شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات
  • ۶ آبان ۹۵، ۰۱:۰۹ - حامد
    143

سلام

ساعت یکربع به 10 صبح روز جمعه که من داشتم پیغامهای بیشمار خوانندگان وبلاگ (چون هیچ پیغامی نرسیده بود نیازی به شمارش هم نبود که میشه همون بیشمار دیگه !) رو میخوندم زلزله اومد و یه تکونی داد و رفت.

زلزله اخیر هرچند خوشبختانه هیچ تلفاتی نداشت اما موجی از شادی و شعف برای مدیران اجرایی شهرستان به همراه آورد و من هم بنوبه خودم این موفقیت رو به این عزیزان  تبریک میگم و امیدوارم که این شیوه ی مدیریت و تفکرشون رو خدا ذخیره ی آخرت براشون قرار بدهد . انشاء الله


الان شما که این مطلب رو میخونین یکی از شرایط زیر رو دارین :

1 - تنها هستین و با خوندن ادامه مطالب حتما حرفای منو تایید میکنین.

2 - کارمند اداره ای هستین که یکی از همین مدیران پرتلاش! پیشتون ایستاده و شما هم تو بد و بیراه گفتن به نویسنده این مطالب ، مسابقه گذاشتین تا شاید رئیستون گوشه ی چشمی بندازه و یه پله دیگه بالاتر برین . من کمکتون میکنم . میتونین از کلماتی مثل قدر نشناس ! نمک نشناس ! نشر اکاذیب و تشویش اذهان و سیاه نمایی هم کمک بگیرین که خیلی موثره. هر چند که خودتون تو این کارا استاد هستین .


الغرض .....

امروز داشتم تو وبلاگ شبستر نیوز مطالب مربوط به زلزله رو میخوندم که به جمله ای رسیدم و هر کاری کردم نتونستم ازش رد بشم

با اجازه دوستان مدیر وبلاگ، عین جمله ای رو که نوشته شده اینجا میارم :
به گزارش شبسترنیوز نیوز، علی شهودی مسئول روابط عمومی جمعیت هلال احمر استان اذربایجان شرقی در گفتگو با خبرنگاران افزود:بلافاصله بعد از وقوع زمین لرزه 4و 3 دهم ریشتری در تسوج 2 تیم امدادی از جمعیت هلال احمر تسوج بفرماندهی مسئول هلال احمر تسوج به روستاهای اطراف بویژه روستاهایی که بعلت بافت قدیمی احتمال آسیب دیدگی در آنها می رفت اعزام شدندکه خوشبختانه برابر بررسی های بعمل آمده زلزله صبح امروزهیچگونه خسارت جانی ومالی در پی نداشته است.

نگران نباشین . منظورم شبستر نیوز نیوز نیست . این اشتباه تایپیه که ممکنه تو نوشته های من هم باشه . منظور من بقیه مطالب هست . یه ذره فکر کنین .......

این جملات که از سوی یک (باصطلاح) مدیر زده شده ، نشون میده که همه ی مسئولین میدونن آسیب پذیر ترین نقاط کجا هستند . بافتهای فرسوده و روستاهایی رو که احتمال پوف ! شدن ساختمانها با یه تکون کوچک میره عین کف دستشون میشناسن و هر بار که زلزله میشه ، تیمهای امداد ! فوری به طرف این مناطق سرازیر میشن تا اگر جنازه ای زیر آوار مونده باشه تر و تازه بکشنش بیرون !

روی سخنم با تمام این مدیران و مسئولهای ستاد و فرمانده تیمها و تمام کسانی است که همین زلزله ی دیروز با اینکه برایشان تلفاتی نداشته ، ولی برای آنها نان داشته . همانهایی که زلزله ها و سیلها برایشان بهانه ایست تا سرعت عملشان در اعزام آمبولانس و نعش کش را به رخ ما میکشند. روی سخنم باشماست :

خدا ازتان نگذرد ! امیدوارم یکی از همین زلزله ها طومار مدیریتی و تفکرتان را در هم بپیچد و خلقی را از دست شما آسوده کند که له شدن زیر آوار ، بسی لذت بخش تر از احمق فرض شدن توسط افرادی چون شماست !

شما که این مناطق فرسوده را میشناسید . شما که از وضع مادی مردم این مناطق خبر دارید . شما که ادعای مدیریتتان گوش فلک را کر کرده است. واقعا تمام کاری که میتوانید بکنید اعزام نعش کش به این محله ها بعد از زلزله است ؟ واقعا بعد از چند زلزله ی اخیر لحظه ای بفکر ناقصتان نرسیده است که کاری برای این بافتهایی که خودتان میدانید فرسوده است بکنید ؟

من که مثل شما مدیر از مادر به دنیا نیامده ام و اینهمه توی جلسات موز و بیسکویت نخورده ام به شما میگویم : اگر یکدهم حق ماموریتها و تشویقهایی که این پرسنل در ایام زلزله میگیرند، یکدهم تشویقی هایی که شما میگیرید . یکدهم هزینه هایی که بایت این جان نثاریهای ! شما که در ایام زلزله بخرج میدادید ، صرف بازسازی و مقاوم سازی این مناطق میشد الان روستاهای محروم اطراف تسوج تبدیل به نیویورک شده بود.

اما چه کنند مردم آنجا که صدایشان به جایی نمی رسد . چه کنند که برای گرفتن یک وام چند غاز ! باید دنبال ضامن باشند . چه کنند که بانکها وامهای میلیاردی به ثروتمندان میدهند و وامهای کوچک به اینان نه ! چون اعتبار مالی ندارند و گردش حسابشان بالا نیست . چون نان زن و بچه شان را با زور بازو در می آورند و عرق جبین ! چه کنند که مدیرانی که باید بفکر نمردن و زنده ماندن زن و بچه ی آنها باشند بیشتر به فکر سریع بیرون کشیدن جنازه های آنها از زیر آوار هستند. شاهدش هم همین که اول فوری به محلهایی میروند که همگی میدانیم در برابر زلزله مقاومت ندارند. حق هم دارند، مقوام سازی قبل از زلزله که ماموریت و تشویقی ندارد ! تازه زیاد هم نمیشود در مورد آن مصاحبه کرد و در مقابل دوربین ها باد به غبغب انداخت .


مدیران عزیز :  یا این چیزها را نمیدانید که بعید است. یا میدانید و پشت گوش می اندازید که آن موقع بیشتر از شما باید بحال خودمان تاسف بخورم . چونکه :

آنکس که بداند و بداند که بداند

اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

 

آنکس که بداند و نداند که بداند

 بیدار کنیدش که بسی خفته نماند

 

آنکس که نداند و بداند که نداند

 لنگان خرک خویش به منزل برساند

 

آنکس که نداند ونداند که نداند 

در جهل مرکب ، ابدالدهر بماند !



به هر حال ببخشید که شادی مصاحبه هایتان را خراب کردم  و نگذاشتم بیشتر از این شان و شوکت این مردم عزیز ، بخصوص روستاهای محروم منطقه را فدای حس جاه طلبی و ریاست خود کنید. ولی توصیه برادرانه ام بشما اینست که قدر این مردم را بدانید. همان مردم روستاهای تسوج که خرابی سقف بالای سرشان برای شما بهانه ترفیع و پاداش است . همان مردمی هستند که روزهای انتخابات به دست و پایشان میفتید .


از همینجا بر بزرگی این مردم و مناعت طبعشان و صبر بی انتهایشان درود میفرستم و بر دستان پینه بسته شان بوسه میزنم.

یا علی


نظرات  (۹)

بنده تنها هستم !

موقعی ک زلزله شد من رو مبل لم داده بودم واحساسش کردم .خانواده خواب بودن و صدا زدن من فایده ای نداشت لوسترا هم تکون نخوردن و منم فک کردم شاید فشارم افتاده!!!!!

متاسفانه این مورد فراگیر شده و مدیران از هر فرصتی برای بزرگنمایی کارهای خودشان استفاده میکنند و جان مردم برای اینها ارزشی ندارد
فکر کنم جزو معدود کشورهایی هستیم که مدیران بخاطر انجام وظایفشان سر مردم منت میگذارند و توقع پاداش دارند . مگر کارشان چیز دیگریست ؟ اتفاقا بروز چنین حوادثی از شانس مردم محروم است چون اگر این آقایان سرشان به تشکیل ستاد و اعزام نعش کش مشغول نباشد کار دیگری که ندارند ، هی پشت سر هم جلسه میگذارند و در این جلسات راهکارهایی برای بیشتر دوشیدن این مردم بدبخت ابداع میکنند . الخیر فی ما وقع
سلام
نکته ای که نویسنده به آن توجه نکرده است اینه که اگر این خرابی ها اصلاح شود دیگر این نیروها چکار کنند و این مدیران برای چه چیزی تشکیل جلسه و ستاد بحران بدهند و در مصاحبه هایشان چه چیزی را برای خود به عنوان نقطه ی قوت مطرح کنند ؟ نمیشود بیکار باشند که ؟!

با کسی که نداند ونداند که نداند چکار باید کرد واقعا آدمو دیوونه میکنه!مخصوصا که آخر حرفاش میگه بابا توام هیچی نمیدونیا!!!

پاسخ:
بنظر من باید نفرینش کرد !

نفرین؟؟؟؟؟/؟اگه نزدیک ترین کست بود چی؟؟؟؟

پاسخ:
نزدیکترین کس آدم که آدمو دیوونه نمیکنه که . زمانی که احساس کردیم کسی داره ما رو اذیت میکنه پس دیگه نزدیکترین کس ما نیست
۱۰ تیر ۹۲ ، ۱۷:۴۶ جوان شبستر
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
آقا خواهشمندم این مطلب رو در وبلاگتون بگذارید

چرا تو منطقه ما جوانان بیکارند ولی بازنشستگان چند کار دارند واقعا چرا

آیا زمان آن نرسیده که بازنشستگان بروند با زنهایشان بنشینند و اجازه دهند جوانان زمام امور را در دست بگیرند تا در آینده نیز آنها بتوانند بازنشسته شوند و کنار خانواده اشان باشند.
آیا زمان آن نرسیده که نماینده شهرمان به فکر جوانان شهر بیافتد و در شرکت شیرین عسل **** *****
آیا زمان آن نرسیده که فرماندار شهرمان به فکر جوانان شهر بیافتد و فرد بی تحربه ****** را که هیچ سابقه مدیریتی نداشته را ****** نکند مگر جوانان ما چه ایرادی دارد
آیا زمان آن نرسیده که نماینده ولی فقیه و امام جمعه به فکر جوانان شهر بیافتد نماز خواندن و شرکت در فعالیت های فرهنگی و اجتماعی را باید جوانان شهر ما انجام دهند ولی تبریزیها و مرندیها و خویی ها و ... در شبستر صاحب کار شوند

کدام عدالت این موضوعات رو توجیه می کند کدامین عدالت ..........
پاسخ:
فرمایشاتتان اکثرا متین ، ولی همانطور که خود گفته اید برخی موارد هست که تجربه ی همین پیشکسوتان بر شور و شوق و نیروی جوانان می چربد
درگیری شیرین عسل را که فرموده اید چه ارتباطی به جوانان شهر دارد؟
شما شخصا فردی را از جوانان بدون ایراد خودمان میتوانید معرفی کنید که جای این شخص را بگیرد؟
با بند آخر نوشته تان بکلی مخالفم : مگر جوانان شهر ما نماز را بخاطر استخدام شدن میخوانند ؟ یا تبریزی ها و مرندیها و خویی ها بخاطر نماز خواندن اینجا صاحب کار شده اند ؟

روحیه و قلم انتقادی شما بسیار عالیست و از شما تقاضا دارم که باز هم برای خوانندگان عزیز وبلاگ و من بنویسید ولی انتقاد احساسی ممکن است با حب و بغض اشتباه گرفته شود . انتقاد سازنده و با دلیل و سند بکنید خودم در خدمتتونم
یا علی
۱۱ تیر ۹۲ ، ۱۰:۵۴ کریم فدایی
واقعا انتصاب ها در این شهرستان بجاست؟آیا مدیرانی که از دوردست ها اینجا آمده اند همه شان با رانت و پارتی آمده اند یا واقعا در میان آنها لایق هم پیدا میشود ؟ متاسفانه جوانانی که دوستمان از آنها دم میزنند همه شان دنبال میز هستند و از روز اول هم میخواهند ریاست کنند. الان شما در شبستر دنبال یک لوله کش بگردین باید به اندازه دختر 18 ساله نازش را بکشی ولی وقتی صحبت مدیر و رئیس میشود ماشاالله کرور کرور ریخته در صورتیکه هیچکدام از آنها اینکاره نیستند
احسنت به جسارت و قلمتان... دست و اندیشه تان طلا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">