ای به همسرش گفت:

"باید زن دیگری بگیرم

دیگر گل چهره ی تو پژمرد

دیگر به خدا من از تو سیرم..."

زن گفت به اشک و اه و افسوس

عمری ست به دام تو اسیرم

پس من هم اگر تو زن بگیری

از قهر و طلاق ناگزیرم

ان مرد اگر چه کرد شوخی

اما زن او نمود باور

انگاه علیه شوهر خویش

گویند که شد زمار بدتر

ظاهر بنمود خوش خط و خال

وینگونه فریب داد شوهر

شد مرد اسیر مکر یک زن

زن عاشق هفت مرد دیگر

ای مرد بدان که زن حسود هست

وز اتش کینه اش بپرهیز

هرگز تو مگو به طنز حتی

با او سخن از زن دگر نیز

با شوخی و طعنه و تمسخر

با همسر خود مشو گلاویز

ای مرد نباش ترکه ی خشک

زیرا که زن است اتش تیز

شوتزاده ساندویچ‌فروشی داشته، ‌یک روز یک بابایی میاد میگه: ‌قربون یک ککتل بده، ‌فقط بی‌زحمت توش گوجه نگذار. شوتزاده میگه: آقا امروز اصلا گوجه نداریم، میخوای خیارشور نگذارم؟!

عکاس سرکلاس درس آومده بودتا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیره.
معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع بشن
معلم گفت:ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه ‌تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگید:
این احمده ،الان دکتره. یااون مهرداده، الان وکیله .یکى از بچه‌ها ازته کلاس گفت : اینم آقا معلمه، الان مـــــــــــــرده !!!


«تفاوت طرز تفکر زن ها و مردها»

- سالگرد ازدواج
زن :عزیزم امیدوارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

- روز زن
زن : عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه.
مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)

- روز مرد
زن: وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
مرد: حالا اشکال نداره عزیزم سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی می یاد)

- ۴۰ روز بعد از تولد بچه
زن:وای مامانی٬ بازم گرسنه هستی (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی؟)
مرد با دهان پر: نه عزیزم ندیدم , راستی عزیزم شیر خشک چرا اینقدر خوشمزه است؟

- ۴۰ سال بعد
زن: عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم.
مرد: یعنی دیگه کیک نخوریم؟

- ۲ ثانیه قبل از مرگ
زن: عزیزم همیشه دوستت داشتم.
مرد: گشنمه.

- وصیت نامه
زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم ونثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!
مرد:شب هفتم قرمه سبزی بدید.

- اون دنیا
زن خطاب به فرشته ی مسئول: خواهش می کنم ما را از هم جدانکنید , نه نه عزیزم , خدایا به خاطر من…
(((وسر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت )))
مرد: خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن؟

پاسخ:
حالا چرا مرد تو جهنم بوده و زن تو بهشت؟ 
بهشت زیر پای مادران است.... .و چون زن زندگیشو فدای همسر و فرزندانش میکنه!!! شما بگین چرا؟ همش از من نپرسین تا حالا من فقط پاسخگو بودم و .... الان شما نظر بدین چراااااااااااااااااااااا
پاسخ:
بهشت زیر پای مادران درست و حسابیه . نه همه ی مادران . مثلا زن امام حسن هم مادر بود . بنظر شما بهشتی هست؟
بهشت زیر پای مادران است...... این جواب من نبوداااااااااااااااا :)بهشت زیر پای مادرانی چون مادر منه که همه زندگیشو به پای فرزندانشون ریختن.... یعنی از همینجا پا و دست مادرمو میبوسم و ... یعنی نمیتونم کوچکترین محبت مادرمو جبران کنم ..... و دوست دارم منم زیر پای مادرم باشم تا برم به بهشت
پاسخ:
خدا انشاء الله حفظشون کنه . آمین
به بهشت نمیرم اگر مادرم آنجا نباشد:|
ممنونم از لطف شما.... سلامت باشین :)
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.....................................
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اِوا... دنبالم نیا! من نامزد دارم :|

۲۳ مرداد ۹۲ ، ۱۸:۴۷ نیازمندی های فوری؛ ؛ ؛ ‏!‏ ‏ ب یک دلیل خوب برای زندگی نیازمندیم!‏
آنه
۲۳ مرداد ۹۲ ، ۱۸:۵۱ نیازمندی های فوری؛ ؛ ؛ ‏!‏ ‏ ب یک دلیل خوب برای زندگی نیازمندیم!‏
آنه
۲۳ مرداد ۹۲ ، ۱۸:۵۶ دقت کردی؟هیچکس ب سکوت آدم نمیرسه همه منتظرن ب فریادآدم برسن!‏
آنه
پاسخ:
رفیقان آمدند..... دشمن به فریادم برس!
طرح آمارگیری خانوار:
مامور آمارگیری : شما چند تا بچه دارین؟
بابام : دو تا
مامور آمارگیری : ولی توشناسنامه که نوشته سه تا
بابام : اونو میگی؟دکورخونست. فقط وقتهایی که اینترنت قطع میشه میره
بیرون یه دوری میزنه!

 

          دایناسور به دوست دخترش میگه بیا بریم سینما دوست دختره میگه نمیام میگه بریم رستوران میگهنه. میگه بریم خونه ی من میگه نه. بهش میگه همین کارها رو کردی که نسلمون منقرض شد!

بعضیا هستن …آی کیو در حد پت و مت، شانس در حد کاراگاه گجت ..
قبول دارین ؟

سلام.

یه پیشنهاد برا اسم این پست داشتم " طنز وسرگرمی" اینجوری نظردهنده ها راحت میتونن طیف وسیعی ازمتن های ظنزو جوک ولطیفه و...رو تو این بخش بذارن.

حالا مونده نظر مدیر محترم وبلاگ چی بشه.موافق باشن یا نه.

پاسخ:
صد در صد موافقم
۲۸ مرداد ۹۲ ، ۲۰:۰۰ قیافه بعضی دخترا بعدحموم طوری میشه ک ب خورشیدمیشه مستقیم نگا کردولی ب اونا ن!‏
آنه

ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺳﻮﭘﺮﻣﺎﺭﮐﺖ ﭼﯿﺰ ﻣﯿﺰ ﺑﺨﺮﻡ
.
.
.
.
.
.
یارو ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺩﺍﺧﻞ ﺩﺳﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺭﻭ ﭘﻔﮑﺎ ﻣﯿﮕﻪ :
ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﻗﺎ ﺍﺯﯾﻦ ﭘﻔﮑﺎ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟
فروشنده ﻫﻢ ﯾﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﯾﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﺑﻪ طرفﮐﺮﺩ ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ :
ﻧﻪ ﺗﻤﻮﻡ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﻣﯿﺎﺩ برامون اونم گفت مرسی و رفت
:|

امروز تنه یه پسره یه شلوار دیدم، با هر فرمولی حساب کردم که ببینم این شلوارو چطوری پاش کرده نفهمیدم...

لامصب فک کنم با پاشنه کش پوشیده بود!

تصور کنین دخترا برن جبهه جنگ:
کتی:اون دشمن رو تیر بارون کن
نه حیفه خوشکله دلم نمیاد بکشمش؛ نمیخوام
سارا:اون پسره رو بمبارون کن
نه شبیه رضا هس نمیتونم بکشمش
مهسا تفنگ ها رو پر کن
باشه؛یه لحظه وایسا موهامو ببندم
نیلو خشاب ها رو بیار
أه یه سوسک داره رو خشابا را میره
شبنم اون بسره رو بکش
وای نه نمیتونم خون ببینم
سوسن هفتیرا رو پر کن
اه دیدین جی شد ناخنم شکست!

همسرم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همپام ، همدستم ، همکمرم ، همه جام درد میکنه!

پاسخ:
یا من اسمه دواء و ذکره شفاء

دختر خانومی که برنز میکنی در حد ته دیگ
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
جون اون دوس پسرت ساپورت قرمز نپوش
.
.
.شبیه انبردست میشی خوب.....

صب راددیو گوش میکردم

یارو زنگ زده بود رادیو میگفت :
پیغام من به اوباما اینه که اگر روزی صد تا موشک بزنی به تهران ما یک قدم عقب نمیریم !
مجری پرسید: از کجا تماس میگیرید ؟
گفت : فیروز آباد فارس !
پیام بازرگانی جدید شرکت مخابراتی ایران بووووووق :
دختره مادرش مرده داره زار زار گریه میکنه.
باباش میگه :دخترم چرا اینقدر گریه میکنی ؟
دختر : دلم برای مامان تنگ شده بابا :-(
بابا : پاشو برو تلفن رو بردار بیار با مادر صحبت کنیم !
دختر : مگه میشه بابا ؟؟ :-o
بابا : اره دخترم ایران بووووووووق حتی تو برزخ هم آنتن میده ! :-)
ایران بووووووق حامی اول خالی کردن جیب مردم در کشور

َ

مرد عاشق بشه دنیا رو با خبر می کنه،




زن عاشق بشه فقط به نزدیکاش میگه،




مرد جدا بشه نزدیک تریناش می فهمن،




زن جدا بشه همه دنیا


 


                          به استادم میگم استاد ما نسل سوخته ایم بخدا …

گفت نسل سوخته ماییم !شما نسل پدر سوخته اید …

هیچی دیگه تا حالا اینقدر توی زندگیم قانع نشده بودم !

 

مـلا نصرالدین و ازدواج : طنز سرا

دوستی از ملا نصرالدین پرسید ، هیچ وقت به فکر ازدواج افتادی؟

ملا نصرالدین پاسخ داد: فکر کرده ام. جوان که بودم تصمیم گرفتم زن کاملی پیدا کنم.

از صحرا گذشتم به دمشق رفتم و با زن زیبایی آشنا شدم،

اما او از دنیا بی خبر بود. بعد به هـند رفتم آنجا هـم با زنـی آشـنا شـدم

که معلومات زیادی دربـاره ی آسمـان و زمین داشـت امــا زیبا نبود.

بعد به قاهــره رفتم و نـزدیک بـود بـا دختری زیـبـا با ایـمـان و

تحصیل کرده ازدواج کـنـم امـــــــا نشـد!

چــــــرا ؟؟

آخـه رفـیـق ! او هـم دنبال مرد کاملی می گشـت !


پاسخ:
اون کلمه ی طنز سرا هم جزو لطیفه هست یا نه؟

هَمیـــشه بـاید یه نفر باشه
تا بغــض هایت را قـبل از لرزیدن چــانه ات بفهمد…..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
عاقا لرزیدن که سهله :| من حاضرم نیمه ی گمشده پیشم باشه، حالا نفهمیدم عب نداره P:


اگه زورت نمیرسه حال طرفو بگیری ،

ببخش،

خیلی کلاس داره...!!!
 جناب راضی ؟!
 ستاره ها اینجا بدردمیخورن ها!!. مگه نه؟؟؟

ﺳﻪ ﺗﺎ ﺯﻥ ﺗﻮﯼ ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺳﻪ ﺗﺎﺷﻮﻥ

ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻬﺸﺖ!

ﺩﻡِ ﺩﺭِ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﺎﻣﻮﺭ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﮔﻔﺖ:

ﺷﻤﺎ ﺁﺯﺍﺩﯾﺪ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﮑﻨﯿﺪ ، ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﻨﻪ

ﮐﻪ : ﺭﻭﯼ ﺍﺭﺩﮎ ﻫﺎ ﭘﺎ ﻧﺬﺍﺭﯾﻦ!

ﺯﻧﻬﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮﯼ ﺑﻬﺸﺖ.

ﺧﯿﻠﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺳﺮﺳﺒﺰ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺭﺩﮎ ﺑﻮﺩ!

ﻫﻤﻮﻧﺠﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺯﻥ ﭘﺎﺵ ﺭﻓﺖ ﺭﻭﯼ ﯾﻪ ﺍﺭﺩﮎ ﻭ ﻟﻪ ﺷﺪ

ﻣﺎﻣﻮﺭ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﻫﻤﻮﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ :

ﺗﻮ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺭﻭ ﻧﻘﺾ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺒﯿﻬﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺑﻤﻮﻧﯽ

ﻓﺮﺩﺍ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ ، ﺯﻥ ﺩﻭﻡ ﭘﺎﺵ ﺭﻓﺖ ﺭﻭﯼ ﺍﺭﺩﮎ ﻭ

ﻣﺎﻣﻮﺭ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺳﺮﯾﻊ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﺯﺷت ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :

ﺗﻮﺍﻡ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺭﻭ ﻧﻘﺾ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺒﯿﻪ

ﺯﻥ ﺳﻮﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺎ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪ ﻭ

ﺣﻮﺍﺳﺸﻮ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﭘﺎﺷﻮ ﺭﻭﯼ ﺍﺭﺩﮎ ﻫﺎ ﻧﺬﺍﺭﻩ!

ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﮔﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺑﺎ ﯾﻪ

ﻣﺮﺩ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭗ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺍﻭﻣﺪ ! ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺭﻭ

ﺑﻪ ﺯﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﭘﯿﺶ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺑﻤﻮﻧﯿﺪ …

ﺯﻥ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﻋﻤﺮﺵ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﻣﺮﺩﯼ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺫﻭﻕ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :

ﻭﺍﺍﺍﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﭘﺎﺩﺍﺷﻢ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ..!

ﻣﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ : ﻣﻨﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ! ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺍﺭﺩﮎ ﺭﻭ ﻟﻪ ﮐﺮﺩﻡ 


نمیدونم دخترا چند دست مبل تو دلشون دارن که هرکی از راه میرسه به دلشون میشینه. . . . !
واقعا که شعر قشنگ وجالبیه .حال کردم .یه کپی هم برداشتم....با اجازه تون ..
پاسخ:
کپی برای کجا هست انشاء الله؟

برای دوستام بفرستم  واسه تبلیغ.. راستی ؟کپی کردنی چرا به آدم تهمت میزنه؟

پاسخ:
برای احتیاط !
تبلیغ برای وبلاگ یا ماشین؟؟؟؟؟؟

 

 

میگن خدا آدمایی رو که خیلی دوست داره زیاد امتحان میکنه!

اینطوریکه من حساب کردم ،حس میکنم  خدا

"دیوونه"  منه !

 

 

میشه بجای کلمه سرقت !!!واژه    " برگرفته از "  رو جایگزین کرد؟؟؟ برای متون این واژه بهتر نیست؟
پاسخ:
خوب سرقت هم یک نوع برگرفتنه دیگه ! منتها صاحبش راضی نیست !

مشکوک میزنین ها ... اون سوالات جاوا و الان هم کپی مطالب. دارین وبلاگ میزنین؟

  ما چیزی بارمون نیست  وبلاگ بزنیم..... دوست داریما ولی خوب!!!!توانمان نیس.

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
دفاترازدواج ** اعلام کردند «بایکازدواج دایم یک ازدواج موقت هدیه بگیرید .دیگر هیپکس تنها نیست حتی همسر اول 
(*****سل)

یکی از انگیزه های اصلی ازدواج کردنم

خارج شدن از حکومت پدر
و ایجاد حکومت مستقل برای خاموش و روشن کردن کولره! :|


این دخترایی که تو خیابون با شوهراشون راه میرن،
انگار که نهنگ شکار کردن !!
والا خو یه پسر زپرتی که این اداها رو نداره :|

پ.ن: لازم به ذکره این پست داره هم به پسرا تیکه میندازه هم دخترا
از یه طرف میگه که انقدر شوهر کم شده که دخترا به زپرتیش مینازن
از اون طرف میگه پسر و شوهرم همچین آش دهن سوزی نیستش
پس با هم بخندیم نه به هم(البته اگه دوست داشتید میتونید به همم بخندید و از نظر ما مشکلی نداره )

یه پسره نه درس خونده نه کار داره نه پول داره نه سربازی رفته اونوقت ازش می پرسن ازدواج نکردی می گه نه هنوز دم به تله ندادم…
آخه یکی نیست بگه تو خودت تله ای.....که.

 

 حق این دانش آموز صفر است یا بیست؟
در کدام جنگ ناپلئون مرد؟ در آخرین جنگش
اعلامیه استقلال آمریکا در کجا امضا شد؟ در پایین صفحه
علت اصلی طلاق چیست؟ ازدواج
علت اصلی عدم موفقیت ها چیست؟ امتحانات
چه چیزهایی را هرگز نمی توان در صبحانه خورد؟ ناهار و شام

خسرو شکیبایی  می گفت:

بعضی وقت ها یکی یه طوری می سوزونت

که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن

بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه

که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن.

زمانه ایست که خیلی چیزها آنطوری که بود یا باید باشد نیست

ریرﻭﺯ ﺗﻮ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﺍﺩﯾﻮ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﻭ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﮑﺮﺩ
ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﻪ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﮐﻪ ﺳﻼﻡ ﻣﯿﺪﻥ،
ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺳﻼﻣﺸﻮﻥ ﻭﺍﺟﺒﻪ ﯾﺎ ﻣﺴﺘﺤﺐ?!!! |:
ﺍﻭﻥ ﻣﺮﺩﮎ ﺑﯽ ﻋﻘﻞ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﺍﮔﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﻪ ﻭﺍﺟﺒﻪ ﺍﮔﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﺴﺘﺤﺒﻪ !
ﯾﻌﻨﯽ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﻫﻨﮓ ﺑﻮﺩﻡ !!!! |:

موقع رقصیدن مراقب حرکت ابروها و لبهای خودتون باشید...
خیلی آ مراقب نبودن بعد که فیلمشو دیدن به اعتیاد کشیده شدن :))))))))

شوهره  ازماشین پیاده شد که درو برای زنش باز کنه زنش گفت فدات شم بعضی از کارات خیلی رمانتیکه

شوهر گفت :گودوخلانما دوش جهنم اول قاپی خرابدی گره اشیحدن آچام

پاسخ:
زمانی که می بینید یک مرد درب ماشین را برای زنش باز میکند حتما یکی از اینها نو هستند . یا ماشین .... یا خانمش!

گرگه بعد از کلی جستجو id  شنگول منگول رو گیر میاره . بعد از کلی چت کردن باهاشون قرار میزاره.

وقتی میره سر قرار میبینه چوپان دروغگو اومده.


ﻏﻀﻨﻔﺮ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺗﻮ ﻗﺒﺮﺳﺘﻮﻥ ﺭﺍﻩ
ﻣﯿﺮﻓﺘﻪ ﯾﻬﻮ ﮔﺸﺖ ﺍﺭﺷﺎﺩﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ
ﻣﯿﮕﻪ : ﺑﺸﯿﻨﯿﻢ ﺳﺮ ﯾﻪ ﻗﺒﺮ
ﻃﺮﻑ ﻣﯿﺎﺩ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺁﻗﺎ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ
ﭼﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ؟
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﮕﻪ ﮐﻮﺭﻯ ؟ ﺳﺮ ﻗﺒﺮ ﭘﺪﺭﻡ
ﻧﺸﺴﺘﻢ
ﻃﺮﻑ ﻣﯿﮕﻪ : ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻗﺒﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﺳﺖ
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﻣﯿﮕﻪ : ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭘﻨﻬﻮﻥ , ﭘﺪﺭﻡ ﺗﻮ
ﺑﭽﮕﻰ ﻣﺮﺩ :))))))

یه فرشته هم داریم بنام دمپاییل!
اون دنیا یه چوب میگیره دستش در به در دنبال اونایی که دمپایی توالتارو خیس میکردن میدوعه :))
چقدر چاق شدی چیست ؟
جمله ای که میتونه درجا جنس مونث رو از پا دربیاره و در طولانی مدت باعث افسردگی اون شخص بشه …
یه معمای ساده :
6 تا دختر که با هم دوس بودن دسته جمعی میرن استخر
ولی وقتی برمیگردن همشون همدیگرو گم میکنن ! چرا ؟؟؟؟
.
.
.
.
..
.
.
..
.
.
.
بله آرایش هاشون پاک شده، نشناختن همدیگه رو :)))))))))))


مرد : قسم می خوری که منو به خاطر پولهام دوست نداری؟ 
زن : صدهزار تومن بده تا قسم بخورم!

بعله همچین دختران غیرمادیی داریم ما :)
بنی اسراییل 40 سال در بیابان سرگردان بودند.مردها حتی در آن زمان هم مسیر را نمی پرسیدند
تعریفی ازیک مرد مجرد 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.مردی که فرصت بدبخت کردن یک زن را از دست داده است!

پاسخ:
خدا از دلتون خبر بده ....
خبر داده!!! تموم شد و رفت پی کارش
نوبت شماست خبر بدین

یه پیشنهاد خـــــــــــوب دارم 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یکی بیاد باهم ازدواج کنیم
سر عقد سکه ها رو که جمع کردیم
هر کی مال فامیلاشو برداره و بعدم طلاق.............
اینطوری میلیونر میشیم حالشو می بریم :)))))))))

یارو زنگ میزنه پیتزا فروشی میگه یه پیتزا می خواستم. فروشنده میگه . به نام ... ؟ یارو میگه . اخ اخ . ببخشید .به نام خدا , یه پیتزا می خواستم .
 مرد : ناهار چی داریم؟ 
زن : ماکارونی. 
مرد : نمی خورم دوست ندارم. 
زن : چه طور شنبه و یکشنبه و دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه و پنج شنبه خوردی دوست داشتی!؟


چرا روز دختر داریم ولی روز پسر ندار
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

چون محض اطلاعتون پسر از وقتی میره نونوایی دیگه مرد میشه !

 التماس ..... به عابر بانک ! :
غلط کردم ، پول نمیخوام فقط گواهی نامه ام رو پس بده !

 میخواستن ....  رو شکنجه روحی بدن
میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک گوشه بشین !


غضنفر تو قطار میشینه به صندلی روبرویی میگه:
به سلامتی دارین برمیگردین؟!


از جلوی یه رستوران رد میشدم دیدم روی درش نوشته: لورل بیا هاردی برو!

 ساخت اتومبیل مخصوص خانم ها

شرکت اتومبیل سازی ولوو اقدام به ساخت ماشینی کرده که مخصوص استفاده خانم‌هاست.

YCC که برگرفته از Your Concept Car و به معنی "ماشین مفهومی شما" نامگذاری شده، اولین اتومبیلی است که منحصرا به سفارش زنان و برای زنان در شرکت ولوو ساخته شده است.  


برخی از ویژگیهای این خودرو:
1. هیچ راهی برای دسترسی راننده(خانوم ها) به موتور و قسمت های حساس وجود ندارد یعنی کاپوت ماشین باز نمی شود.

علتش این است  که این ماشین فقط در هر 50.000 کیلومتر نیاز به تعویض روغن دارد و در صورت نیاز به هر نوع سرویس خودش توسط فرستنده بی سیم به نزدیکترین تعمیرگاه مجاز خبر می‌دهد!

2. با لاستیک پنچر قادر به ادامه حرکت است یعنی راننده نیازی به توقف و تعویض لاستیک ندارد! 
3. راننده فقط میتواند به ماشین بنزین بزند و یا آب شیشه شور را پر کند. ضمنا در باک و مخزن شیشه شور طراحی خاصی دارد که با بیرون کشیدن سرشلینگی خودبخود بسته می شود !

4. قبل از اینکه راننده بخواهد پارک کند سیستم هوشمند تشخیص می دهد  آیا  جای کافی برای پارک هست یا نه و در صورت وجود جای خالی به راننده برای پارک کمک می کند!

5. چون خانوم ها معمولا آنقدر خرید می کنند که دستهایشان کاملا پر است و برای بازکردن در بخصوص در مواقع بارندگی دچار مشکل میشوند سیستم درها طوری طراحی شده که با رسیدن راننده کنار ماشین خودبخود نزدیکترین در باز می شود!

6. کاپوت جلو و گلگیرها و قوس سقف طوری طراحی شده که راننده بتواند فاصله های جلو و عقب ماشین را کاملا تشخیص دهد!

7. پدال ها در صورت تصادف جمع می شوند تا صدمه ای به پای راننده وارد نشود!

 

 ای جوووووووووون.منم یکی از اینا میخوام.....

 

 


8. فرمان و صندلی و پدالها و پنل جلو با راننده بصورت خودکار تطبیق داده می‌شود!

9. از آن جا که  خانوم ها تمایل زیادی به تغییر دکوراسیون و مبلمان خانه دارند برای تامین این نیاز روکش صندلیها و کلا تودوزی براحتی قابل تعویض است!

 

 

در ادامه...

.

.

.

.

.

.

.

.

تصاویری دیدنی از یکی از شاهکار های رانندگی خانم ها

همچی آرومه..

من چقد پول دارم..

یه پرایدم دارم..

به خودم میبالم..

توی جیب راستم..

پسته من میذارم..

گوشیمم چه راحت..

از جیب در میارم..

ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﻭﺳﻂ ﺟﺸﻦ ﭘﯿﺪﺍ ﻣیبینن !
ﺍﻭﻟﯽ : ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻧﺎﻣﺰﺩﺕ ﭼﯽ ﺷﺪ؟
ﺩﻭﻣﯽ : ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ !
ﺍﻭﻟﯽ : ﺑﻬﺘﺮ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﯿﺎﻓﺶ مسخره ﺑﻮﺩ ،
ﻫﺮ ﺩﻓﻌﻪ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺣﺎﻟﻢ ﺑﺪ ﻣﯿﺸﺪ ﺍﺻﻼ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﺑﻮﺩ ﺩﻫﺎﺗﯿﻪ !
ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﺒﻮﺩ ﭼﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺗﻮﺭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ …
ﺩﻭﻣﯽ : ﺍﻻﻥ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻡ
دیشب ضربه روحی عجیبی خوردم؛ وسط خواب بالشتمو اونوری کردم دیدم اونورشم گرمه، خدا قسمت نکنه.
یکی از دوستام عاشق یه دختره بود نامزد کردن با هم؛ خیلی همو دوست داشتن بعد از یه مدت دختره گذاشت رفت با یکی دیگه ازدواج کرد. دوستم اومده بود پیشم سرشو گذاشته بود رو زانوهام گریه می کرد و می گفت: عشق و عاشقی همش دروغه! دیگه می خوام مثل تو باشم عاشق نشم؛ وابسته نشم؛ پست باشم؛ آشغال باشم؛ عوضی باشم؛ مثل لاشخورا زندگی کنم! مونده بودم دلداریش بدم یا بزنم لهش کنم.
 یه آدم خسیسی داشت آدرس خونشون رو به دوستش می داد: میای از در ورودی آپارتمان، داخل می شی میری سمت آسانسور، دکمه طبقه نهم آسانسور رو با آرنج می زنی. وقتی اومدی بالا از آسانسور که بیای بیرون، سمت چپ خونه منه. با آرنج در میزنی و منم در رو باز می کنم. دوستش میگه: به نظر آسون میاد ولی چرا باید با آرنج در بزنم؟ طرف میگه: چی؟ یعنی دست خالی اومدی دیدنم؟
با کلی ناز و ادا رفتم جلوی بابام میگم موهامو کوتاه کردم خوشگل شدم؟ یه نگاه بهم کرد گفت جلل الخالق خدا چی ساخته نگاه کن تو رو خدا. منم کلی ذوق مرگ شدم دیدم داره اشاره می کنه به تلویزیون: «راز بقا در حال نشون دادن دوتا شامپانزه».
به یه دروپنجره ساز میگن شغلت چیه؟میخواد کلاس بذاره میگه ویندوز نصب میکنم!

در راستای سفری که تیم ریاست جمهوری در روزهای آینده به نیویورک خواهد داشت، دفتر رئیس جمهور سابق طی نامه ای به حسن روحانی تجربیات گرانسنگ خود را به زور در اختیار رئیس جمهور گذاشت. متن این نامه به شرح زیر است:
سفارشات احمدی نژاد به روحانی برای سفر نیویورکتوضیح: از آنجایی که آقای احمدی نژاد مدتی است سخنرانی نکرده ، قسمت‌هایی از نامه اش را با لحن سخنرانی نوشته تا دور بودن از میادین به تسلطش خللی وارد نکند.

جناب حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی، سلام علیکم. من از شما سوال می‌کنم. حال شما چطور است؟ خوش می‌گذرد؟ خب خدا را شکر. باید هم خوش بگذرد. پروژه‌های پایان یافته، دولتِ پاکیزه، کشورِ فضایی، دستاوردهای جهانی، عَدالت اجتماعی، ثروت فراواااان، بدهی‌های صاف شده ... با این چیزهایی که ما برایتان گذاشته ایم چرا باید بد بگذرد؟ (الان دارم می‌خندم و چشم‌هایم ریز شده) جناب آقای روحانی همانطور که می‌دانید حضور در عرصه بین المللی و مراودات جهانی احتیاج به تجربیات فراوان دارد. امروز می‌خواهم تجربیات خودم را در اختیار شما بگذارم. مورد اول این است که وقتی آدم به مسافرت می‌روووود ... به جای دوردستی می‌روووود...

بالاخره باید برای فامیل و دوست و آشنا سوغاتی بیاورد. ما در این هشت سال برای این که خدای نکرده ... زبانم لااااال... پول بیت المال برای سوغاتی حیف و میل شود، کل فامیل را با خودمان می‌بردیم خارررررج ... که هر کی هر چیزی دوست داره ... بخررره ... چرا باید جلوی فامیل‌ها را بگیریم؟ الان مشکل مملکت بردن فامیل رئیس جمهوره؟(دارم می‌خندم) پس شما هم دو سه تا هواپیما اجاره کن و ... کل فامیل را ببررررررر ... که فرداااا ... پس فردااااا ... پشت سررررت ... حرف در نیاررررررن. خب این از این. اما نکته بعدی دیپلماسی رسانه ای است. دستاوردهای ما در این زمینه زیاد است آقای رئیس جمهور. من در نیویورک با هر مصاحبه ای که می‌کردم چندین کشور را شیفته خودم می‌کردم. جالب است که اکثر آنها هم کشورهایی بودند مثل کومور و جیبوتی و گابن که اصلا تلویزیون نداشتند! حالا حتما می‌پرسید چگونه؟ من از شما می‌پرسم آقای روحانی! (مکث!) چگوووونه؟ (باز هم می‌خندم) ما با هلی کوپتر به کابل برق گیر کردیم و نیفتادیم، اینها که چیزی نیست. کرامات دم دستی ماست!

جناب دکتر روحانی! من به شما این را می‌گویم و تمام ... توصیه آخر من به شما حفظ دستاوردهاست. دولت نهم و دهم محدوده ارتباطش را با جهان گسترش داد، این گسترش به حدی بود که ما حتی با کشورهایی که از نقشه جهان بیرون زده بودند ارتباط برقرار می‌کردیم. حالا اگر بگوییم ماورای جهان دوباره به ما می‌گویند انحرافی و ... آقای روحانی! این را هم بگویم و دیگر واقعا تمام ... موقع سخنرانی در سازمان ملل سلام من را به صندلی‌ها برسانییییید ... بهشان بگوییید ... دلمممم ... لک زده برایِ ... نیم ساعت درد دل با اوناااا ... مخلص آقای رئیس و مردم شریف ایران. خدااانگهدااااااااار ... 

زنی که از شوهرش تقاضای مرخصی کرد

می گویند در دوران قبل که پاســگاه های ژاندارمری در مناطق مرزی و روستایی و دور از شهرها وجود داشته و اکثرا ماموران مستقر در آنها از نقاط دیگر برای خدمت منتقل می شدند باید مــدت زیادی را دور از اقوام و بستگان سپری می کردند کما اینکه سفر و رفت وآمد به سهولت فعلی نبوده شاید بعضی مواقع حتی در طول سال هم امکانی برای مسافرت ماموران به شهر موطن خود پیش نمی آمد و به همین خاطر معدود خانه سازمانی در اختیار فرمانده پاسگاه و برخی ماموران دیگر قرار می گرفت.

همـــسر یکی از فرماندهان پاسگاه که به تازگی هم ازدواج کرده و چندین ماه از زندگیشان دور از شهر و بستگان در منطقه خدمت همسرش می گذشت بدجوری دلتنگ خانواده پدری اش شده بود چندین بار از شوهرش درخواست می کند که برای دیدن پدر ومادرش به شهرشان به اتفاق هم یا به تنهایی مسافرت کند ولی هر بار شوهرش به بهانه ای از زیر بار موضوع شانه خالی می کند.

زن که در این مدت با چگونگی برخورد ماموران زیر دست شوهرش و بعضا مکاتبات آنها برای گرفتن مرخصی و غیره هم کم و وبیش آشنا شده بود به فکر می افتد حالا که همسرش به خواسته وی اهمیتی قائل نمی شود او هم به صورت مکتوب و به مانند ماموران درخواست مرخصی برای رفتن و دیدن خانواده اش بکند ، پس دست به کار شده و در کاغذی درخواست کتبی به این
شرح می نویسد:

” جناب ….. فرمانده محترم …
اینجانب …. همسر حضرتعالی که مدت چندین ماه است پس از ازدواج با شما دور از خانواده و بستگان خود هستم حال که شما بدلیل مشغله بیش از حد کاری فرصت سفر و دیدار بستگان را ندارید بدینوسیله درخواست دارم که با مرخصی اینجانب به مدت .. برای مسافرت و دیدن پدر ومادر واقوام موافقت فرمائید .”

” با احترام ….. همسر شما”

و نامه را در پوشه مکاتبات همسرش می گذارد.

چند وقت بعد جواب نامه به این مضمون بدستش میرسد:

“سرکار خانم …
عطف به درخواست مرخصی سرکار عالی جهت سفر برای دیدار اقوام، با درخواست شما به شرط تامین جانشین موافقت میشود .”

فرمانده …”

خودتان می توانید حدس بزنید که همسر بیچاره با دیدن این جواب قید مسافرت و دیدن پدر و مادر را زده ، ماندن در همان محل خدمت شوهر رضایت می دهد.

کاش انتخاب همسر هم مانند انتخابات ریاست جمهوری بود.
چندتا نامزد به وسیله مامانم تایید صلاحیت می شدن میومدن از هنرها و برنامه هاشون می گفتن، بعدش منم سر فرصت با آگاهی همسر انتخاب می کردم و هر چهار سال یک بار حماسه دیگری می آفریدم!
پاسخ:
سلام
بنظر میرسه چنین تئوری بیشتر به مذاق آقایون خوشتر بیاد ها
بله درسته..  منم دیدگاه آقایون رو نوشتم نه خانم ها .
واییییییییی.خیلی پیشنهادهای بجایی برای شبکه ها هستن.احسنت به این خلاقییتتون آقای راضی..
پاسخ:
قابل شما رو نداره ...

دقت کردین !؟

قصه‌ها واسه ” بیدار کردن ” آدما نوشته شده

اما ما واسه ” خوابیدن ” ازشون استفاده می‌کنیم !

اگه جراح ها هم می تونستن

قبل از جراحی یه نسخه پشتیبان از مریضشون بگیرن خیلی با حال می شد !

ﺷﻌﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺎﻣﯿﻨﻮﻓﻦ ﺩﺍﺭﻩ واسه تسکینِ درد آدم

بعضی از آدما ندارن :|

تاریخچه تقلب از جایی شروع می شود که " حسن کچل " برای نخستین بار به مکتب رفت . از بد ماجرا ، همان روز امتحان ماهیانه کودکان مکتب بود ؛ لیک حسن کچل از روی تنبلی چشمان چپش را بر روی ورقه ی همزاد انداخت تا نکته ای بس ارزشمند از ورقه ی فوق الذکر دشت کند .

این بود که اولین تقلب تاریخ بشری رقم زده شد . البته این تقلب با روش های بسیار ابتدایی بشری رقم زده شد. البته این تقلب باروش های بسیار ابتدایی (در مقابل ترفند های کنونی ) صورت گرفت . بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن خود را به بالای ورقه ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را کش رفت . از آن به بعد تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد .

 

روش های نوشتاری

1. نوشتن روی کف پا ، پس کله ، پشت گوش و ...
2. نوشتن روی دیوار ، روی میز ، پشت نیمکت ، زیر نیمکت ، پشت لباس یا مانتوی دانش آموز جلویی ، ...
3. نوشتن به روی دستمال کاغذی ، پاکت نامه ، ...
4. نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در حفره های مختلفی از جمله بینی ، دهن ، گوش ، فک پایین ، دریچه آئورت ، ...

 

روش های باکلاس

1. استفاده از ماشین حساب مهندسی
2. استفاده از موبایل
3. استفاده از آیینه ، موچین ، لوازم آرایشی ، فیلم ، عکس ، ...

 

روش های بی کلاس

1. شیره مالیدن بر سر یکی از بچه درس خون ها
2. خم کردن سر به روی ورقه ی طرف به صورت تابلو

 

توجه :

اگه در این امر تبحر کافی ندارید ، اصلاً سمت این کار نرید ؛ که عواقبی جز‌ء ضایع شدن و اخراج و تابلو شدن ندارد .

برای مردهای مجرد باید مالیات سنگینی مقرر شود

چون این انصاف نیست که شادتر از بقیه زندگی کنند!

اگر توی یک کشتی باشی و ۵ تا حیوون داشته باشی

گاو ، گوسفند ، پلنگ ، اسب ، جوجه

طوفان میشه مجبوری ۴ تاشون رو بندازی تو دریا ، کدوم رو نگه میداری ؟

پلنگ = غرورت

گوسفند = خانوادت

گاو = مال و درایی

جوجه = بچه ات

اسب = عشقت

پاسخ:
هیچکدوم
خودم می پرم تو آب و خلاص !

همه‌چیز درباره‌ زنان ساکت مجلس!

نمی‌گویند فلانی، چرا درباره‌ نمایندگان زن نمی‌نویسی؟ آن 9 نفر! می‌گویم چه بنویسم؟ همین‌قدر که می‌آیند و می‌نشینند توی مجلس خودش کلی کار است، باید برای همین آمدن از آن‌ها تشکر کرد! می‌گویند درباره‌ منفعل بودن‌شان بنویس! می‌گویم حاشا، کجا منفعل هستند، من هم اگر جای آن‌ها بودم در موافقت یا مخالفت وزیری حرف نمی‌زدم، چون زشت است هنگام حرف زدن یک خانم، نمایندگان مرد دو‌دو کنند! در این مجلس که صدا به صدا نمی‌رسد و همه توی صحن می‌چرخند، صدای زنانه برای موافقت یا مخالفت صدای خوبی نیست، این مجلس صدای مردانه می‌خواهند، مردی که فریاد بزند، نه زنی که آرام صحبت کند.

می‌گویند پس 9 نماینده‌ زن چه نقشی در جلسه‌های رأی اعتماد داشتند؟ اگر 9 نماینده‌ زن در جلسه‌های رأی اعتماد شرکت نمی‌کردند، چه اتفاقی می‌افتاد؟ می‌گویم حضورشان اتفاقا خوب است، چون آقایان رعایت می‌کنند که خانم در مجلس نشسته است و برخی از حرف‌ها را نمی‌زنند. این 9 نفر حضورشان موثر است، مثلا تا به حال هر وقت رییس‌جمهور یا یکی از وزیران پیشنهادی درباره‌ زنان و نقش زنان و حقوق زنان حرف زده، دوربین بلافاصله نمایندگان زن را نشان داده است. این دستاورد کمی است؟ اگر نمایندگان زن نبودند دوربین چه چیز را نشان می‌داد؟

این دوستان اصلا متوجه رأی نمایندگان زن نیستند، 9 رأی، رأی کمی نیست، تأثیرگذار است. برای خودش رقمی است. البته نمایندگان زن در جلسه‌های دیگر مجلس خیلی فعال هستند، یعنی از این جلسه‌ها فعال‌تر هستند و مثلا گاهی در فهرست نمایندگانی که تأخیر کرده‌اند، نام آن‌ها هم برده می‌شود و این‌طوری نیست که اصلا کاری نکنند. بله، زنان در مجلس هستند. من خودم بارها نطق پیش از دستور آن‌ها را شنیده‌ام. بارها تذکر آن‌ها را شنیده‌ام! بارها، بارها! زنان نماینده‌ «فراکسیون» هم دارند و اغلب هم با رسانه‌ها مصاحبه می‌کنند!

مثلا سخنگوی فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی گفته‌اند: «انتظار می‌رفت دولت یازدهم در مورد حضور زنان در کابینه جدیت بیشتری داشته باشد، چراکه ما، خانم‌های مدیر و لایقی داریم که توا‌نمندی آن‌ها به اثبات رسیده است

البته منظور ایشان توانمندی در مجلس نبوده است
دانشمندان دریافتند قطعی 3 بار اینترنت در هفته به همراه خوردن دوبار ماهی برای سلامتی و جلوگیری از ابتلا به زخم بستر مفید است..

وسط یه شهری یه چاهی بوده، هی ملت می افتادن توش، زخم و زیلی می شدن!
میان تو شهرداری یه جلسه برگزار می کنن که واسطه این مشکل راه حل پیدا کنن.
یکی از مهندسا پا میشه می گه:
یافتم! ما یه آمبولانس میذاریم بغل این چاه، که هر کی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان! همه هورا می کشن ... آفرین! ایول! دمت گرم!
یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: متاسفم که هیچی نمی فهمید! آخه این شد راه حل؟ این همه خرج کنیم یه بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ همه تعجب می کنن و میپرسن: خب تو میگی چیکار کنیم؟ طرف میگه: بابا این که واضحه، مااین چاهو پر می کنیم، می ریم نزدیک یه بیمارستان یه چاه دیگه می زنیم!

 

غضنفروصیت میکنه

تمام اعضای بدنمو پس از مرگم اهدا کنید جز مغزم !!!!

میگن چرا ؟میگه : عکسای خانوادگی توشه!!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">