شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات

۱۹ مطلب در مرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است

سلام

IQ مخفف (Intelligence Quotient)که ما اون رو بنام "ضریب هوشی" می شناسیم ، اگر بالا تر از 130 باشه فرد رو "تیز هوش" و اگر بالای 150 باشه طرف "نابغه هست"

فکر میکنین IQ شما چند هست؟

اول IQ چند شخصیت شناخته شده دنیا رو با هم ببینیم

۷۴ نظر ۳۱ مرداد ۹۲ ، ۱۷:۲۹
حمید خان راضی !
سلام
از اونجاییکه بحث ازدواج و طلاق به مذاق خوانندگان عزیز بسیار خوش آمده ظاهرا. تصمیم گرفتم پست بعدی رو اختصاص بدم به یکی از معضلات اجتماعی و بررسی رفتارهای بانوان. عده زیادی می گویند که خانمها پر توقع هستند، من کاملا با این عقیده مخالفم .  اکثریت قریب به اتفاق خانمها فقط چند خواسته کوچک و ساده دارند که شاید در هر خانه ای پیدا شود!

 بطور مثال:


۲۵ نظر ۳۱ مرداد ۹۲ ، ۱۰:۰۷
حمید خان راضی !

سلام

اون قدیما بچه که بودیم (خوب از اولش که این قد و قواره رشید رو نداشتیم) گاهی با همسن و سالامون دعوامون می شد، بعدش که بزرگترا میومدن ما رو جدا کنن ، هر طرف بچه ی خودش رو میگرفت تا از معرکه کارزار عقب بکشه ، در اون لحظه ی آخر ، هر کدوم از طرفین دعوا سعی میکردیم تا ضربه نهایی رو هر طوری شده خودمون بزنیم. بالاخره لنگی ، لگدی ، چکی حتی نوک انگشتمان هم می خورد کافی بود ! چون بر خلاف تصور ، هدف از اون ضربه ی آخر اصلا آسیب زدن به طرف یا به اصطلاح ، درد آوردنش ! نبود . اون ضربه ی آخر جنبه ی حیثیتی داشت  و بخیال خودمون هر کسی که ضربه ی آخر رو میزد (هر چند خیلی ضعیف) برنده ی دعوا بود و حتی در لحظاتی که مادرمون کشون کشون ما رو به عقب نشینی اجباری واردار میکرد ، طرفی که آخرین ضربه رو زده بود با لحنی ظفرمندانه میگفت: دیدی آخرشو من زدم !


البته این در مورد پسرا بود و در مورد دختر خانوما چنین اتفاقی رخ نمیداد و اونها موقع دعوا در آخرین لحظات مقداری از گیس طرف مقابل را به عنوان تیمن و تبرک ! می کندند و افتخارشان برای پیروزی هم معمولا با استناد به همین چند تار مو و آثار چنگ در صورت طرف مقابل ، بیان می شد .


داستان شورای شهر و عزل شهردار شبستر هم دقیقا منو یاد دوران شیرین کودکیم انداخت.... چون که...


۱۹ نظر ۲۹ مرداد ۹۲ ، ۱۸:۳۳
حمید خان راضی !

سلام

به مبارکی و میمنت امروز خبری خواندم در مورد ازدواج !  کمیسیون فرهنگی مجلس طرحی را ارایه داده است که بر اساس آن اولویت استخدام با مردان متاهل فرزند دار سپس متاهل بعد زنان متاهل فرزند دار و بعد زنان متاهل و در آخر از همه مجردان قرار دارند.


این خبر در ذهنهای صفر کیلومتر ! ایجاد شادی زائد الوصف میکند. و شاید بسیاری از افراد بر درایت و هوشمندی دوستان در کمسیون فرهنگی مجلس آفرین بگویند و دعایشان کنند که چقدر به فکر تحکیم بنیاد خانواده و افزایش انگیزه ازدواج هستند و کلی هم تقدیر و تشکر ازشان بشود و چه بسا که لوح تقدیر یا نشان درجه 1 افزایش زاد و ولد ! دریافت کنند! اما اگر از من میشنوید همانقدر که سیاستهای رئیس کل بانک مرکزی در کاهش نرخ ارز کاربرد داشت و همانقدر که مسکن مهر باعث پایین آمدن قیمت مسکن شد ، این طرح هم باعث افزایش ازدواج می شود.



زندگی مجردی ، علیرغم تمام سختیهایی که داشته ، یک حسن برای من دارد و آنهم اینست که باقتضای شرایط منزل مجردی ، خیلی وقتها مجبورم تن ماهی بخورم و همین امر ناخواسته باعث بالا رفتن فسفر مغز میشود و در مواجهه با چنین خبرهایی ، بجای کف و سوت بلبلی ! و ایضا تشویقهای جور واجور، اندکی می اندیشم! به اینکه :


این مسئله گرچه در نگاه اول جزو سیاستهای تحکیم خانواده و افزایش جمعیت به حساب می آید اما در باطن خود برنامه ای به شدت ضد خانواده است.


چرا ؟؟؟؟؟


۵۹ نظر ۲۶ مرداد ۹۲ ، ۱۱:۱۱
حمید خان راضی !

سلام

امروز صبح زودتر از بقیه ی روزها بیدار شده بودم. کار اداری داشتم و اگر کمی دیر تر می جنبیدم باز هم کارم به فردا می کشید. هر چند که زودتر بیدار شدن در روند کار اداری تاثیر ندارد . اگر بخواهد(بخواهند) که به فردا بکشد ، می کشد !


دستی به سر و رویم کشیدم تا ریش اصلاح نکرده و موهای نامرتب را بیشتر به هم بریزم . به گفته یکی از رفقا (که از آن اداره ای های با سابقه است) ، اینطوری بدبخت تر به نظر می رسم و ممکن است کارم سریع تر راه بیفتد. پیراهن یقه دیپلمات را نمیتوانستم بپوشم. چون هنوز بوی ادکلن میداد. پیراهن دیگری از داخل سبد لباس چرک ها یافته و بر تن کردم . چاره ای نبود .



تو این هوای گرم باید کت هم می پوشیدم ، چون ترکیب کت و تسبیح ، در خیلی از ادارات ، معجزه میکند ! روی کفشها را هم به نوبت با پشت ساق شلوار پای مخالف ! برق انداختم و از در زدم بیرون ......


۶۰ نظر ۲۳ مرداد ۹۲ ، ۱۸:۱۵
حمید خان راضی !

سلام

به پیشنهاد بسیاری از دوستان (و صد البته بکمک اونهاو شما) میخوام بحثی باز کنم در خصوص خرافاتی که در دین ما وارد شده. بسیاری از چنین خرافاتی ، ناخواسته بوده و ناشی از شرایط زندگی آدمها بوده و  بعضی از اونها با اهداف خاصی اعمال شده .


این خرافات به مرور زمان اینقدر در ذهن و جان مردم پیشرفت کردن که تبدیل به "فرهنگ" و بعد از اون تبدیل به "باور های دینی" شدن . اسلام دین روشنگری و ضدیت با جهل و نادانیست، اما چه بسا که تلاش برای نزدیک شدن به دین ، در خیلی از موارد باعث "فرار عده ای دیگر ازدین" میشود.


افراط و تفریط های بیشمار باعث شده تا یافتن "اسلام ناب محمدی" که امام خمینی همواره از آن سخن میگفت ، بسیار سخت شود . در ادامه مطالب به دو مورد که خود عینا شاهد بودم اشاره خواهم کرد و مثل همیشه تکیه بر اطلاعات ارزشمند شما خواننده ی گرامی ، در ادامه ی بحث یاریم خواهد کرد.


۲۳ نظر ۲۳ مرداد ۹۲ ، ۱۵:۴۷
حمید خان راضی !

سلام

مدتهاست که نظرهای متنوعی در مورد حقوق زن و مرد و حجاب به دستم می رسد. تصمیم گرفته بودم در مورد حجاب پستی بنویسم ولی وقتی آموخته های ذهنی را یکجا جمع کردم به دو دلیل قادر به اینکار نبودم. اول اینکه اطلاعاتم در این مورد در حدی نبود که قابل عرضه برای بقیه باشد. دوما اطلاعاتی را که داشتم ابتدا مبتنی بر اعتقادات و باور های خودم بوده و بعد مبتنی بر آموزه ها و شنیده ها و خوانده ها و دیده ها .

با اینکه حجاب یک از اصول خدشه ناپذیر دین ماست و در حکومت ما هم طرح حای بسیاری چون گشت ارشاد و ..... برای این منظور به اجرا در آمده اند ، اما چیزی که ما الان میبینیم با نتیجه ای که برای این طرحها در نظر گرفته شده بود تفاوت بسیار دارد ! بقول شاعر :

میان ماه من تا ماه گردون ........ تفاوت از زمین تا آسمان است

 


بالاخره بعد از مدتها تعقل و تفکر ! به این نتیجه رسیدم که در این مورد مطالعه بسیار باید ! و شروع کردم و اینترنت را شخم زدم و به مطالب بسیاری در مورد حجاب برخوردم. تصمیم گرفتم تا جملات بارز این مطالعه را به اشتراک بگذارم.

جملاتی که در ادامه مطالب خواهید خواند به هیچ عنوان نشان دهنده طرز فکر یا عقاید نویسنده نیست. شاید من با تعدادی از این گفته ها موافق یا مخالف باشم. این جملات از شنیده ها و نوشته های بقیه گرد آوری شده و از خوانندگان انتظار می رود تا :

 

 -1درست ترین و اشتباه ترین جمله را با توضیح قانع کننده مشخص کنند تا از اجماع نظرات ، درست ترین آنها را انتخاب کنیم.

 -2اگر جمله ای که در وصف حجاب در ذهن شماست که در این مطالب نیافتید، بگویید تا اضافه کنم.

 

نکته ی مهم اینه که تقدم و تاخر این جملات کاملا تصادفی بوده و هدفی بغیر از آنچه در سطور فوق نگاشته شد ! دنبال نمی شود.


۱۲۱ نظر ۱۹ مرداد ۹۲ ، ۱۵:۱۲
حمید خان راضی !

بعد از یک ماه بندگی،حالاست که رسم بندگی را آموخته ایم و چه خوب است که ماه رمضان سبک زندگیمان شود، عید فطر است و به قول دوستی همه شروع به پیامک دادن به یکدیگر کرده ایم که صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت!حداقل یک مقدار خلاقیت داشته باشید! بعد از یک ماه حالا تازه اول راه یازده ماه دیگر تا سال آینده ایم و این سبک زندگی اسلامی یا حداقل نزدیک به اسلامی چه خوب است در ما بماند و باشد به عنوان هدیه ی ماه رمضان..حتی همین خدایی که شاید یک ماه حسش می کنیم و یازده ماه فراموشش می کنیم! این بار بیایید بعد از یک ماه،ماحصلش را تکه ای از آسمان جدا کنیم…

 باید از خداوند پروا کنیم تا پر، وا کنیم ..

 


عید فطر بر روزه داران مبارک باد. چه آنهایی که ساعت 9 آمدند سر کار و زیر باد کولر گازی نشستند و ساعت 2 رفتند و تا موقع افطار خوابیدند و چه آن نانوایی که 12 ساعت رو در روی آتش ایستاد و نان پخت و چه آن کارگر پتروشیمی در ماهشهر که زیر هوای 50 درجه و رطوبت 90 درصد روزه گرفت و چه خود ما . داشتم فکر میکردم که عید برای همه ما به یک اندازه مبارک است؟

۱۸ مرداد ۹۲ ، ۰۹:۱۹
حمید خان راضی !

سلام

شاید اینقدر گفته ایم که خودمان باورمان شده ! سالها قبل در یکی از تعطیلات گرم تابستان سفری به یکی از شهرهای مهمان دوست ! کشورمان داشتم. بدلایلی جاده بسته شده بود و دو سه روزی تردد کامیونها و به تبع آن ارسال مواد غذایی به شهر متوقف شد . ناگهان مغازه داران شهر در اقدامی هماهنگ ، قیمت اجناس خود را چند برابر کردند و این هماهنگی زمانی که مسافر غریبه ای به مغازه ای مراجعه میکرد آشکار تر می شد.

به مغازه ای رفتم و یک بطری َآب معدنی خواستم . مغازه دار بی آنکه سرش را بلند کند گفت :نداریم داداش. داشتم از تشنگی هلاک میشدم . گفتم ممکنه من از شیر مغازه کمی آب بخورم؟ سریع بلند شد و لیوانی آب از شیر باز کرد و بدستم داد. خوردم و گفتم :سلام بر حسین. آقا دستتون درد نکنه . ممنون.

آقاهه بلافاصله گفت . دست شما هم درد نکنه . میشه سیصد تومن ! بطری کوچک آب معدنی خنک صد و پنجاه تومان بود ! پانصد تومانی را تحویل دادم و یکعدد آدامس 4 تایی شیک ! بعنوان بقیه پول گرفتم و برای فراموش کردن موضوع ، رادیو ماشین را روشن کردم تا شاید علیرضا افتخاری بخواند و غصه مان یادم برود. رادیو داشت با حرارت از مهمان نوازی مردم همان شهر میگفت !


چه ربطی به موضوع داشت ؟ عرض میکنم !

۴۱ نظر ۱۶ مرداد ۹۲ ، ۱۴:۴۳
حمید خان راضی !

سلام

در خبر ها داشتیم که مسعود زریبافان، معاون رئیس‌ جمهور و رئیس بنیاد شهید به عملکرد دولت نمره بیست داده است. پیشتر هم حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات در اولین روز هفته دولت به عملکرد دولت نمره بیست داده بود.


پس از انتشار این دو نمره سئوالات زیادی در اذهان شکل گرفت و بسیاری از مردم خواستار انتشار ریز نمرات دولت شدند. لذا کارنامه دولت دهم با تفکیک نمرات تقدیم می‌شود:


۱۳ نظر ۱۴ مرداد ۹۲ ، ۱۱:۵۹
حمید خان راضی !