شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات

۱۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۱ ثبت شده است

۰ نظر ۳۱ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۵۵
حمید خان راضی !

سلام

عادت ما ایرانیا رو که میدونین؟ تا از مطب دکتر میایم بیرون فوری حساب میکنیم که در روز و در ماه چقدر درآمد داره؟ البته ربطی به شغل هم نداره ها ! حتی وقتی من در آمد گداهای محترم رو هم همینجوری حساب میکنم !



امروز هم از زور بیکاری نشسته بودم داشتم درآمد مدال آوران المپیک رو با جدیت محاسبه میکردم . وقتی برای هر مدال طلا 200 سکه - نقره 150 سکه و برنز 100 سکه حساب کنید ( با نرخ امروز) میکنه بعبارتی یک میلیارد و سیصد میلیون تومان!


این عدد به نظرتون آشنا نیست ؟ کجا شنیدین ؟ تشریف بیارین ادامه مطالب تا بگم براتون :


۰ نظر ۳۰ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۵۳
حمید خان راضی !

سلام


بنظر شما ارزش جون آدمها چقدره ؟ صدو خورده ای میلیون؟ واقعا اگر کسی عزیزی رو از دست داده باشه هم نظرش همینه؟


مرگ حقه و هیچکدوم ما گریزی ازش نداریم . در این راستا شهرداری هم بکمک ما اومده تا زودتر ما رو به این حق مسلم ! برسونه


دلیل؟ بفرما اینم دلیلش (ادامه مطالب)


۰ نظر ۲۹ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۵۱
حمید خان راضی !

سلام


بهداد سلیمی ، قویترین مرد جهان شد و پرچم حسین رضا زاده را حفظ کرد . ضمن تبریک به این پهلوان دلاور ، یکی از حاشیه های درخور توجه قهرمانی ایشون را با هم مرور میکنیم :



۰ نظر ۲۹ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۴۹
حمید خان راضی !

سلام

صبح روز دوشنبه ، یعنی حدودا 40 ساعت بعد از زلزله مهیب اهر و ورزقان و هریس و طبق اعلام سازمان انتقال خون در مورد نیاز مبرم به تمتم گروههای خونی ، برای اهدای خون به سازمان انتقال خون تبریز ( روبروی مسجد کبود ) مراجعه کردم اما .......


۰ نظر ۲۹ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۳۱
حمید خان راضی !

پسـرم!

 

 

اگر توانستـی استخـدام شوی، در اداره با دو کس رفیـق شـو:

 

آنچنـان که دانـی آبدارچـی، و یکی از بچـه های حراست..

 

 

 

فـرزندم!

 

.

.

.


۰ نظر ۲۸ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۲۵
حمید خان راضی !

سلام


زلزله هم اومد و رفت - تموم شد . همه چی تموم شد و دوباره باید زندگی کنیم !


این حرفی بود که مجری یکی از برنامه های رسانه ملی درست صبح روز بعد زلزله ی مهیب آذربایجان ( البته باقیافه بشاش و یه لبخند شیک رو گوشه لبشون ) فرمودند .


و اما روی سخنم با معدودی از اصحاب رسانه است . در مودبانه ترین حالت میتوانم بگویم :


خاک بر سرتان !



چرا؟  (ادامه مطالب)


۰ نظر ۲۴ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۲۳
حمید خان راضی !

سلام دوستان


بعضی مسابقات رو تو بعضی از وبلاگها دیدیم و ما هم بر آن شدیم که مسابقه برگزار کنیم .


اگه گفتین جملاتی که تو ادامه مطالب هست مربوط به کدوم فرد دوست داشتنی کشورمونه ؟


قبول دارم که مسابقه سختیه ! ولی شما که سوال اون مسابقه اون وبلاگ رو به اون سختی ! جواب دادین مطمئنم از عهده ی اینم برمیاین



جایزشم ! متعاقبا اعلام میشه و تمام افراد هم بدون ذکر نام و نشانی و شماره ی سایز کفش و حتی بدون ذکر شماره موبایل پسر دایی خاله ی عموی همسایه شون میتونن در این مسابقه شرکت کنند !


۰ نظر ۱۷ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۲۱
حمید خان راضی !

آخرین اختلاسی که مأموران سازمان بازرسی کل کشور کشف کرده‌اند، مربوط به اختلاس 15 میلیارد تومانی در بنیاد شهید است که نشان می‌دهد اختلاس‌کنندگان محترم همه‌ی موارد ایمنی اختلاس را رعایت نمی‌کنند و متأسفانه گیر می‌افتند. از آن‌جا که فن اختلاس در کشور ما از فنون نوپاست؛ لذا باید هر چه بیش‌تر درباره‌ی روش‌های نوین اختلاس اطلاع‌رسانی شود تا در آینده شاهد کشف اختلاس‌ها نباشیم. مختلسین محترم باید در هنگامه اختلاس از آغاز تا پایان موارد زیر را مو به مو رعایت کنند:


۰ نظر ۱۵ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۱۷
حمید خان راضی !

سلام


عقربه های ساعت چند دقیقه مانده به ساعت 9 را نشان میداد و من چون مطمئن بودم کارمندی وجود ندارد که حتی دقیقه ای زودتر از ساعت تعیین شده سرکار بیاید ، عجله ای برای رسیدن به شهرداری نشان نمیدادم ولی از دور وقتی دیدم یکنفر به سرعت در مقابل شهرداری مشغول تقلاست بر سرعت قدمهایم افزودم.


وقتی رسیدم جلوی در شهرداری ، یکنفر از پرسنل خدوم با قلم مو و رنگ سیاه ، با جدیت در حال رنگ کردن قسمتی از دیوار شهرداری بود . اول فکر کردم که در اجرای طرحهای زیبا سازی ، شهرداری اقدام به نقاشی دیوارها کرده ولی وقتی متوجه نوشته ها شدم ، نظرم عوض شد .


فرض میکنیم که من ندیده ام که زیر این کادر های سیاه چی نوشته بودن و فقط روی حدسیاتم تمرکز کنم :


اگه حوصله دارین میتونین حدس من و عکسها رو تو ادامه مطالب مشاهده کنین :


۰ نظر ۱۰ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۱۵
حمید خان راضی !