شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات

سلام

به مبارکی و میمنت امروز خبری خواندم در مورد ازدواج !  کمیسیون فرهنگی مجلس طرحی را ارایه داده است که بر اساس آن اولویت استخدام با مردان متاهل فرزند دار سپس متاهل بعد زنان متاهل فرزند دار و بعد زنان متاهل و در آخر از همه مجردان قرار دارند.


این خبر در ذهنهای صفر کیلومتر ! ایجاد شادی زائد الوصف میکند. و شاید بسیاری از افراد بر درایت و هوشمندی دوستان در کمسیون فرهنگی مجلس آفرین بگویند و دعایشان کنند که چقدر به فکر تحکیم بنیاد خانواده و افزایش انگیزه ازدواج هستند و کلی هم تقدیر و تشکر ازشان بشود و چه بسا که لوح تقدیر یا نشان درجه 1 افزایش زاد و ولد ! دریافت کنند! اما اگر از من میشنوید همانقدر که سیاستهای رئیس کل بانک مرکزی در کاهش نرخ ارز کاربرد داشت و همانقدر که مسکن مهر باعث پایین آمدن قیمت مسکن شد ، این طرح هم باعث افزایش ازدواج می شود.



زندگی مجردی ، علیرغم تمام سختیهایی که داشته ، یک حسن برای من دارد و آنهم اینست که باقتضای شرایط منزل مجردی ، خیلی وقتها مجبورم تن ماهی بخورم و همین امر ناخواسته باعث بالا رفتن فسفر مغز میشود و در مواجهه با چنین خبرهایی ، بجای کف و سوت بلبلی ! و ایضا تشویقهای جور واجور، اندکی می اندیشم! به اینکه :


این مسئله گرچه در نگاه اول جزو سیاستهای تحکیم خانواده و افزایش جمعیت به حساب می آید اما در باطن خود برنامه ای به شدت ضد خانواده است.


چرا ؟؟؟؟؟


قصد ندارم در این چند خط ، تاریخ عشق ورزی در خانواده ، قداست این مفهوم در کشور ما ، و نقش علاقه در تحکیم خانواده را کالبد شکافی کنم اما بر خوانندگان فهیم این وبلاگ که بعضا جرات ازدواج هم داشته اند ! پوشیده نیست که طرحهایی این چنین در بهترین حالت اگر بتواند موجب افزایش تعداد خانواده ها و فرزندان آنها شود در باطن خود مفاهیم ارزشمند خانواده نظیر وجود عشق و علاقه را زیر سئوال می برد.


این قوانین و قوانین مشابه رنگ و رو رفته بسیاری در کشور ما ، یک کپی برداری بسیار ناشیانه از قوانینی است که در بعضی از کشورهای اروپایی رواج دارد و عزیزان گاها در مسافرتهای فرهنگی ، چون غالبا چیزی به عنوان "ژرف نگری" و "آثار دراز مدت تصمیمات اشتباه" در مخیله شان نمی گنجد تصمیم به اجرای آن در داخل کشور می گیرند (مثل تغییر های نظام آموزشی به تعداد دو بار در سال!)



مثال بارزی که وجود دارد کشورهای اروپایی ، باسیاستهای افزایش جمعیت هستند در پاره ای از این کشورها زوج هایی که هیچ الزام مذهبی و قانونی به ثبت زندگی مشترک و حتی "افزایش جمعیت احتمالی!" ندارند به شرط ثبت ازدواج و تشکیل خانواده قانونی از مزایای قانونی بسیاری بهره مند می شوند این امکانات گرچه باعث افزایش تعداد ازدواجها در آن جوامع می شود اما اتفاقی که می افتد کم رنگ شدن نقش عشق و علایق زناشویی در قالب یک قرار داد اجتماعی است.


در حقیقت این قرار داد سود آور اجتماعی باعث شده است که خانواده هایی بدون عشق متقابل و تنها با مفهومی آماری در اروپا دست و پا شود که بازرسان اداره امور اجتماعی هر از چند گاهی برای اطمینان از زندگی مشترک باید در خانه آنان را بزنند و پرس و جو کنند.


عزیزان من ، علاوه بر مشکلات فکری و فرهنگی ، یکی از عمده ترین دلایل عدم ازدواج در کشور ما موانع اقتصادی است.به عبارت دیگر ، مشکلات اقتصادی عنان از عشق ورزی و زندگی عاشقانه بریده است،  حتی سالها قبل هم سعدی علیه الرحمه با این مسئله درگیر بوده و گفته است که


چنان قحط سالی شد اندر دمشق ............ که یاران فراموش کردند عشق !


و اما تیتر موضوع چه ربطی به متن آن داشت؟ نکند ما هم شدیم مثل بعضی وبلاگها که تیتر خبرشان را که می خوانیم نزدیک است با کله برویم توی مانیتور ولی بعد از ورود می بینیم که بابا این خبر فقط در حدی به عنوانش ربط دارد که "یک چیزی" به شقیقه !


آمار تجرد و سن ازدواج بسیار بالا رفته است ( بدون اینکه خانمهای عزیز تذکر دهند ، چشم بسته قبول دارم که این آمار مربوط به پسران است و ما هیچ دختر سن بالای مجردی در کشور نداریم و دختران با مشکل "رد کردن خواستگار های بیشمار" مواجه هستند و به ازای هر دختر مجرد در کشور ما 38 پسر مجرد ! وجود دارد) ،  اما نباید فراموش کرد که همین افراد مجرد هستند که در صورت داشتن شغل مناسب و در آمد کافی به فرد دیگری علاقه مند شده ( به قول امروزی ها لاو می ترکانند !) و ازدواج می کنند آن هم ازدواج واقعی و درست و حسابی (که لا اقل به 5 سال بکشد! )  نه بر اساس یک قرار داد منفعت بر اجتماعی.

این سیاست در صورت تصویب و عمومی شدن در جامعه ، ازدواج را به یک مکانیسم نفع بری اجتماعی تبدیل خواهد کرد که فرد برای رسیدن به شغل و پله های ترقی اجتماعی باید از آن بگذرد در حالی که در جامعه ما ازدواج موفق و با عشق خود باید یک هدف والا تلقی شود.


و اما ربط موضوع به تیتر ...

هستند روسای سازمانهای دولتی و نیمه دولتی که گویا با مجردان سرجنگ دارند و به محض ورود مدیریت به سازمانی برای کارمندان ضرب الاجل تعیین می کنند که یا ازدواج کنید یا اخراج ....حال در نظر بگیرید این ازدواج کارمند مربوطه در ضرب الاجل چگونه ازدواجی خواهد بود،  هکذا که فرزند را هم به این شروط اضافه کنیم.



در شرایط اقتصادی امروز ما که حیات اقتصادی - اجتماعی جوانان بسیار بیش از دیگر گروههای اجتماعی تهدید می شود این چنین طرحهایی نه تنها در آینده جمعیت ما تاثیر گذار نخواهد بود بلکه در بلند مدت حیات معنوی خانواده ها و نظام ارزشهای حاکم بر آن را به شدت تهدید خواهد کرد. قبول ندارین؟



گاز بده، بردار پاتــو از رو کلاج
بزن بریم تو مبحث ازدواج!

بذار داداش! قصه رواز سر بگم
از پدر و مــادر دختــــــر بگم

وقتی یه خواستگار میاد خونه شون
گرم میشه یه بارکی چونه شـــــون

برای عقد و برا بعله برون
شرط و شروطه که می ریزن بیرون

قبل از اینا یه عالمه سین جینه
میگن که رسم خواستگاری اینه

میگن:دوماد چن تا سواری داره؟
بگین توی بازاره یا اداره؟

اگه اداره جاتیه ... زت زیاد!
جسارته! ما خوشمـون نمیاد!

اگه ایشون راستکی کارمندن
ببخشینا...جایی نگین ...می‌خندن

خواستگاری با شغل کارمندی؟
شتر رفته پی علاقه بندی!

اگه تو بازاره ..طلا فروشه
نیشم اگه داره واسه ما نوشه!

بسکه همه فیس و افاده دارن
اینجوری هی شرط و شروط میذارن

هر کی میره دنبال خواستگاری
با این شرط و شروط میشه فراری

در میره فوری با پدر مادرش
نیگا نمی کنه به پشت سرش

دیگه نمی‌خواد کارو دنبال کنه
می‌خواد بره مجردی حـــال کنه

آی باباجون! که چن تا دختر داری
باید از این بهونه دس برداری

اگه از این فیس و افـاده پر شی!
دختراتو می ندازی توی ترشی!

دوماد خوب تو این دور و زمونه
موهبتــه، خدا خودش می‌دونه

یادت رفته موقع ازدواجت
خواستگـاریت، دهــان هاج و واجت

یادت رفته موقع زن گرفتن
تموم دارایی تو صد تومن

گیر نده به جوونای محلّه!
همّت و غیرت اگه باشه، حلّه

خواستگاری که مومن و کاریه
وجودش از دوز و کلک عاریه -

اگه در ِ خونـــه تو زد، تتق تق
بگو: مبارکه، به امّید حق ...

نظرات  (۵۹)

۲۶ مرداد ۹۲ ، ۱۱:۵۱ آنا شبستری
البته می شه بنوعی تشویق افراد مجرد به سوی کار آزاد تفسیر کرد که می تونه باعث افزایش درآمد عزیزان بشه.(عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد)
پاسخ:
کار آزاد رو هم متاسفانه بانوان عزیز زیاد قبول ندارن آخه !
به نظر من ازدواج بی عقلی هستش مخصوصا برای دختران!!!

بنظرم. این طرح رو   باید بذارن دم کوزه آبشو بخورن !!!!!آخه این طرحی که مجلس داده با هیچ اصول وقانونی همخوانی نداره که. چون اگه قراره متاهل ها دراولویت استخدام باشن .مجردا همش بیکار میمونن  که!!!! علاوه بر اون چیزایی که شما فرمودین چنانچه جوانی صاحب شغل نباشه ومحل درآمدی نداشته باشه که نمیتونه اقدام به ازدواج کته!!!!به چه امیدی؟؟؟؟

۲۶ مرداد ۹۲ ، ۱۲:۲۶ آنا شبستری
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 بجای این طرح  من پیشنهاد میکنم  اولویت رو  در بکارگیری از نیروهای آقایان درنظر بگیرن که عهده دار  اداره زندگی مشترک هستن وباید درآمد مکفی داشته باشن..ولی .چون بیشتر  جاها  خانما به درآمد کمتر راضی میشن در شرایط کار مساوی!. کارفرمایان بیشتر راغب به جذب اونها هستن ونه پسر ها. البته این نظر منه ها....

پاسخ:
خداییش هم نظر بدی نیست . حسن دیگه اش اینه که خانمها شوهرشون رو بخاطر اینکه در آمد مساوی دارن ، کتک نمیتونن بزنن دیگه
کتک؟!!!!!!!چرا؟؟؟؟؟؟؟ جدی !واسه چی؟؟؟
پاسخ:
خوب قدیما بخاطر اینکه انحصار درآمد در دست مرد بود زنها هر چی بسرشون میومد چون استقلال مالی نداشتند چیزی نمیتونستن بگن ولی الان اینطوری نیست و کوچکترین حرکت خشونت آمیز در مورد زنها پاسخی دندان شکن داره بخصوص که خانمها اکثرا دوره ی دفاع شخصی رو گذروندن و بعضی هاشون حتی مربی فول کنتاکت کوجوریو هستن !
۲۶ مرداد ۹۲ ، ۱۳:۲۳ عاطــــــــــــــــفه
اونقد تصمیم مضحکی میباشد ک از حرص نمیتونم ادامه مطلبو بخونم....)))):
جل الخالق..چ نابغه هایی تو مملکتمون ما داریم بعنوان وکلای ملت...هه...!

حمید خان ببین میدونی مشکل کشور ما و کارشناس هاش و منتقدینش و قانون گذارش و مردمش چیه؟؟؟
دید جامع نداریم و هر چیزی رو به تنهایی بررسی میکنیم برای مثال یه روز مسکن یه روز ازدواج یه روز کار یه روز اقتصاد یه روز ... در حالیکه همه اینها به هم مربوط است مثل اون جکه که یارو میره ازدواج کنه میگن کار نداری میره کار پیدا کنه میگن زن نداری و ....
همه اینها به هم وابسته اند و تا به امروز کسی نیومده همش رو یه جا بررسی کنه و چیزی به نام طرح جامع بنویسه که همه اینها رو در کنار هم داشته باشه در نتیجه هر روز شاهد بروز مشکلی و شاهد طرحی برای رفع اون مشکل هستیم که اتفاقا خود این طرح باعث بروز مشکلاتی در زمینه های دیگر میشه
سلام
اولا باید بگم این طرحها برای تشویق مجردها به ازدواج نیست.اگه کسی اونقدر احمقه که بخاطر استخدام میره ازدواج میکنه مشکل خودشه.اگه هم چنین طرحی باشه ،به نظر من معقولانست والبته باید متاهلین در اولویت باشند.
ثانیا قرار بود اختصاصا درمورد طلاق صحبت بشه اما طرح موضوع به این شکل ، بازم مارو به سمت مشکلات ازدواج جوونا میبره...البته در مورد همین مبحث باید بگم کسانی که صرفا به دلیل کارمند بودن شخصی با اون فرد ازدواج میکنن و کسانی که ازدواج میکنند که کارمند بشن،قاطعانه اعلام میکنم که رنگ خوشبختی رو نخواهند دید .از دوستان میخوام هر تجربه و اطلاعاتی در مورد علتهای طلاق میدونن عنوان کنن تا قدمی هرچند کوچیک در جلوگیری از بوجود اومدن همچین معضلی بزرگی که ترکشهای اون به همه افراد جامعه برمیگرده برداریم.ممنونم
سلام
آقای راضی هر چند که وبلاگ شما همیشه بر ما کارمندان نگون بخت می تازد ولی من مطالبتان را بسیار دوست دارم. هر چه هست واقعیات جامعه مان است .  چند روز قبل در یکی از وبلاگهای باصطلاح خبری که در لینکهای شما هم هست به مطلبی برخوردم که سفال را صفال نوشته بود و بلافاصله هم وبلاگ آن جهانی همان مطلب را کپی کرد و بعضی کلمات را جابجا کرد و بنام خودش منتشر کرد و شاید چون در عمرش این کلمه را ننوشته بود ترسیده بود دست بزند و من رفتم تذکر دادم که درستش چیست ولی چون فهمیده بود که دستش رو شده است آن کلمه را کلا حذف کرد .
این وبلاگها طوری می نویسند به نقل از ... به گزارش خبرنگار .... در ... که هرکس اینها را نشناسد فکر میکند با خبر نگاری از آسوشیتد پرس طرف است . در صورتیکه مدیر و خبر نگار و تایپیست و آبدارچیش همان یکنفر هست.
از اینکه شما بدون حاشیه کارتان را میکنید و دنبال این خبرهای صد تا یه غاز نیستید از شما تشکر میکنم . واقعا سوای نظر اینکه مطالب شما به ذائقه من خوش بیاید یا نه اینکه حتی در گذاشتن ویرگول و پرانتز هم دقت دارید و متونتان به لحاظ نگارشی فاقد هر گونه اشکال قواعدی و نگارش و غلط املایی و انشایی است لذت می برم . امیدوارم موفق باشید . کمی هم هوای ما کارمندا رو بیشتر دوست داشته باشین . خوب؟ همه ما که اونجوری نیستیم که
پاسخ:
من هم از شما ممنونم دوست گرامی. دقت من در نگارش کلمات و جملات ، به جهت احترامی است که برای خوانندگان قائلم .
متاسفانه اکثر وبلاگهای منطقه عبارت" همینه که هست . اگر دوست نداری برو بیرون" را بسیار وقیحانه در مورد خوانندگانشان بکار می برند که نشان دهنده عدم اطلاعشان از ابتدایی ترین قواعد CRM است و من هرگز چنین نخواهم کرد .
ایکاش در کنار تمجید ، اشکالاتی را هم که ملاحظه میکنید گوشزد می کردید.
باز هم منتظر نگاه های تیز بین شما هستیم
خانوم یا اقای شبستر درست میفرمایید.خانه از پایبست ویران است!
۲۶ مرداد ۹۲ ، ۱۵:۱۱ آنا شبستری
اما من با نظر شما ؛حمید خان موافق نیستم.
پاسخ:
خوب این مخالفت شما که ریشه در تاریخ داره . حالا با کدوم قسمت دقیقا مخالفین؟
۲۶ مرداد ۹۲ ، ۱۵:۳۶ بهزاد(شبسترنیوز)
با سلام من خودم همیشه پیگیر مطالب این وبلاگ  زیبای آقای راضی هستم ولی دوست عزیز کارمند که گفتن غلط املایی درشبسترنیوز بود درست گفتن و اینم اشتباه تایپی بود و اینم بگم خودم ننوشته بودم چون شبسترنیوز متعلق به یک نفر نیست درسته که آسوشیتد پرس نیستیم ولی شبسترنیوز ازشهرهای شهرستان نویسنده دارد ولی سعی میکنیم مطلب هایمان خبری باشد و به نظرم به گزارش ... به نقل از.... هم زیاد بزرگ نیستن ولی در کل بگم شاید آقای راضی هم بدونند ما سعی خواهیم کرد انتقاد پذیر باشیم و این انتقاد شما هم مورد قبول هست  و نمیدونم آقا حمید وبلاگ مارو هم میگن یا نه ولی ما با  (اگر دوست نداری برو بیرون) هم موافق نیستیم و برای شبسترنیوز بازدید کننده ها مهم اند  ای کاش اون روز در مورد اون غلط در خود شبسترنیوز اعلام میکردید ازتون بابت انتقادات به جاتون  متشکرم .
۲۶ مرداد ۹۲ ، ۱۶:۰۶ آنا شبستری

با توجه به وضعیت بحرانی اقتصاد اگه خانمها کار نکنند که آقایون از عهده مخارج کمرشکن بر نمیآن؛ضمنا" بد نیست نگرشتون رو نصبت به خانمها ؛بخصوص شاغلین ؛ عوض کنید تا شاید یکی حاضر بشه جواب مثیت بهتون بده.

در غیر اینصورت برگشت به عهد دقیانوس و یاشاید غار نشینی بهتون پیشنهاد می کنم.

پاسخ:
سرکار خانم کمر شکن : درستش "نسبت" هست نه "نصبت"

هر مردی دنبال یک زن زیبا، فهمیده، پول دار، مهربان و کدبانو برای ازدواج است ولی متاسفانه نمی شود همزمان 5 همسر داشت!
در اکثر ازدواجها،گر چه طلاق محضری هم نباشه ولی طلاق عاطفی خیلی زیاده!! اولا بایستی در انتخاب خیلی دقت کرد و اینکه ملاک و معیار و شخصیت خانواده و فرهنگ ها و دیدگاهای هر دو طرف نسبت به زندگی (مثلا حجاب،رفت و آمد خانوادگی بعد از ازدواج و بسیاری از مسائل) برای هر دو طرف روشن بشه و در کمال آرامش و منطقی تصمیم گیری کنند .... و ...............................................................

با سلام

به وبلاگ حقیر سر بزنید و 2 نامه را که نوشته ایم در صورت امکان امضاء کرده و به دیگر دوستان فضای مجازی نیز اطلاع دهید که امضاء کنند. نامه اول خطاب به دکتر احمدی نژاد و تقدیر از زحمات 8 ساله ایشان می باشد. نامه دوم خطاب به رییس قوه قضائیه در راستای محاکمه فتنه گران دروغگوی سال88 و دشمنان رای ملت می باشد که متاسفانه 4 سال است به دلایل نامشخص به تاخیر افتاده است. منتظر حضور و همکاری شما

پاسخ:
دوست عزیز من متاسفانه یا خوشبختانه زیاد از سیاست سر در نمیارم و بنابر این نمیتونم چنین کاری بکنم .ولی تا اونجائیکه میدونم آقای احمدی نژاد کاری علاوه بر وظیفه انجام ندادن و بارها گفتن که خادم ملت بودن و نیازی به تقدیر و تشکر ندارن .این از مورد اول . در مورد دوم هم که ما تو کتاب تعلیمات اجتماعی خوندیم که قاضی باید مستقل باشه و حرف هیچکس روش تاثیر نذاره که مطمئنا تمام مسئولین قضایی ما همینطور هستند و امضای من تاثیری تو تصمیمشون نداره . بنابر این باز هم امضای من بی مورد هست
نظرتونو با آدرستون همینجا قرار میدم اگر کسی خواست از دوستان بیاد امضا کنه.

پر امضا باشید
احسنت آقای راضی! جسورانه پاسخ شونو دادین. خوشم اومد. مگه ایشون چه تاج سری  به سر  این مردم زدن!!!!!؟  ؟غیر اینکه فقرا فقیرتر واغنیا غنی تر شدن؟؟؟!!!تو این هشت سال؟ 
ما رفته بودیم چین بچه های از 10-12 سالگی کار میکردن تا پیرمردهای 90 ساله و اعتقادشون هم بود که ادم سر کار میمیره و اگه کسی بیکار باشه انگار یه چرخ تریلی پنچر شده و بارش میفته روی دوش بقیه و ....
حال مقایسه کنید با کشور ما که الان تو همین شبستر خودمون نمونه هایی از افرادی داریم که تو 40-45 سالگی بازنشست شدن و دارن واسه خودشون میچرخن یا هر کسی که دوزار پول پیدا میکنه کار رو ول میکنه و میگه چقدر کار کنیم و کافیه
حال شاید بگویید موضوع ازدواج و طلاق چه ربطی دارد؟
ولی همانطور که گفتم همه چیز از وضعیت اقتصادی کشور شروع میشود جایی که فرد بیکار هست بی پول هست خانه ندارد در نتیجه نمیتونه زن بگیره یا وقتی زن میگیره مشکلات کمرش رو میشکنه در اونور ماجرا چون افراد بیکار هستند و تولیدی صورت نمیگیرد وضع اقتصادی کشور به وخامت میره و دوباره این چرخه ادامه پیدا میکنه
با شبستر موافقم.یکی از مهمترین دلایل طلاق مشکلات اقتصادیه که البته بیشتره فشار رو به مرد میاره!!
در گذشته بار زندگی فوق فوقش50کیلو بود که مرد بالاخره هرطور که بود اونو به دوش میکشید (اون وقتا نه مبل بود نه ال سی دی ونه ماشین آنچنانی ونه....)الان بار زنگی 200کیلو شده که اگه زن ی طرف این بار رو نگیره وکمک نکنه، مردو له میکنه و زن هم باید با مرد له شده زندگی کنه که عاقبتش معلومه!!!
پاسخ:
من با این قسمت موافق نیستم. اون موقعی که بقول شما بار زندگی بود 50 کیلو (مثلا سال 70) ، حقوق یه کارمند معمولی بود 9500 تومان ، الان بقول شما بار زندگی شده 200 کیلو (4 برابر) ولی حقوق همون کارمند بالای یک میلیون تومنه (105.26 برابر). اون موقع (و کلا هیچ موقعی) اداره زندگی کار ساده ای نبوده ، بلکه مرد های اون موقع مرد بودن و فشار بیشتری رو تحمل میکردن و خرج زندگی رو در میاوردن. مرد ها اینقدر سوسول تشریف نداشتند و 4 جا هم لازم بود کار میکردن. مرد اگر واقعا مرد باشه ، پای مشکلاتش زانو نمیزنه و از زنش انتظار نباید داشته باشه برای بارکشی! دلیل اصلی اینه که مردها دیگه اون حس مسئولیت رو برای زندگی ندارن و حاضر نیستن یه کیلو بیشتر از اضافه ظرفیتشون بار بزنن.  این جمله بخاطر خود شیرینی نیست چون هر کس که منو از نزدیک میشناسه میدونه که چنین خصلتی ندارم ولی " اگر کل زحمت کار کردن کل مردهای عالم رو از بدو خلقت تا به الان در نظر بگیرین بازهم به اندازه نصف درد و رنجی که یک زن موقع زایمان تحمل میکنه نیست"
واقعا حکایت عجیبی است حکایت این استخر شبستر
10-15 سال ساختنش طول کشید خیلی ها خوردن خیلی ها بردن به خیلی ها تهمت زده شد خیلی ها برج ساختن خیلی ها ....
وقتی شروع به کار کرد هیچ شبستری نبود که اداره کنه و یه مرندی برداشت
تازه شروع به کار کرده بود که گفتن مسائل خلاف عفت و بهداشتی رخ داده و پلمب کردن بعد مشخص شد ادارات سانس رایگان خواستن وقتی ندادن پلمب کردن
مدیریت بعدی اومد اداره کرد که نیم متر لجن کفش رو گرفت و دیگه هیشکی نرفت
اقای اشنا برداشت که خوب اداره کرد و داشت تازه به مردم خوش میگذشت که اشنا هم انداختن بیرون
رییس روسا میگن اشنا هم خورده و برده ...
اشنا هم میگه من چون پاک بودم (پاک یادت نره) و با رییس روسا نخوردم و نبردم منو انداختن بیرون
امروزم که از سازمان انرژی هسته ای (ببخشید سازمان تربیت بدنی) اقای محمدالبرادری اومده بود واسه بازرسی حساب کتابا ببینه اخرش کی خورده کی برده که جهانی خبرش رو 10 دیقه گذاشت بعد برداشت و وقتی گفتم چرا برداشتی گفت هنوز چیزی معلوم نیست بذا وقتی معلوم شد خبرشو میذارم 
و این داستان استخر شبستر همچنان ادامه دارد ....
طلاق شاید بد باشه ولی خیلی وقتها تنها راه چاره هست البته این شامل طلاق هایی که به دلیل مسائل مالی میشه نیست کلا مبحث طلاق از خود ازدواج خیلی پیچیده تر است 
۲۶ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۰۹ آنا شبستری

اینم از تنگ نظری شما آقایون خوب

پاسخ:
کدومش دقیقا؟
اگر قرار باشد پسری ازدواج کند و به خواستگاری دختری برود اولین حرفی که می پرسند این است آقازاده چه کاره هستند؟بعدش خونه دارن؟ ماشین دارن؟و....
پاسخ:
خوب فرض میکنیم که شما خودتان پدر دختری باشید که قرار است ازدواج کند . آیا حاضرید دخترتان را به یک جوان آس و پاس که پول توجیبی اش را هم از بابا میگیرد ولی یک قلب پر از عشق !!!!!! دارد بدهید ؟
هر چند که از توقعات بیجا در مورد ازدواج دفاع نمیکنم ولی این واقعیتی است که مردی که میخواهد ازدواج کند و مسئولیت خانواده ای را به دوش بگیرد باید حداقلهایی را در زندگی داشته باشد . دادن دختر به جوانی که شغلی ندارد و برنامه ریزی خاصی هم برای آن ندارد به نظر من کار درستی نیست. خانه و ماشین هم بستگی به شرایط دارد . در اسلام هم داریم که دختر باید شرایطی حداقل مشابه شرایط خانه پدری داشته باشد. اگر این دختر در خانه پدرش خدمتکار داشته ، مرد "باید" برای او خدمتکار بگیرد.
مشکل اینجاست که اکثر جوانان انتظار دارند از خانواده ای بالاتر از سطح خودشان زن بگیرند و آن دختر هم باید با تمام "مصائب" (قابل توجه خواننده ای که مسائب نوشته بودند در نظراتشان ولی به دلیل عدم رعایت حریم کلام قادر به انتشار نظرشان نبودم) را تحمل کند و صدایش هم در نیاید.
این جور ایده های آرمانی مربوط به فیلمها و احیانا سریالهای ایرانی ماه رمضان است. باز هم تکرار میکنم ، هدف دفاع از بعضی رسم و رسوم بیمورد و سختگیری های نامعقول نیست ولی اگر واقع بین باشیم ، برای خود پسر هم به صلاح نیست که با بیرون آوردن آستر جیبش زن بگیرد و ابتدا بهتر است تلاش کند تا حداقلهای یک زندگی معمولی را فراهم کند.

پسری اگر یک شغل خوب ومناسب  البته غیر از دیگر ویژگیهای شخصی ، که بتواند یک زندگی متعادل را برای همسر خود فراهم آورد میتواند کیس مناسبی برای شروع زندگی مشترک باشدوالبته بقول آقای مدیر با خانواده همسطح با خود   .... وبنظرمن  برای اول زندگی کافیست چرا که بقیه امکانات زندگی را با مدیریت درآمد وتلاش برای ارتقا آن را  میتواند بدست آورد وسختگیری زیاد ونامعقول و رسم ورسوم سنگین الزامی ندارد . 

پاسخ:
خوب ما هم که همینو گفتیم که !
در جواب جواب اگر قرار باشد به خواستگاری....
منظور من این است بیکاری بیداد میکند
این حق یک نفر است که باید بپرسد آقازاده چه کاره هستن در این دوره زمانه وقتی مسکن به متاهل میدن و تسهیلات به متاهل .پس تکلیف مجردهایی که میخوان ازدواج کنند مشخصه دیگههههههههه
نمیتونن ازدواج کنن چون خونه ندارن .نمیتونن ازدواج کنن چون شغل ندارن
پاسخ:
همی گویم و گفته ام بارها ......
تو این مملکت بیکار نداریم بلکه "بیکاره" زیاد داریم
هیچکس قرار نیست همینجوری به کسی مسکن تقدیم کند که
باید کار و تلاش و فعالیت کرد
منتهی نمیدانم این چه آفتی است در کشور ما که کار یعنی "استخدام جایی شدن و سر برج حقوق گرفتن"

من به همه ی خوانندگان عزیز وبلاگ توصیه برادرانه میکنم کتاب "بابای پولدار و بابای بی پول" رو حتما بخونند

باور کنید تو این کشور پول در آوردن خیلی راحت تر از اینه که برای یکی دو میلیون کسی بره سی روز کارکنه !
حمید خان من اعدادی رو که نوشته بودم فقط بطور مثال بود و در ضمن به سال خاصی اشاره نکرده بودم.
اگر هم قرار باشه که بخوایم خرج ومخارج سالی رو درگذشته و الان محاسبه کنیم فکر میکنم این کارو باید ی اقتصاددان انجام بده نه من وشما(البته با احترام به دانش شما)
در ضمن اگه شما دوس ندارید همسرتون شاغل باشه این انتخاب شماست والبته حق شما اما از شما میخوام که کمی دموکراتتر باشید و نتیجه گیری آخر رو به عهده دوستان بذارید.!
والبته مشتاقم که به این سوالم جواب بدین که فرق بین زنان تحصیل کرده امروز ،اگه کار نکنن با زنان صد سال وهزار سال پیش چیه؟!
پاسخ:
اتفاقا من بسیار خیلی زیاد طرفدار اشتغال و فعالیتهای اجتماعی زنان هستم . خیلی از زنان الان نه تنها سرپرست خانوار هستن بلکه دارن به خانواده شون کمک مالی میکنن . ضمنا اعداد من هم مثال بودن فقط
حیرانم که چطور در مورد علاقه من به شاغل بودن همسر نتیجه ی منفی گرفتید . منظور اصلا و ابدا این نیست. منظور این است که مرد باید زندگی را تامین کند و عقیده ی شخصی من این است که مرد نباید در زندگی روی درآمد همسرش حساب کند . ببینید مرد از قدیم بیرون کار میکرده و زنهای قدیم فقط کار خانه می کردند . الان شرایط مرد همان است ولی زنانی که کار بیرون میکنند کار قبلی شان یعنی خانه داری و بدنیا آوردن بچه را کنار نگذاشته اند . یعنی دارند یک کار "اضافه تر" انجام میدهند و در آمد آن مختص خودشان است . بنظر من مردی که یا ازدواج کرده و متکی به درآمد همسرش است یا در مورد ازدواج به فردی فکر میکند که یکی از معیارهایش "درآمد" زن باشد در اشتباه است .
در ضمن فرق زن تحصیلکرده و بی سواد در کار کردن نیست . شما اگر چاقویی را تیز کنید برای بریدن گوشت ، همان چاقو سیب زمینی را هم راحت تر پوست می کند ، حال اگر مغزی برای درس خواندن صیقل داده شود ، همان مغز در تمام امور زندگی اعم از خانه داری و شوهر داری و امور شخصی و اجتماعی و صد البته شغل زن تاثیرش را نشان خواهد داد. این مورد را شما در مورد یک راننده آژانس باسواد یا بیسواد میتوانید امتحان کنید.
۲۷ مرداد ۹۲ ، ۱۳:۰۹ آنا شبستری
دارم امیدوار می شم.
پاسخ:
ناامیدی گناه بزرگیست..... به چی اونوقت؟
یادمه یکی که خیلی هم ادعای روشنکری میکرد در مقابل کارکردن زن مثال حیوونارو زد و گفت که ببینید حتی تو حیوونا این جنس نره که ماده وبچه هاشو تامین میکنه این در حالی که در اکثر پرندگان وماهیها وحتی چرا راه دور بریم؛این شیر مادست که شکار میکنه وجنس نر تقریبا کاری به بچه هاش نداره.
از طرفی ما خودمونو فراتر از حیوونا میدونیم حالا چطور شد که حیوون الگوی ما شد.
واما زنای قدیم 10الی 20 تا بچه میاوردن وپدرشون در میومد تا بتونن نصف اونا رو زنده نگه دارن و بزرگ کنن وکار خونه داری متفاوت تر از این خونه داری ها بود و مرد میدونست که حتی ی زن برای خونه داری کمه وبرای همین ی زنه کمکی هم میگرفت!!!اما زنای الان تودو دقیقه خونه رو با جارو برقی تمیز میکنن پوشاک دوردونشو 3سوت میندازن دور تازه بعدش آماده میشن وقتی شوهرشون اومد میگهن منو ببر بگردون بعدشم کمی لوازم آرایشو کمی خرتوپرت میخوام!!!
به نظر شما آیاشرایط زن  تغییری نکرده؟!!!!!!!!!!!آیا فکر نمیکنید که این شرایط ناعادلانست؟آیا فکر نمیکنید که ای میتونه دلیلی باشه برای طلاق؟؟؟؟
پاسخ:
خوب شرایط زمانه همینه دوست عزیز . همونقدر که زندگی برای خانمها راحت شده برای آقایون هم همینطوره. شما اون موقع باید میرفتین از جنگل هیزم میاوردین ولی الان چون گاز اومده میشینین تلویزیون تماشا میکنین. درسته؟ 
۲۷ مرداد ۹۲ ، ۱۳:۲۱ آنا شبستری
شاید نیاز نباشه برگردید به عصر هجر
پاسخ:
البته درستش فکر میکنم عصر حجر باشه ها به معنی دوران پارینه سنگی
بله تو این مملکت بیکار کم داریم و بیکاره و مفت خور زیاد داریم (به قول حمید خان) هر کسی اهل کار هست بیاد من بهش کار بدم فقط باید دنبال یه میز و صندلی نباشه که پشتش بشینه و روزنامه بخونه و سر ماه حقوق بگیره
پدر خانم بنده با اینکه بالای 60 سال سن دارد و هیچ نیاز مالی ندارد میره صبح تا شب کار میکنه تازه ماه رمضون هم میرفت نونوایی کار میکرد و ماهی 1.5 میلیون میگرفت (برای 4 ساعت کار در روز) ولی الان کدوم جوونه که بره شاطری کنه یا بره پیش نجار یا گچکار یا جوشکار؟؟؟
الان 10-12 نفر به من سپردن واسشون کارگر پیدا کنم ولی نمیتونم چون بیکارهای الان کارگری دوست ندارن بلکه میخوان ارباب باشن 
پاسخ:
اییییییییییینه
حرف حساب که جواب نداره
احسنت
البته شرایط جامعه نیز در اینباره خیلی تاثیر داره طوریکه پدر من وقتی دیپلم گرفته معلم شده (بدون هیچ دردسری) و اون زمون یه پنجم ابتدایی یا سیکل یا دیپلم برابر بود با شغلی عالی حتی اگه فرد لیسانس داشت به مدیرکلی و ریاست اداره و ... میرسید ولی امروز من بیچاره با فوق لیسانس حتی ابدارچی هم نمیتونم استخدام بشم در حالیکه 20 سال درس خوندم و زحمت کشیدم باید بیکار و علاف بگردم طرف هم خب وقتی درس میخونه توی سرش یه ارزوها و برنامه هایی میچینه و حالا بعد 20 سال درس خوندن و زحمت کشیدن بیا بهش بگو همه برنامه هات رو بریز دور و برو گچکاری بکن خب قبولش واقعا سخته ولی این واقعیت جامعه امروز ماست و باید قبول کرد و باهاش کنار اومد و اگه کسی کنار نیاد باید خیابانها رو متر کنه مثل یکی از فامیلهای ما که 10 ساله با یه لیسانسی که گرفته خیابان متر میکنه و امیدواره بالاخره استخدام بشه (پولی که برای ازمونهای استخدامی داده یه سرمایه کلفت میشه) و هر وقت میگم بابا ماشین رو بردار برو اژانس (اونایی که تو آژانس کار میکنن یقینا از تو با لیاقت تر و با کفایت تر هستن فقط زندگی مجبورشون کرده بیان مسافرکشی کنن) میگه مگه لیسانس گرفتم برم مسافرکشی؟؟؟ 
فرض کنیدبه دلایلی شوهر بیکار شد یا کارخونشون تعطیل شد(که البته تو کشور ما این اتفاق نمیافته!)یا تصادف کردو پاش شکست.ایا اگه مرد تنها نان آور خونه باشه بنیان خانواده متزلزل نمیشه وآیا اگه خانوم خونه شاغل میبود و درآمدی هرچند اندک میداشت، خانواده این بحران رو راحتتر از سر نمیگذروندن؟؟؟
آیا بهتر نیست (من که نه)شمای تحصیل کرده کمی بیشتر در این مورد تامل کنید؟
پاسخ:
برای اثبات یک فرضیه هیچوقت از استثنائات کمک نگیرید. معمولا 30 درصد درآمد باید به پس انداز اختصاص داده بشه که در چنین مواردی بکار میاد و بیمه دقیقا برای چنین مواردی پیش بینی شده . ما در شرایط عادی وقتی میگوییم نباید روی درآمد زن حساب کرد فقط در شرایط عادیه والا ممکنه شرایط حادی پیش بیاد که حتی زن خانه مجبور بشه تمام پس اندازش رو هم خرج کنه و پاپه پای مرد (شاید هم بیشتر ) کار کنه
۲۷ مرداد ۹۲ ، ۱۴:۰۲ منم دنبال کارهستم چون حقوق همسرم۳۵۰هزارتومان هست وبخورنمیره؛حالاکسی هس ب منم کاربده؟آی شبیستر؟
آنه
پاسخ:
این در آمد در روزگار فعلی در آمد مکفی نیست و من اگر جای ایشون بودم تعویض شغل و کسب درآمد بیشتر رو به فردا موکول نمی کردم و همین امروز اقدام می کردم .
الان دیگه برای لیسانس کشک هم نمیدن چه بمونه به کار!!! خیال باطل
پاسخ:
من یک مدت توی شرکتی کار می کردم و از روزی که رفتم اونجا به مدیر عامل میگفتم این مدرک منو بذارین تو پرونده من همش میگفت فردا - آخرش اعتراض کردم ایشون گفتند : ما کاری را از تو میخواهیم که داری به نحو رضایتبخش انجامش میدی . مدرکتو ما لازم نداریم . مطمئنا با اینهمه دانشگاه مدرک هم فقط جنبه ی تشریفاتی پیدا کرده . یادش بخیر زمانی که ما بچه بودیم میگفتن فلان جا مهندس اومده بریم تماشا . الان سنگ رو که بلند کنین از زیرش مهندس فرار میکنه !
۲۷ مرداد ۹۲ ، ۱۴:۲۶ آنا شبستری
مرسی؛سعی می کنم دقت کنم
یکی دیگه از عواملی که باعث طلاق میشه دخالتهای بیمورد پدرها ومادرها وگاه خویشاوندان ودوستان در زندگی مشترک یک زوجه!
معمولا پدرومادرها ودوستان و آشنایان در مورد مسائلی که برای زوجها پیش میاد نظر میدن بدون اینکه کسی از اونا نظر بخواد و معمولا با این کار در مقابل یکی از زوجین موضع میگیرن و باعث رنجش طرف مقابل میشن و این موجب کدورت بین طرفین میشه .از این رو رسیدن به استقلال عاطفی یکی از مهمترین معیارها برای ازدواجه و باعث تداوم خانواده و جلوگیری از طلاق میشه.
این مدیر مسئولهام والله داستان دارن واسه خودشون !!!اخیرا تو شرکت ما تغییر وتحولی بوده ومدیر عامل عوض شده واعلام کرده ما نیروی جدید استخدام نمیکنیم واگه نیاز باشه از نیروهای پیمانی استفاده میکنبم ..اما بعد چند روز میبینم چند نفر جدیدالااستخدام اومدن ! اما همشون چی؟؟؟از آشناهای مدیر عامل جدید!!!!!!معنای نیروی انسانی پیمانی رو هم تازه !!! فهمیدیم.
۲۷ مرداد ۹۲ ، ۱۵:۵۹ رها--- نازی خانوم
باشد که رستگار شوند!!!
۲۷ مرداد ۹۲ ، ۱۶:۵۳ پس چقدر حقوق کافی میتونه باشه آقای راضی؟
آنه
پاسخ:
کلمه ی کافی که در مورد درآمد معنی نداره که - عملا هیچ در آمدی کافی نیست ! اما حداقل حقوقی که وزارت کار معین کرده برای امسال فکر میکنم حدود 450 هزار تومان و خط فقر امسال حدود یک میلیون تومانه
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام آقای راضی
امروز وقتی داشتم از وبلاگ این ****** (ببخشید چون لیاقتش بیشتر از این نیست) بازدید کردم دیواره آتشی که روی کامپیوترم نصب شده هی آلارم میداد که یه برنامه مخرب روی کامپیوتر شما داره وارد میشه. خیلی محترمانه رفتم نظر دادم و علت این مسئله رو جویا شدم. میدونید چه جوابی به من داده شد ؟ اینجا ببینین جواب ایشونو

http://upload7.ir/images/34461779598630223356.jpg

البته چون میدونم که خیلی آدم *********** فوری میره حذف میکنه آپلود کردم .خاک تو سر ما که چنین افرادی ادعای کار فرهنگی میکنند . بنظر من که  *************** **** *** ** ***** * ***** **** ****************
پاسخ:
خوب فایروالهای زیادی هستند که بعضی از کدهای جاوا اسکریپت رو به عنوان مخرب میشناسند و اکثر اونها برای تعیین میزان امنیت سطوح محتلفی دارند و احتمالا در مورد شما هم همینطور بوده . مثلا در یکی از وبلاگهای خبری منطقه اخیرا آیکون ریزی در قسمت پایین سمت راست صفحه مشاهده میشه که توش نوشته T/IP که zone alarm من همون بار اول بهش حساسیت نشون داد . چون میخواد اطلاعاتی را از کامپیوتر شما به طرف اطلاع بده که از دید فایر وال محرمانه است. این در مورد قسمت فنی مسئله. اما در مورد قسمت اخلاقیش مجبور شدم یکی دو کلمه رو حذف کنم . خوب آخه شما اگر شناخت قبلی از این شخص داشتید زیاد جا نمیخوردید . همینه دیگه ...
ای شبیستر 350 هزار تومنی من برای هر کسی که اهل کار باشه کار با حقوق 700-800 تومنی دارم البته کارهای مثل کارگر سوپرمارکت یا کارگر نجار و کارگر کابینت سازی و کارگر انواع مشاغل ساختمانی و ... پس هر کسی میخواد بیاد خبر بده
پاسخ:
میخواستم شماره تلفن خودمو بذارم که از طریق من ارتباط بگیرین یه دو زار هم گیر ما بیاد ولی خدا وکیلی اگه معامله جوش خورد پور سانت من یادتون نره .
من یه زمانی حدود 200-300 پرونده طلاق که تو روزنامه جام جم چاپ شده بود رو جمع کرده بودم تا یه بررسی در موردشون انجام بدم که متاسفانه وقتم و کارم و حوصلم .... جواب نداد ولی ایشالا سعی میکنم مواردی رو که یادم مونده به زودی اینجا بذارم
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

با سلام،

خدمت حمید خان و در جواب نوجدهی،

بازرسان امدند و رفتند.چیزی که ماند،دل سوختگی برای مسئولین اداره ورزش و جوانان شبستر و اداره کل ورزش استان بود و بس!؟

خبر و جریان کامل را بعد از انتشار  کلام و بیانیه این  عزیزان ورزشی و **** ******* ***** خواهم گفت.

حالا آیا خبر واقعی و شفافیت موضوع را مطرح خواهند کرد؟

 

با تشکر

موسی مندلسون پدر بزرگ آهنگساز شهیر آلمانی، انسانی زشت و عجیب الخلقه بود. قدّی بسیار کوتاه و قوزی بد شکل بر پشت داشت. موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد که دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی به نام فرمتژه داشت. موسی در کمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد، ولی فرمتژه از ظاهر و هیکل از شکل افتاده او منزجر بود.
زمانی که قرار شد موسی به شهر خود بازگردد، آخرین شجاعتش را به کار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرین فرصت برای گفتگو با او استفاده کند. دختر حقیقتاً از زیبایی به فرشته ها شباهت داشت، ولی ابداً به او نگاه نکرد و قلب موسی از اندوه به درد آمد. موسی پس از آن که تلاش فراوان کرد تا صحبت کند، با شرمساری پرسید :
- آیا می دانید که عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته می شود؟
دختر در حالی که هنوز به کف اتاق نگاه می کرد گفت :
– بله، شما چه عقیده ای دارید؟
– من معتقدم که خداوند در لحظه تولد هر پسری مقرر می کند که او با کدام دختر ازدواج کند. هنگامی که من به دنیا آمدم، عروس آینده ام را به من نشان دادند و خداوند به من گفت: «همسر تو گوژپشت خواهد بود»
درست همان جا و همان موقع من از ته دل فریاد برآوردم و گفتم:
«اوه خداوندا! گوژپشت بودن برای یک زن فاجعه است. لطفاً آن قوز را به من بده و هر چی زیبایی است به او عطا کن»فرمتژه سرش را بلند کرد و خیره به او نگریست و از تصور چنین واقعه ای بر خود لرزید. او سال های سال همسر فداکار موسی مندلسون بود.
نتیجه اخلاقی:
راست است که دخترها از گوش خام می شوند و پسر ها از چشم

از زمان تولد تا مرگ تمام نقطه گذاریها دست ماست

سلام.آقای راضی!

بعضی ها با نام کامل تو روزنامه جهانی !!!!!!نظر میذارن اما !!!اینجا با نام کوتاه وبعضا مستعار.....چرا؟؟؟؟ یزار دوشاهی داره واسشون که شناخته بشن اونجا؟؟؟

«حاج آقا پناهیان - مشکلات عشق»
(خیلی جالبه، هم بامزه هم آموزنده، حتما بخونیدش)

به شما عرض بکنم شما در معرض چه خطری هستید!

دخترها و پسرهای جوان، در کشور ما بعضی روزها آمار ازدواج با آمار طلاق یکی میشه
یعنی (گاهی) 100% کسایی که ازدواج میکنن در سال های اخیر دارن طلاق میگیرن
و وقتی آمار ازدواج رو میشمرن ما چهارمین کشور طلاق هستیم تو دنیا

این یعنی چی؟
از بچه های قوه قضاییه که سوال میکنم: اکثرا کِیا میان جدا میشن؟
میگن سال های اول و دوم بعد ازدواج
اونوقت شما اکثر این طلاقا رو کجا میبینید؟
توی ازدواجای دانشگاهی میبینید دیگه اجازه بدید من توضیحات بیشتر از این ندم

چرا اینطوری میشه؟ چون با یک پیشینه و با یک زمینه عشقی وارد زندگی میشه
وقتی که تو عاشق او شدی، او عاشق تو شد و بناتون رو بر عشق گذاشتید
یه روز میاید خونه اون تحویلت نمیگیره،:
- چرا منو تحویل نمیگیری؟
- آخه سرم درد میکنه، چقدر تحویلت بگیرم، خب خسته شدم.
- تو عاشق من نیستی، تو به عشق خیانت کردی، تو مرا دیدی غش نکردی؟ آی مامان و هیچی دیگه ...

آقا بیشین سر جات زندگیتو بکن، خانمته حوصلتو نداره خسته شده،
مگه تو کی هستی باید اینقدر لی لی به لالات بذاره و تحویلت بگیره تو کی هستی آخه؟
- این گفت عاشق منه و عاشق بدون معشوق نفس نمیکشه
بیا برو جمع کن بابا
تحفه نطنزه، یکمی مامانش براش اسفند دود کنه، 
معلومه، یکم برو بیرون کار کن، به قیافه خودت برس،
خسته میشه آدم از صبح، "اون عشقی که گفتن دروغ گفتن"

معلومه خانمت اوایل ازدواج براش تازگی داشتی، هر موقع تو رو نگاه میکرد یه جوری نگاه میکرد داشت غش میکرد میفتاد رو زمین، اما خب خسته کننده میشی،
- نه اگر عشق باشد ..
سخنرانی نکن برای من، من بهتر از تو بلدم این حرفا رو بزنم

از اون طرف خانما رو میبینیم، فکر کرده هنوز دوران ماه عسله
+ خب آقا من امروز حال ندارم غذا درست کنم،
فکر میکنه الان مرده چهارتا ملق میخوره میره دم در وایمیسه میگه بگو بانوی من من الان چی برم بخرم؟
آقاهه هم برمیداره میگه خیلی بیخود حال نداری غذا درست کنی
- تو به من گفتی خیلی بیخود؟

الان شماها اکثرا مجردید خیلی راحت میگید لِنگش کن
ولی یه مشت متاهل ازدواج کرده بیارن اینجا من یکم ادامه بدم
همه شروع میکنن به گریه کردن، مصیبتای اونا رو دارم برای شما عرض میکنم

تو عاشق، عاشق چیه؟ ول کن، جمع کن ،
تو اصن فرق بین عاشق و قاشق رو می فهمی یعنی چی؟
هر اُم قمری از راه رسیده برای ما شده عاشق!!

لینک دانلود سخنرانی: http://ansarclip.ir/02/0203/1458-910000191
به همه شبستری ها تبریک میگم فردا خبری خوش خواهید شنید
مبارکه این خبرتون، امیدوارم این آقا بتونه مشکلات رو حل کنه.... پیس اولسون کی یرینه یاخجیسی گلجاخ :)
۲۹ مرداد ۹۲ ، ۱۵:۱۱ آنا شبستری

کدوم خبر؟

منظور عزل و نصب ش ه ر د ا ر


آیا تا به حال به طریقی که کفش هایتان را در می آورید فکر کرده اید؟ آیا آنها را از پا در آورده و به گوشه ای پرت می کنید؟ آیا به طریقه در آوردن آنها در هر روز توجه می کنید؟ تنها با توجه اندکی به کارهای متفاوتی که انجام می دهید (مثل در آوردن کفش ها) می توانید چیزهای بسیار مهمی را در مورد خودتان یاد بگیرید. و در عوض این کار یک زندگی با شکوه تر و کامل تری را به شما ارزانی می دارد. تمام این موارد به این دلیل است که قلب شما گشوده میگردد، ذهن شما پالایش میشود، روح شما حاضر میگردد و به شما می گوید که به راستی چه کسی هستید. تمام این موارد جزء رازهایی هستند که شما می توانید راه عاشق شدن را از طریق آن بیاموزید.

اگر از تنهایی و یا سر و کله زدن در رابطه های فعلی خود خسته شده اید وقت آن رسیده است که خود حقیقی تان را بهتر بشناسید. باید بدانید که انتظارات شما در یک رابطه چیست و چگونه می توانید با آزاد کردن ذهن خود عشق حقیقیتان را پیدا کنید. می توانید از همین جا شروع کنید. یکی از 6 حرکت زیر را از ''هنر عاشق شدن'' انتخاب کنید.

به کسی که در نزدیکیتان است توجه بیشتری کنید
عشق را بازیچه دست خود قرار ندهید
به پدر و مادر اجازه اظهار نظر دهید
چمدان های خود را بر روی زمین بگذارید
هدیه دهید
با خودتان آشتی کنید


به کسی که در نزدیکیتان است توجه بیشتری کنید 
خیلی رایج است که بیشتر افراد وقت زیادی را صرف می کنند تا بتوانند ''فرد ایده آل'' خود را پیدا کنند. از این ور و آن ور چرخیدن باز ایستید و درست با چشمانی باز پیش رویتان را بنگرید.

به شخصی که همین حالا ارتباط نزدیکی با شما در زندگی دارد نگاه کنید. حال این فرد چه یک دوست باشد چه یک همکار یا هر کس دیگر، به کارهایی که برای دور کردن او از خودتان انجام می دهید دقیق تر شوید. انجام چنین کارهایی را متوقف کنید. اجازه دهید که در مسیری که هر دو دوست دارید بیفتید. همه چیز را در رابطه همانطور که هست قبول کنید.

کارهایی را که گفتیم فردا با فرد مورد نظر خود انجام دهید. البته منظور ما این نیست که با هر شخصی که در حال رد شدن از مقابل تان است، طرح ازدواج بریزید. کاری که به شما پیشنهاد کردیم تنها تمرینی است که به خودتان ثابت شود چقدر ساده از بسیاری از افراد تنها با این امید که به فکر پیدا کردن ''مرد ایده آل'' هستید می گذرید. اما هر چقدر که شما با دیگران درست برخورد کنید به همان اندازه نیز می توانید به شانس خود برای پیدا کردن فرد مورد علاقه تان نزدیک شوید.

عشق را بازیچه خود قرار ندهید
بسیاری از افراد مجرد گله می کنند که هیچ گاه مورد محبت دیگران قرار نمی گیرند. دلیل این امر بسیار ساده است. آنها آنقدر درگیر زندگی روزمره هستند که حتی علاقمندان بالقوه آنها حتی فرصت پیدا نمی کنند که آنها را به درستی بشناسند.

شما در رابطه خود چه مقدار نقش بازی می کنید؟ انتظار دارید تا دیگران در مقابل شما چه کارهایی انچام دهند و چه نقشی بازی کنند؟ شاید به نظرتان شانس با شماست که می توانید طرح خودتان را همانطور که می خواهید دنبال کنید؛ اما سوال اینجاست که: آیا شما عاشق فردی که نقش بازی می کند و یا نقشی که بازی می کند، می شوید؟ اگر به نقش هایی که بازی می کنید اعتباری نیست پس برای مدتی نقش بازی کردن را کنار بگذارید. سعی کنید نقش های دیگری را بازی کنید نقش هایی که تا به حال به غالب آنها فرو نرفته اید. می توانید با فردی ارتباط برقرارا کنید که نقش هایی بازی می کند که شما به آنها علاقه ای ندارید آنگاه متوجه خواهید شد که چه حالی به شما و سایرین دست می دهد.

هدف ما این است که بین شما و نقش هایی که بازی می کنید تمایز قائل شویم. و در نتیجه می توانید به راحتی نقش های ساختگی را به دور بریزید و خیلی راحت خود واقعی تان را آشکار سازید. که این قسمت خود بخشی از موفقیت است. شما همیشه دوست داشتنی و زیبا هستید. و این دو نقش هایی هستند که باید در زندگی خود همیشه به غالب آنها فرو روید.

به والدین خود اجازه اظهار نظر دهید
یکی از بزرگترین مشکلاتی که در زندگی عاطفی وجود دارد این است که هر کس میخواهد به تنهایی روی پای خودش بایستد و حضور دیگران را نادیده می گیرد. ما آنچنان سخت به یکدیگر می چسبیم و به دیگری اجازه انجام امور دلخواهش را نمیدهیم که جایی برای رشد عشق و علاقه باقی نمی ماند. ما نباید این کار را انجام دهیم.

اگر کسی می خواهد به زندگی شما وارد شود به او اجازه انجام این کار را بدهید. حتی می توانید به او خوش آمد هم بگویید. اصلا مهم نیست که او چه تیپ آدمی است. از چیزهایی که با خود به همراه دارد نهایت استفاده را ببرید، حتی اگر این رابطه برای مدت زمان کوتاهی ادامه داشته باشد.

زمانی که نوبت به آن رسید که فردی پایش را از زندگی شما بیرون کشد به او اجازه انجام این کار را بدهید. طوری او را رها نکنید که همیشه یک تجربه تلخ عدم پذیرش، یا از دست دادن در زندگی اش باقی بماند. به خاطر داشته باشید که زندگی شخصی او به شما هیچ ارتباطی ندارد. فقط قبول کنید که وقت آن رسیده که پایش را از زندگی شما بیرون کشد.

با خودتان نیز یک چنین کاری را انجام دهید. اجازه دهید که آزادانه در عرصه زندگی گام بردارید. و بی جهت خود را در دام زنجیر های بی پایه و اساس گرفتار نکنید. هر چقدر که خود و سایرین را آزادتر بگذارید خیلی راحت تر می توانید عاشق شوید.

چمدان هایتان را روی زمین بگذارید
برخی از افراد تصور می کنند که تا زمانیکه تمام نیازهایشان بر آورده نشده باشد نمیتوانند عاشق شوند. و جالب تر این است که همین افراد زمانی که به تمام نیازها و خواست هایشان می رسند متوجه می شوند که آنقدر ها هم که فکر می کردند نتوانستند به خوشبختی و سعادت دست پیدا کرده و خوشحال باشند. به همین دلیل درخواستهای مکرر تنها به عنوان مانعی بر سر راه عاشقی هستند.

''باید'' های شما در یک رابطه به چه چیزهایی ختم می شود؟ اگر نمی دانید بهتر است یک تکه کاغذ بردارید و لیستی از آنها تهیه کنید و نگاه دقیقی به تک تک آنها بیندازید. می توانید آنها را به چمدانی تشبیه کنید که باعث می شود تمام فرصت ها و انسان های خوبی را که در پیش روی شما قرار می گیرند تنها به دلیل بار اضافی که بر دوش می کشید نبینید. این چمدان همچنین باعث می شود که شما احساس ترس و انعطاف ناپذیری هم بکنید. شما باید تمام خواست ها و نیازهای کهنه خود را به دور اندازید تا بتوانید آزادانه زندگی کنید.

اجازه دهید که تنها یکی از توقعات شما برای چند روز هم که شده از ذهنتان بیرون رود. ببینید که بدون وجود آنها چه احساسی به شما دست می دهد. (البته به خاطر داشته باشید که هر زمان که اراده کنید می توانید مجددا'' آنها را به ذهن خود راه دهید) بعد یکروز دیگر هم این کار را انجام دهید. زمانیکه این کار را چندین بار انجام دادید، به این نتیجه می رسید که چیزهایی را که تصور می کردید واقعا برای زندگی شما حیاتی هستند در حال فراموش شدن می باشند. هر چه بیشتر این کار را انجام دهید خیلی خوشحال تر و سبک تر زندگی خواهید کرد. همچنین چنین طرز فکری، اجازه می دهد تا بسیاری افراد جدید، فرصت های و امکانات نوین پا به عرصه زندگی شما بگذارند. شما تنها با گذاشتن چمدان های خود بر روی زمین به آنها اجازه می دهید تا به زندگیتان قدم بگذارند.

هدیه دهید 
بخشیدن و دریافت کردن یکی از موارد ضروری در هر رابطه می باشند. زمانی که ما عاشق می شویم هیچ مشکلی نباید بر سر راه ما پیدا شود. خیلی راحت بخشش می کنیم و هر چه که در مقابل به ما برسد ما را بسیار خوشحال می کند. اگر می خواهید عاشق شوید این موارد را باید با جان و دل بپذیرید و داد و دهش را تمرین کنید.

شما در یک رابطه به طرف مقابل خود چه هدایایی می دهید؟ انتظار دارید در مقابل آنها چه چیزهایی دریافت کنید؟ حالا چند دقیقه بر روی چیزهای دیگری که می توانید به دیگران بدهید فکر کنید. سپس دست به کار شوید و آنها را در اختیار دیگران قرار دهید. این کار را هر روز انجام دهید. هر روز چیز تازه ای به آنها دهید. هدایای شما حتما لازم نیست که یک کادوی رویایی یا گران قیمت و حتی از انواع اجناس مادی باشد فقط کافی است چیزی باشد که از جانب شما دریافت کنند. سپس این کار را برای افراد مختلف انجام دهید. ذن معتقد است که شما باید این کار را به دور از هر گونه سر و صدا و انتظار برای دریافت چیزی در ازای آن انجام دهید.

این کار را در مورد خودتان نیز انجام دهید. چند دقیقه بر روی این موضوع فکر کنید که دوست دارید چه هدایایی به خودتان دهید. هدیه شما می تواند قدم زدن در پارک، خرید یک رژ لب و یا گذراندن وقت با کسی که دوستش می دارید باشد. بهتر است که هر روز به خودتان یک هدیه بدهید.

هرچند این تمرین بسیار ساده می باشد، اما از قدرت خارق العاده ای برخوردار است. انجام این کار به طور روزانه می تواند هر رابطه ای را از این رو به آن رو کند. زمانی که چیزی می بخشید نباید هیچ گونه چشم داشتی به جبران آن از طرف مقابل داشته باشید.( حتی نه یک تشکر خشک و خالی و نه یک لبخند) فقط برای بخشندگی ببخشید بدون داشتن هیچ گونه انتظار و خواهشی. اگر با یک چنین ذهن باز و سخاوتمندی زندگی کنید به طور طبیعی تمام هدایای مورد نظرتان به سمت شما سرازیر می شوند.

با خودتان آشتی کنید 
بسیاری از افراد حتی اگر با یکی از دوستانشان هم زندگی کنند باز هم اظهار میدارند که فرد تنهایی هستند. تنها مشکل این افراد این است که با خودشان قهر هستند. زمانی که به شناخت خود دست پیدا کردید و متوجه شدید که چه کسی هستید، غیر ممکن است که از آن به بعد تنها بمانید.

با خودتان آشتی کنید. وقت بگذارید تا خودتان را بهتر بشناسد. تمام اندام ها و اعضای بدنتان را همانطور که هستند بپذیرید. از سرزنش و قضاوت جریاناتی که اتفاق می افتد دست بردارید. آرام باشید و نگاهی به درون خود بیندازید.

با همین تمرین آخر کار خود را شروع کنید. به تنفس خود دقت کنید و ببنید که در داخل بدن شما چه تحولاتی در حال روی دادن است. آنها را با کمال میل بپذیرید و دوباره به تنفس کردن باز گردید. نفس به نفس خود را درک کنید و ببینید که به دور از تمام این هیاهو ها و غوغا ها شما چه فرد کامل و بی عیبی هستید. آیا می توانید این شخصیت را در روابط خود نیز نگه دارید؟ ایا با کسانی ارتباط برقرار می کنید که خود واقعی شما را می شناسند و برایشان قابل تحسین هستید. در زندگی و همچنین در روابط خود تغییرات مثبتی ایجاد کنید. این کار می تواند به سادگی دقت کردن به طرز در آوردن کفش ها از پا باشد.

''زمانی که شما به خود واقعی تان اجحاف پیدا کنید موفقیت برای شما معنا پیدا خواهد کرد. زمانی که خود واقعی تان باشید تمام دنیا عاشق شما می شود.'


انواع ازدواج های پیشنهادی:   


*
ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.


*
ازدواح مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.


*
ازدواج موجه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.


*
ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد.


*
ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید.


*
ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد.


*
ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.


*
ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد.


*
ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد.


*
ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.


*
ازدواج مکرر: مرد آن قدر زن بگیرد تا جانش از فلان جایش در برود

اورک سوزون ددیم تارا - سیملر اولدوپارا پارا!

یاواش یاواش سیزیلدادی - تار آغلادی من آغلادیم!

باشینداقارقالان داغا-دانیشدیم آیریلیق سوزون

بیر آه چکیب باشینداکی -قارآغلادی من آغلادیم !

ائله کی اسدی بیر خزان -تالاندی گوللریم منیم!

خبرچاتینجا بولبوله -خارآغلادی من آغلادیم ...

پاسخ:
فوق العاده بود
میدونین شعرش از کیه؟
سلام آقا فرخ .بااین نظر ازدواج مکررت کاملا موافقم ولی کو گوش شنوا ؟انقد زن بگیرن که جونشون دربیاد !
پاسخ:
پس قبول دارین که تعداد بیشتر همسر جون آدمو کامل درمیاره؟ سهم اولی چقدره در این به در آوردن جان؟!؟

اولی جونی نمیذاره برات بمونه که دومیم بگیری.درمورد شوهرا چطور؟

سلام آقای راضی 1هفتس این نظرو گذاشتم ولی هنوز جوابمو ندادین!
پاسخ:
خوب آخه ممکنه جوابش زیاد به مذاق خانمها خوش نیاد . واقعیت اینه که ماها مسلمونیم و اسلام چند همسری را برای مردان آزاد فرموده ولی برای بانوان آزاد نفرموده . البته من فقط قانونشو گفتم ها .....
کلا اگر مرد ، مرد زندگی و زن ، زن زندگی باشه ، زن و مرد همدیگه رو به عنوان بار ، یا ماهیتی که باید تحملش کرد ، تلقی نمیکنن . مثل پدر و مادر های ما که بعد از 60 سال زندگی مشترک ، تا روز آخر سر پا بودنشون اگر مرد خونه ده دقیقه دیر میکرد همسرش دم در میرفت و با نگرانی منتظرش میشد . نه مثل الان که شوهر یک هفته هم دیر بیاد خونه خانمش خوشحال تر میشه و مبیگه : همون بهتر که جنازه اش بیاد مرتیکه ی بیعرضه !

 سلام.والا زمونای قدیم مرد میرفت مزرعه و میومد یه لقمه میخورد ومیرفت به اون یه لقمه و یه زن راضی بود اون موقع هم همه ی مردا از اسلام ومسلمونی میدونستن اگه بخواین مردای اون زمونه و این زمونه رو مقایسه کنین اصلا وجه شباهت ندارن .مردای اون زمون کجا و این زمون کجا؟ اوه اوه اوه .فکر کنم شما مرد قانونمندی هستین و .... 

از (انواع پیشنهادهای ازدواجی) شما کدام مورد را می پسندید؟
چرا به سوال من پاسخی ندادید؟
پاسخ:
آخه جواب من تو اون گزینه های پیشنهادی نبود !
سلام حمیدخان
حالتون خوبه؟چه خبر؟چرا سایت اینطور بی رونق شده؟اتفاق خاصی افتاده؟
پاسخ:
سلام
نه من یه چند روزی نبودم
بزودی جبران میکنم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">