شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات
  • ۶ آبان ۹۵، ۰۱:۰۹ - حامد
    143

سلام
قبل از هر صحبتی ، بخشی از یادداشت یکی از روزنامه های متعلق به جریان افراطی در کشور ، که  "بحران زا" و بحران زی" هستند و این روزها به شدت ، در صدد تخریب فعالیت های دیپلماتیک دولت هستند را با هم می خوانیم ، فعالیت هایی که با اعطای اختیارات لازم از سوی رهبر معظم انقلاب انجام می شود ولی گویا "تاجران تحریم" ، حتی "نرمش قهرمانانه" اعلام شده از سوی ایشان را نیز بر نمی تابند و چون دست شان به جایی بند نیست، به بهانه گیری هایی متوسل می شوند که آدمی را به یاد قوم بنی اسرائیل می اندازد!

متاسفانه نرمش رئیس‌جمهور محترم کشورمان در مقابل حریف، تنها به لحن ایشان در گفتار خلاصه نشده بود بلکه جناب روحانی - شاید بی‌آن که متوجه باشند و یا بخواهند - در برخی از مواضع خود به گونه‌ای سخن گفتند که از دیپلمات‌ کارکشته و پرسابقه‌ای نظیر ایشان دور از انتظار بود.

آقای روحانی در پاسخ به خبرنگار سی.ان.ان که نظر ایشان را درباره «هولوکاست» پرسیده بود، به اظهارات قبلی خود دراین‌باره اشاره کرده و گفتند؛ من دیپلمات هستم و نه مورخ و دراین‌باره - هولوکاست - باید مورخان نظر بدهند.



این در حالی است که جناب روحانی می‌توانست با استفاده از این پاس - به قول والیبالیست‌ها - آبشار محکمی بر زمین حریف بکوبد و در ادامه پاسخ خود اضافه کند «البته تعجب می‌کنم که چرا به هیچ مورخی اجازه تحقیق و بررسی در این زمینه داده نمی‌شود.»

  این پرسش می‌توانست توپ هولوکاست را در میدان حریف بیندازد و جناب روحانی باید می‌دانستند که ممنوعیت تحقیق درباره هولوکاست یکی از پاشنه آشیل‌های به شدت آسیب‌پذیر صهیونیست‌ها و غرب است.

و اما نظر من این است که ....



واقعاً باید از این فرقه پرسید که چه آب و نانی و عزتی برای مردم ایران در ماجرای هولوکاست وجود دارد که اینان این قدر بر روی آن تأکید دارند و اصرار می کنند که باید مدام از هولوکاست دم بزنیم؟

هولوکاست ، ماجرایی است مربوط به :

-سرزمینی دیگر

-زمانی دیگر

-انسان هایی دیگر

-دعوایی دیگر

که هیچ کدامشان ربطی به ما و منافع ما ندارد. بنابراین ، حق داریم نسبت به کسانی که در ایران، این قدر دغدغه هولوکاست دارند، بدبین باشیم و از ایشان بپرسیم چرا این قدر اصرار دارید ملت ایران را وارد این ماجرا کنید و برایش هزینه بتراشید؟!

نوشته اند: «
جناب روحانی می‌توانست با استفاده از این پاس - به قول والیبالیست‌ها - آبشار محکمی بر زمین حریف بکوبد و در ادامه پاسخ خود اضافه کند:البته تعجب می‌کنم که چرا به هیچ مورخی اجازه تحقیق و بررسی در این زمینه داده نمی‌شود. این پرسش می‌توانست توپ هولوکاست را در میدان حریف بیندازد.»

و ننوشته اند که احمدی نژاد که به قول خودشان، آبشار را محکم بر زمین حریف کوبید، چه گلی بر سرمان زد و چه دستاوردی برای کشور و نظام و انقلاب و ارزش ها داشت؟

آیا جز این بود که احمدی نژاد ، با مطرح کردن موضوع مرده ای به نام هولوکاست ، بار دیگر آن را بر سر زبان ها انداخت و زمینه مظلوم نمایی مجدد صهیونیست ها را فراهم ساخت و بی تعارف ، بزرگ ترین خدمت را به تل آویو کرد؟!

اصلاً گیریم که هولوکاست از اساس دروغ بوده و حتی یک نفر هم کشته نشده است و همین امروز، هم غربی ها و هم صهیونیست ها بیانیه دهند که هولوکاست افسانه ای بیش نبوده است؛ آن وقت چه چیزی گیر ما می آید؟ 

و اصلاً ما در کجای ماجرای هولوکاست هستیم که باید هزینه های آن، از جمله تشدید تحریم ها را بپردازیم؟ آیا فلان شهروند ایرانی باید نسخه به دست ، از این داروخانه به آن داروخانه برود و داروی فرزند بیمارش را پیدا نکند چرا که "تاجران تحریم" ، می خواهند توپ هولوکاست محکم بر زمین حریف کوبیده شود و پاشنه آشیل غرب درد بگیرد؟!

ای کاش جریان نگران هولوکاست در ایران ، همان اندازه که دغدغه ی تبرئه ی آدولف هیتلر
(و در واقع منافع مادی خودشان) را دارد ، به معیشت پر مضیقه ایرانی ها نیز می اندیشید!


والا بخدا.........

نظرات  (۱۰)

۰۸ مهر ۹۲ ، ۲۱:۰۹ آنا شبستری
از ماست؛ که بر ماست
slm.emrooz sare kelase bazaryabi in gaziye eh gabrayyeh dijitali k to web u xondeh budam b dardam xord.xodayish jaleb shod((((((((((:
پاسخ:
خواهش میکنم
قابلی نداشت
با سلام و عرض ادب من تازه با وبلاگ جنابعالی آشنا شدم واقعا عالیه . راستی اسم و فامیلتان مستعاره یا واقعا خودتونید؟
پاسخ:
نظر لطف شماست. واقعی هست . هر چند که بقول نیما یوشیج : اسمها مهم نیستند ، رسم ها مهمند

باز هم با نظرات ارزشمندتون ما رو بنوازید
سلام
از ژرف نگری شما در مورد مسائل روز دنیا تشکر میکنم و خوشحالم از اینکه بالاخره یک وبلاگ در این منطقه نوشته می شود که بجای پرداختن به موضوعات بی اهمیت و تکراری مسائل روز ایران و دنیارا موشکافانه مورد تحلیل قرار میدهد . این تحلیلها علیرغم درست یا اشتباه بودنش ، یک آغاز و یک حرکت فرهنگی محسوب می شود و جای خوشحالیست.
مسئله ای که میخواستم در مورد رابطه با آمریکا بگویم اینست که همه ما قبول داریم که دولت آمریکا در گذشته ، ضرر های زیادی به ایران زده و جنایت کرده است اما دولتهایی مثل ژاپن هم که بیشترین ضرر را از جانب آمریکا متحمل شده بودند امروز بنا بر مصالح مردم کشورشان با آمریکا ارتباط بر قرار کرده اند . خوب گیرم که در کودتای 28 مرداد آمریکا در حق ایران بدی کرده باشد. آیا باید تا ابد با این کشور بخاطر اشتباه دولتمردانش در 50 سال قبل دشمنی کنیم و ضرر متوجه مردم خودمان بکنیم ؟
از آنهایی که ساز مخالف میزنند خواهش میکنم در تاریخ ملل بیشتر مطالعه کنند . تا کی دشمنی؟
۰۹ مهر ۹۲ ، ۱۲:۲۲ مشتری دائمی
یکی از مشکلات اساسی ای که امروز کشور ما با آن دست به گریبان است پیدا کردن سعید مرتضوی و رساندن احضاریه دادگاه به دستان پرتوان اوست. این مشکل آنقدر پیچیده شده که یکی از شاکیان وی گفته: احتمال فراخواندن مرتضوی از طریق انتشار آگهی در روزنامه ها دور از انتظار نیست. البته آمدن مرتضوی به دادگاه به این روش هم غیرمحتمل به نظر می رسد. برای همین ما راه های دیگری پیشنهاد می کنیم:

1) ابتدا باید به صورت نامحسوس عمل کنیم. مثلا در نیازمندی های همشهری آگهی بزنیم: به یک نفر با سابقه قضاوت و ریاست سازمان تامین اجتماعی با حقوق بالا نیازمندیم. ولی در انتهای آگهی آدرس دادگاه را بنویسیم.

2) به صورت زیرنویس در تلویزیون از مرتضوی تقاضا شود تا هرچه سریع‌تر به دادگاه مراجعه کند.

3) با طرح سوال در مسابقه پیامکی برنامه نود مرتضوی را در رودربایستی قرار دهیم. سوال این مسابقه می تواند به این صورت باشد: به نظر شما مشخص نبودن آدرس و مراجعه نکردن به دادگاه از سوی بعضی اشخاص که سابقا در دولت مسئولیتی داشتند کار درستی است؟ بله / خیر

4) لا به لای مسابقات پربیننده فوتبال به‌طور غیرمستقیم این مسئله را مطرح کنیم. مثلا به جواد خیابانی بسپاریم که وسط بازی بارسلونا و رئال مادرید بگوید: لیونل مسی هم جدیدا به خاطر مسائل مالیاتی به دادگاه احضار شده، ولی گفته من نمیرم. لیونل از تو بعید بود ... قطعا تو که احضار شدی توی پرونده حضور داری ... زود باش برو دادگاه. باریکلا به غیرتت ای آرژانتینی (+ گریه خیابانی)

5) چنانچه احضار به صورت صداوسیمایی میسر نشود مجبوریم به شبکه‌های ماهواره ای رو بیندازیم. پیشنهاد می شود قبل از این که اسپانسرهای سریال کوزی گونی ملت را به تماشای این سریال دعوت کنند این آگهی پخش شود که: آقای مرتضوی اوپال های دسینی حق شماست، این حق را با عدم مراجعه به موقع به دادگاه از دست ندهید.

6) از حداد عادل استفاده کنیم و از او بخواهیم برود و مرتضوی را پیدا کند و از او قول شرف بگیرد که طی یک هفته به دادگاه مراجعه کند. البته این مورد بیشتر جنبه فان و سرگرمی دارد.

7) شهرداری در تابلوهایی که می زند به‌صورت تلویحی این احضاریه را به اطلاع مرتضوی برساند مثلا: بیایید به قانون احترام بگذاریم، مخصوصا تو سعید مرتضوی که رفتی و معلوم نیست کجایی!

8) با توجه به این که محل سکونت حسن روحانی معلوم است و همه می دانند او کجاست و چکار می کند تداوم چاپ داستان «حسنک کجایی؟» در کتب درسی ضرورتی ندارد. به جای آن می توان از «سعیدک کجایی؟» استفاده کرد که لااقل یک فایده ای داشته باشد.

در پایان همین‌طور بی خود و بی ربط می گوییم هیچ کجا مثل ایران نمی شود. ما خبر موثق داریم از آن دوست عزیزی که رفت و همسایه سلن دیون شد که خود سلن دیون هر روز «چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم» را پلی می کند و سرش را تکان می دهد و لذت می برد. پس بیاییم قدر کشورمان را بدانیم. این هم از پیام اخلاقی انتهای مطلب!
۰۹ مهر ۹۲ ، ۱۲:۲۵ مشتری دائمی
حاشیه های مکالمه تلفنی اوباما با رییس جمهور و همچنین مراسم استقبال در فرودگاه همچنان ادامه دارد و بعید نیست به زودی به صفحات نیازمندی ها روزنامه ها نیز برسد!

توضیح واجب: ضمن عذرخواهی از صنف شریف و عزیز کفاشان، بنا به گزارش فرهنگستان زبان و ادای فارسی، زین پس به جای واژه ملوس «پرتاب کننده کفش» از کلمه مشهور کفاش یا کفشنده استفاده می کنیم.


ما ز بادیم و بادا می‌رویم

»» ارادتمندان سینه چاک بیست و سی

*

به چند نفر «مردم» جهت حضور در تجمع نیازمندیم

»» فوری/ 4121---0936

*

کف زن/ فوری

با حقوق ساعتی

ترجیحا خانم. لیسانسه و مسلط به انواع سوت و جیغ. جهت حضور در مراسم استقبال و تجمع خودجوش

»» بنگاه ملی سیاست بی پدر، دیانت در به در

*

پیمانکار با 16 سال سابقه

آدرس بدهید، جمعیت تحویل بگیرید

با پیک در محل

*

خوشنویس با قیمت مفت

سه تا 10 هزار تومان

ساخت شعار: 3 هزار تومان

7743---11 - 021

*

به تعدادی فعال سیاسی جهت یادداشت نویسی، گفتگو و استفاده در نظر سنجی نیازمندیم

»» انجمن ساپورت خبرگزاری های خودی

*

حاج نبی بادکار و پسران

آدرس از شما، تجمع از ما

با بیش از 20 سال سابقه

*

بیانیه نویس زبر دست و مسلط به انواع فحش مودبانه نیازمندیم

»» جمعیت دفاع از تجمعات خودجوش. واحد سنگین وزن ها

باد اضافی جهت بادبادن های برافراشته در انتظار بودجه  موجود است

»» واحد بادشناسی خبر. شعبه 20.30

*

غش کن فوری

با انواع چهره (قرتی، موجه، سیاسی، هنری، ورزشی...زن و مرد)

»» 1739---0910

*

کفشنده تیز (پرتاب گر)

بدون سابقه دستگیری

30 سال سابقه همکاری با همه گروه ها و احزاب، آماده به کار برای داخل و خارج

*

خود جوش، اوکازیون

6643----47- 021

آماده حضور در انواع محافل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی

سند سر خود برای آزادی با وثیقه

شعار ما: خودجوشیم و خودجوشیم، پول که باشه می جوشیم

*

شعار ساز حرفه ای

با 20 سال سابقه در دولت های مختلف

برنده سه مدال جهانی در بداهه سرایی

و صاحب شعار معروف: داور دقت کن!

»» 5821---912

*

باد سنج قوی برای فعالین بخش موضع گیری

»» تنظیم باد سیروس گیریس

*

بدینوسیله از مهندس و رفقا بخاطر انعکاس نظر مردم درباره سفر رییس جمهور به آمریکا در اخبار تلویزیون متشکریم

بادآبادی های مرکز، واحد جام جم

*

به تعدادی کفش بی صاحب برای پرتاب نیازمندیم

»» جمعیت خودجوشان همیشه زنده

----

دیالوگ 1

- آقا داماد چیکاره‌ن؟

- در مراسم استقبال شرکت می‌کنن!

- برادرشون چی؟

- تو کار آزاده!

- یعنی چی؟

- در تجمعات خودجوش کفش پرت می‌کنن.

*

دیالوگ2

- عروس خانم آیا وکیلم؟

- عروس رفته تو مراسم استقبال شرکت کنه!

- برای بار دوم عروس خانم وکیلم؟

- عروس رفته پیج ظریفو لایک کنه و برگرده!

*

سوال آزمون ارشد 1392:

- با توجه به جمله طلایی سرمقاله روزنامه جام جم: «صدای مخالفان را هم باید شنید» به نظر شما با کفش مخالفان باید چه کرد؟

الف) باید شنید

ب) باید واکس زد و تحویل صاحبش داد

ج) باید لایک کرد

د) باید ندید

ه) باید پا کرد

و) باید ساخت

ز) این تازه اولشه!

۰۹ مهر ۹۲ ، ۱۲:۲۹ مشتری دائمی
پس از انتشار خبر گفت‌وگوی تلفنی اوباما و روحانی افراد و گروه های مختلف در روز روشن مواضع خود را به ما نشان دادند و ما هم بنا بر وظیفه آنها را منعکس کردیم:
محمود احمدی نژاد: امروووووزااااشک تو چشای مننن فراووونه، نمی دوووونم کجا بریزم... احساس می کنممم در این لحظه تاریخیییی ... تمااام زحماااااتم ... در عرصه دیپلماسییییی ... به بار نشسته و ... نتیجه دااااده.
جمعی از دیپلمات های باسابقه (در واکنش به بالا) :|
علی آبادی: البته تماس آقای اوباما با رئیس جمهور مسئله تازه ای نیست. ایشان در طول این هشت سال دائم به آقای احمدی نژاد زنگ می زد ولی از بس انگلیسی اش مشکل داشت من فکر می کردم مزاحم تلفنی است و قطع می کردم.
جان کری: بالاغیرتاً دفعه بعدی شما زنگ بزنید، پول تلفن کاخ سفید برای این ماه اومده 500 دلار!
اوباما به تندروهای آمریکا: زنگ زده بودم تا آهنگ پیشواز روحانی را گوش بدهم، فکر نمی کردم  با  این سرعت گوشی را بردارد.
پیشنهاد تندروهای ایران به روحانی: دفعه بعد که زنگ زد تهدیدها را به فرصت تبدیل کن. روحانی: چطوری؟ تندروها: تو گوشی فوت کن یا بده به ما تا از طریق تقلید صدای هیلاری کلینتون اوباما رو توی دام بندازیم! روحانی :|
دختر رئیس پارلمان سابق امریکا در توئیتر: اس ام اس می‌زنم جواب نمیدی، بگو کلک واسم چه خوابی دیدی؟
جواد ظریف: آن کسی که اس ام اس را جواب نمی داد رفته.
پرتاب گر کفش به سمت روحانی: متاسفانه امروز شاهد اوج دیکتاتوری دولت به اصطلاح اعتدالگرا بودیم. وقتی کفش را به سمت اتومبیل روحانی پرتاب کردم لای شیشه گیر کرد و من امروز در نهایت مظلومیت با دمپایی به خانه برگشتم. مسئولان رسیدگی کنند.
سایت حامی بالایی: دولت روحانی ثابت کرد که دولت پابرهنگان نیست + عکس پای برهنه مظلوم
رسانه های دولت: قیمت چغندرقند در برازجان کاهش یافت/ یک کارگر اهل تنب بزرگ می تواند روی دست هایش راه برود / یک معترض در سودان دچار افسردگی بعد از زایمان شد ... پایان خبر!
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
من تو سایت جهانی چند باری به آقای ***** پیام دادم که همه نظرات رو منعکس بکنین تا خبرهای شما هم به چالش کشیده بشن ولی کو گوش شنوا!! ممکنه تو این شهرستان 2 نفر منو تعریف بکنن 30 نفر نه ، تاییدم نکنن... نباید وقتی تعریف و تمجید میکنن یا خود شخص آقای ***** رو یا آقایان محترم خیر و هر کسی رو نظرات رو منعکس بکنن ولی یک تلنگری به خاطر رفتار و یا نظری مخالف باشه منعکس نکنه!! واقعا متاسفم...
پاسخ:
ببخشید مگه کسی از ایشون و نیمه ی پر لیوانشون انتقاد هم میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه همین هفته چند بار من تو سایتشون در مورد فرد خیری که تو علیبیگو مدرسه ساخته و در مورد همین دکتر دکتر کردن این فرد محترم!! و در مورد خودشون. ولی هیچ کدوم رو منعکس نکرده ووو البته به طور محترمانه و خیلی هم متن خوبی بود اگر تو سایتش عنوان نکنه بنر میکنیم میزنیم سر چهارراه شبستر تا همه ببینن این مطالب رو 
پاسخ:
خوب چهار راه شبستر بس که شورای محترم شهر از خودش و اعوان و انصار تعریف میکنه که جای خالی برای بنر نیست که . بفرستین برای من تا منتشرش کنم-
شاید مطلبتون تبلیغاتی محسوب می شده و یادتون رفته مایه تیله رو پیاده بشین؟
همیشه که از یک نفر تعریف و تمجید نمیکنن کـــــــــــــــــــــــــه!! ما افتخاری تو منطقه نمیبینیم... جدی در مورد اون خبری که دیگر وبلاگ ها برداشته و منعکسش کرده بودن!!اعتراض کرده بودن آقای سایت جهانی ... خبر برای چی هست ؟ شاید یکی دو نفر سایت شمارو نبینه خوب چی میشه اسم سایتتونو نزده باشن اینگار چی شده یک مطلب طول و تفسیر دار نوشته و زده تو سایت به عنوان دزد، بچه بازیها چیه ... با هم تبادل اطلاعات کنین ... متاسفانه این یک نمونه هستش تو منطقه که چشم دیدن بقیه هم صنفی های خودشون رو ندارن!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">