شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات

سلام

اگر صرفا جهت اطلاع هفته قبل رو دیده باشید در هنگام تحویل موقت نیرو گاه بوشهر به ایران ، آقای دکتر صالحی فرمایشاتی با این مضامین فرمودند :

یادم میاد که 50 سال پیش روسیه که اتحاد جماهیر شوروی بود دست ما رو گرفت و با صنعت آشنا کرد و حالا روسیه ما رو با فناوریهای نو آشنا می کنه .


آقای دکتر عزیز ، جو گیر شدن هم حدی داره. نیروگاهی که بعد از 37 سال ! اونهم بطور موقت تحویل شده و من و شما میدونیم که روسها نه تنها قیمت خون پدرشان ، بلکه قیمت خون آباء و اجدادشان را هم با ما حساب کردند و بهایی را که کشورمان تا بحال بابت این نیروگاه پرداخته ......

بگذریم

هنگام بازگشت دکتر روحانی از نیویورک عده ای در اعتراض به صحبت رئیس جمهور با رئیس جمهور آمریکا ، به طرف ماشین وی کفش پرتاب کرده و شعارهای مرگ بر آمریکا ، مرگ بر انگلیس و مرگ بر اسرائیل دادند

جهت اطلاع آقای دکتر و این عزیزان خودجوش ! که چنین استقبال گرمی از رئیس جمهور به عمل آورده اند ، چند درس کوچولو رو از تاریخ مرور میکنیم:

درس اول: ما یک کشور بزرگ بودیم، روسیه ارتش قوی داشت، دولت آن وقت ایران ببو بود. در جنگ های ایران و روس بخش وسیعی از ایران سابق تبدیل شد به روسیه فعلی. به همین دلیل ما سه شعار مهم را سی سال می دهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.

 

درس دوم: انقلاب مشروطه اتفاق افتاد، مشروطه خواهان که به آنها افتخار می کنیم، به سفارت انگلیس پناهنده شدند، کلنل روس مجلس ملت و کشور را به توپ بست. روس ها پادشاه دیکتاتور را پناه دادند. در تمام مدت انقلاب مشروطه روس ها مخالف مشروطه و انگلیس ها طرفدار مشروطه بودند، به همین دلیل ما هم مشروطه را دوست داریم، هم شعار می دهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.

 

درس سوم: کمونیست ها در روسیه سرکار آمدند، آنها تمام قراردادهای ظالمانه با ایران را می خواستند لغو کنند، اما نکردند. در عوض تصمیم گرفتند جمهوری گیلان را ایجاد کنند تا به جای این که کمونیست های گیلان که فرق کمونیسم با ازون برون را نمی دانستند و پیشنمازشان رهبر حزب کمونیست شان هم بود، بروند به روسیه، روسیه بیاید به گیلان. در نتیجه میرزا کوچک خان مستقیما بوسیله روس ها کشته شد، سرش را هم فرستادند برای رضا شاه. به همین دلیل ما سالهاست شعار می دهیم: مرگ بر انگلیس، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل.

 

درس چهارم: رضا شاه دیکتاتور بزرگی بود و همه را کشت، مثلا 53 نفر از اعضای حزب کمونیست را دستگیر کرد و یکی از آنها، تقی ارانی در زندان کشته شد، بعد بقیه اعضای کمیته مرکزی، یعنی همان 52 نفر دیگر به روسیه پناهنده شدند و به دلیل همین که به روسیه پناهنده شده بودند، در آنجا کشته شدند یا تبعید شدند یا بیچاره شدند. به همین دلیل کمونیست های ایران و سایر ایرانیان که حداقل نیم ساعتی توده ای بوده اند، همیشه شعار می دهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.

 

درس پنجم: جنگ دوم جهانی اتفاق افتاد. ایران تبدیل به پل پیروزی شد. آمریکا و انگلیس از روی این پل رد شدند تا به روسیه کمک کنند، در عوض وقتی روسیه پیروز شد، اولین کاری که کرد، این بود که چون کشور کوچکی بود، تصمیم گرفت آذربایجان را هم برای خودش بردارد. آذربایجان و کردستان یک سال از ایران جدا شدند و به همین دلیل روشنفکران و سیاستمداران ما همیشه شعار می دهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.

 

درس ششم: دولت مصدق سرکار آمد، مصدق چون مخالف روسیه بود، به عنوان طرفدار انگلیس شناخته شد، اما چون علیه انگلیس مبارزه کرد، معلوم شد آمریکایی است. مخالف اصلی مصدق در طول سه سال حزب توده بود، و یک صبح تا شب هم آمریکا کودتا کرد. بعد از کودتا هم اولین دولتی که کودتا را برسمیت شناخت، شوروی بود. توده ای ها هم به شوروی پناهنده شدند، تعدادی از آنها در شوروی بیچاره شدند، تبعید شدند، اعدام شدند و تعدادی از آنها هم زمانی که در شوروی پناهنده بودند، طرفدار اقدامات دولت شاه در اصلاحات ارضی بودند. در نتیجه ما ایرانیان هرگز فراموش نمی کنیم که باید شعار بدهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.

 

درس هفتم: آمریکایی ها انقلاب سفید کردند، انگلیسی ها هم رفتند پی کارشان، حکومت در دهه چهل کاملا دست آمریکا افتاد، روس ها و توده ای ها اصلاحات ارضی را تائید کردند، توده ای ها مشغول آموختن دروس پزشکی در شوروی شدند، تعدادی از آنها هم در شوروی تبعید، کشته و یا بدبخت شدند و برخی از پناهندگان به شوروی فرار کردند و این بار از دست شوروی به ایران پناهنده شدند، در نتیجه روشنفکران ایرانی همواره چپ باقی ماندند و هرگز فراموش نکردند که شعار بدهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.

 

درس هشتم: در ایران انقلاب مسلحانه آغاز شد. نیروهای مسلح و فداکار، آمریکایی ها را کشتند، تعدادی از آنها برای جنگ با اسرائیل رفتند. آنها برای کمک به سوی شوروی رفتند، شوروی به آنها گفت که انقلاب مسلحانه کار غلطی است، بهتر است اطلاعات جمع کنند و به شوروی بدهند تا شوروی با آمریکا بجنگد. درست در همان زمانی که این افراد کشته می شدند، دولت چین و شوروی با ایران روابط درخشان داشت و ایرانیان همواره یاد گرفتند شعار بدهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.

 

درس نهم: انقلاب ایران در سال 1357 اتفاق افتاد، سفارت آمریکا اشغال شد، سفارت اسرائیل محو شد، رایطه ایران و انگلیس همواره در تمام این مدت تیره و تار بود، سفارت روسیه روز بروز بزرگتر شد، سفارت روسیه هم با توده ای ها رابطه داشت، هم با فدائی ها، هم با مجاهدین، هم با حزب اللهی ها، به همه هم می گفت: خط امام بهترین خط از نظر خط شناسی است. توده ای ها و فدائیان در جبهه ای که روسیه در آن به عراق کمک می کرد کشته می شدند، اما با سپاه و کمیته همکاری می کردند، دولت ایران کمونیست ها را دستگیر کرد. کمونیست ها از دست جمهوری اسلامی به آمریکا، انگلیس و روسیه پناهنده شدند، بعدا از دست روسیه به آمریکا و انگلیس پناهنده شدند و در آنجا شعار دادند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.

 

درس دهم: جنگ آغاز شد. صدام حسین کمونیست بود، موشک صدام حسین سوخو و اسلحه اش کالاشنیکف ( همان که به اشتباه کلاشینکف گفته می شود ) و کاتیوشا و شیلیکا و دوشیکا و سمینوف و ماکارف بود، ما با موشک آمریکایی و توپ آمریکایی و مسلسل آمریکایی و علیه کسانی که اسم حزب شان حزب بعث بود، می جنگیدیم. در تمام مدت جنگ شوروی به صدام کمک می کرد و به ایران کمک نمی کرد، ما در طول جنگ یاد گرفتیم که صدام آمریکایی است، انگلیسی است و اسرائیلی است. در حالی که آمریکا صدام را نابود کرد، اسرائیل هم عراق را بمباران کرد و در اوایل جنگ به ایران کمک تسلیحاتی کرد و عاقبت هم دشمن ما را آمریکا و انگلیس از بین بردند و در تمام این مدت روسیه و ونزوئلا و کوبا آخرین طرفداران صدام بودند. و ما همواره شعار می دادیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.

 

درس یازدهم: شوروی سقوط کرد. امام خمینی سقوط کمونیسم را پیش بینی کرد، روسیه شد بیست کشور و پنج کشور آن در دریای خزر ماندند، زمانی که یک کشور بود ، سهم ما از خزر 50 درصد بود، بعد تبدیل شد به 20 درصد، بعد رسید به 15 درصد، بعد رسید به 12.5 درصد، بعد کم تر شد و کم تر شد، ما می توانستیم اعلام کنیم که ایران هم تبدیل به پنج کشور شده است، و در نتیجه 50 درصد بگیریم، اما ما چون گاز لازم نداریم و نفت داریم و  مشکل انرژی نداریم و بعد از آن هم با نور فتو سنتز و تغذیه می کنیم، همچنان معتقدیم آمریکا و انگلیس و اسرائیل باید از آذربایجان و ترکمنستان و روسیه و تاجیکستان و غیره بیرون بروند تا پای برهنه ما باشد و پوتین که وقتی به تهران آمد، شعار می دهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.

 

درس دوازدهم: ما از آمریکا و انگلیس و اسرائیل بیزاریم، روسیه از اینکه ما از آمریکا و انگلیس و اسرائیل بیزاریم خوشحال است. ما می خواهیم بجنگیم، روس ها به ما اسلحه می دهند و از ما پول می گیرند و ما می گوئیم مرگ بر آمریکا، ما می خواهیم در سازمان ملل از انرژی هسته ای دفاع کنیم و چین و شوروی علیه ما رای می دهند و ما می گوئیم: مرگ بر انگلیس، ما می خواهیم بوشهر را راه بیندازیم و روس ها که طرف قرارداد هستند، راه نمی اندازند و ما می گوئیم مرگ بر اسرائیل. ما با مافیا مخالفیم، در نتیجه با اروپا می جنگیم و مافیای روسی دوست ماست. ما با آمریکا مخالفیم، در نتیجه روسیه از دشمنی ما با آمریکا پول در می آورد، ما با اسرائیل مخالفیم، در نتیجه روسیه هم به ما اهانت می کند، هم پول ما را می گیرد.

 ما باید یادمان نرود که حتما شعار بدهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل

 

 

ما ملتی فهیم ، بزرگ ، باهوش ، با اراده ، قوی ، غیرتمند و خیلی چیزهای دهن پرکن خفن هستیم!!!

اما یک اشکال کوچک داریم ، آن هم اینکه از تمامی علوم رایج فقط تاریخ را بلد نیستیم ، که آن هم اصلا مهم نیست و تک ماده میزنیم !   و تازه به حول قوه الهی و مدد مقامات عزیزمان داریم میرویم که کم کم اصلا درس تاریخ و درسهای تاریخ را از بیخ گل بگیریم و کلا بی خیال شویم این صاب مرده را....

 

والسلام !


۹۲/۰۷/۰۶

نظرات  (۱۱)

دقیقا ! تنها چیزی که میتونه همچین خروشی ایجاد کنه وباعث پرتاب کفش بشه!اینه که منافع مالی گروهی به خطر افتاده باشه. گروهی که زیر پوست تحریم چه ها خوردند و چه ها کردند.
واقعا تو این دنیا از این شوروی پست تر و خائن تر نبوده و نیست
۰۷ مهر ۹۲ ، ۱۵:۵۴ آنا شبستری
همش شد زنگ تاریخ ................
پاسخ:
به به آنا خانم
پارسال دوست امسال آشنا
راه گم کردین؟
چه عجب؟
۰۷ مهر ۹۲ ، ۱۸:۱۷ آنا شبستری

هستیم زیر سایه شما ا ا ا ا ا ا ا ا

پاسخ:
انشاء الله زیر سایه ولی عصر (عج)
جای نظراتتون خیلی خالیه

همان‌گونه که مطلعید‌‌، ترافیک نیویورک منجر به تماس تلفنی مشکوک باراک اوباما با حسن روحانی شد‌‌. هشت سال حضور احمد‌‌ی‌نژاد‌‌ د‌‌ر د‌‌ولت باعث شد‌‌ه بود‌‌ که نیروهای خود‌‌جوش که د‌‌ر د‌‌وران آقای خاتمی د‌‌ر بالاترین حد‌‌ آماد‌‌گی به سر می‌برد‌‌ند‌‌، د‌‌چار افت بد‌‌نی شوند‌‌ و از روزهای اوج فاصله بگیرند‌‌. خوشبختانه این تماس تلفنی باعث شد‌‌ که بتوانند‌‌ با پرتاب کفش، بد‌‌نی گرم کنند‌‌. به امید‌‌ این‌که با بازگشایی سفارت آمریکا، این عزیزان بتوانند‌‌ هر روز از د‌‌یوار آن بالا بروند‌‌ تا د‌‌چار افت آماد‌‌گی نشوند‌‌. 

بعد‌‌ از این مقد‌‌مه‌چینی قصد‌‌ د‌‌اریم به افشای پشت پرد‌‌ه این ماجرا بپرد‌‌ازیم:

خارجی- د‌‌اخل لیموزین- د‌‌ر مسیر فرود‌‌گاه نیویورک
روحانی شاخه زیتونی د‌‌ر د‌‌ست گرفته، یکی‌یکی برگ‌هایش را می‌کند‌‌.
روحانی: «زنگ می‌زنه، زنگ نمی‌زنه، زنگ می‌زنه، زنگ نمی‌زنه...»
تلفن روحانی زنگ می‌خورد‌‌.
حسن: «الو بفرمایید‌‌؟»
ولاد‌‌یمیر: «چطوری حسن آقا؟ برگشتی به سلامتی؟»
روحانی: «آه! تویی ولاد‌‌یمیر؟ ولاد‌‌یمیر برو بابا. تلفن رو اشغال نکن منتظر زنگ کسی‌ام.»
ولاد‌‌یمیر: «قطع نکن، ببین منو! آخرش منم که واست می‌مونم د‌‌ل به کیا خوش کرد‌‌ی؟»
حسن: «باشه حالا باشه، بعد‌‌ا حرف می‌زنیم. الان توی جلسه‌ام.»
ولاد‌‌یمیر: «چرا د‌‌روغ میگی؟ توی ترافیکی، ‌د‌‌اری میری فرود‌‌گاه.»
حسن: «تو از کجا می‌د‌‌ونی؟!»
بیا با احترام متقابل برخورد‌‌ کنیم، نذار رابطه‌مون شکرآب شه.»


د‌‌اخلی- کاخ سفید‌‌
اوباما: «جان کری جون؟»
کری: «بله؟» اوباما: «جان کری جون؟»
کری: «بله؟» اوباما: «هیچی هیچی ببخشید‌‌. میگم زنگ بزنم به نظرت؟»
کری: «بزن آقا حله. من با جواد‌‌ هماهنگ کرد‌‌م.» اوباما: «ها؟! جواد‌‌ کیه؟»کری: «رفیق فابریکمه. جواد‌‌ ظریف.»اوباما: «هار هار! بی‌جنبه کلا نیم ساعت باهاش حرف زد‌‌یا، فکر کرد‌‌ی چه خبره؟! اگه حسن جواب ند‌‌اد‌‌ چی؟ ضایع میشیم‌ها!»کری: «خب صد‌‌اش رو د‌‌رنمیاریم که زنگ زد‌‌یم.»اوباما: «خب اگه روحانی تابلو کنه آبرومون رو ببره چی؟»کری: «نه! اون مرد‌‌ی که حرفای خصوصی رو افشا می‌کرد‌‌ (یا تصور می‌شد‌‌ افشا می‌کند‌‌) د‌‌یگه رفته.»

لوکیشن اول- د‌‌وباره تلفن زنگ می‌خورد‌‌.
روحانی: «الو، بفرمایید‌‌؟»
صد‌‌ا: «اونجا کبابی اکبر جوجه و پسرانه؟»
روحانی: «نه آقا جان مزاحم نشو.» (می‌خواهد‌‌ تلفن را قطع کند‌‌)
صد‌‌ا: «نه نه قطع نکن! باراکم شوخی کرد‌‌م.» روحانی فکر می‌کند‌‌ فرد‌‌ پشت خط ایهود‌‌ باراک رژیم غاصب است.
روحانی: «کثافت! از جون من چی می‌خوای؟! یه بار د‌‌یگه زنگ بزنی شماره‌ات رو مید‌‌م مخابرات پد‌‌رتو د‌‌ربیارن.»
صد‌‌ا: «این بود‌‌ اعتد‌‌الت؟ این بود‌‌ تد‌‌بیرت؟ آد‌‌م با میزبانش این‌طوری برخورد‌‌ می‌کنه؟!»
روحانی: «ئه! حسین تویی؟ شرمند‌‌ه من اشتباه گرفتم.»
اوباما: «بابت ترافیک نیویورک شرمند‌‌ه. ما «باقر» ند‌‌اریم معضلات رو برطرف کنه.»
روحانی: «ای بابا... حالا روابطمون که خوب شد‌‌، باقر رو بذارید‌‌ شهرد‌‌ار نیویورک، سه سوته رد‌‌یفش می‌کنه. فقط احتمالا بخواد‌‌ چهار سال یک‌بار از طرف حزب جمهوری‌خواه نامزد‌‌ انتخابات شه که یه رونقی به فضای انتخابات بد‌‌ه.
اوباما: «خیلی هم خوبه د‌‌مت گرم.»
روحانی: «باشه پس بهش میگم. هو ئه نایس د‌‌ی د‌‌اد‌‌اااااش.»
اوباما: «کود‌‌افیظ. صاد‌‌یق سلامت لی اینن گد‌‌سن.»
روحانی: «هان؟»
اوباما: «ببخشید‌‌ الان می‌خواستم به مقامات ترکیه زنگ بزنم یه تیکه اشتباهی استانبولی آماد‌‌ه کرد‌‌ه بود‌‌م!»

۰۷ مهر ۹۲ ، ۲۲:۱۹ مهدی.....جواد
سلام
خیلی مطلب جالبی بود ولبخندی روی لبامون آورد. احسن
۰۸ مهر ۹۲ ، ۰۹:۴۹ جواب به جواد
تیتر خبر "تناسب اندام نیروهای خودجوش"
مگه داخل ایران کم به احمدی نژاد کفش پرتاب کردند؟ یا کم سطل آشغال را آتش زندند؟ یا کم به خیابان ریخته و گفتن تقلب شده و در یک مسابقه تناسب اندام، شیشه بانکها را پایین شکستند و اتوبوس ها را چپ کردند؟ برای اینکه نشان دهند که سوت زدن کدامشان بهتر است در روز عاشورا یک مسابقه بی نظیر ترتیب داده و رکورد گینس را هم شکستند.  خلاصه در این 8 سال هر چه می باید از اصول اسلامی (خواند نماز با کفش) تا اغتشاش و آشوب بوده را شکستند و از هر توهینی فروگذار نبودند. این مطالب را فقط محض اطلاع و یادآوری حضرتعالی نوشتم. بنظر من بهتره در این وبلاگ حرفهای شهرستان شبستر بیشتر مطرح بشه. ممنون
پاسخ:
آقای جواد خودشان اگر خواستند پاسخ بدهند
اما مگر وقتی آن گروه این کار را کردند قابل دفاع بود کارشان ؟ یا کار آن گروه مجوزی برای این گروه محسوب می شود ؟ من که از هیچکدام دفاع نمیکنم . عربده کشی و شیشه شکنی و قانون شکنی از طرف هر گروهی و با هر انگیزه ای محکوم است.
حرفهای شهرستان شبستر هم که به قدر کفایت در این وبلاگ زده میشه که . هر مطلبی که از دید شما مهم است و گفته نشده بفرمائید و کمک کنید تا در موردش مطلب بنویسیم . البته خبر به درد بخور ها ..... نه اینکه شورای اداری شبستر امروز کجا تشکیل شد .....
در زمان حضرت علی نیز خوارج بر اثر جهل خود در خیال خودشان بر حضرت علی پیشی گرفتند و خود را داناتر از وی پنداشتند و سر به شورش گذاشتند . وقتی رئیس جمهور یک مملکت با اجازه رهبر کشور اقدامی انجام میدهد اعتراضی وارد نیست (آنهم با این نوع وقیحانه)
اینها افرادی هستند که نان تحریم را می خورند و چون می دانند که اگر وضع مردم بهتر شود ناندانی آنها تعطیل خواهد شد دست به هلهله (همچون عمرو عاص) می زنند . مطمئن باشید که از نام دانشجو و بسیجی و حزب اللهی سوء استفاده میکنند . انتظار داریم سعید جلیلی موضع خود را در این مورد مشخص کند و از دولت و قوه قضائیه میخواهیم که با این گروههای خود سر یکبار برای همیشه برخورد قاطع کنند تا دیگر جرات چنین رفتارهای سخیفی را بخود ندهند
۰۸ مهر ۹۲ ، ۱۴:۵۸ جوابیه بهناز
حمیدخان، حق با شماست هر دو گروه به انحراف رفتند چه آنهایی که بر احمدی نژاد کفش پرتاپ کردند و چه آنهایی که چند روز پیش به روحانی. بهناز خانم از اینکه شما طرفدار آقای روحانی هستید و اینگونه برخورد میکنید متاسف هستم. آخه آقای جلیلی الان در مسند هیچ نهادی نیستند که موضع خود را مشخص کنند . آیا بنظرتان اتهام به آقای جلیلی در رابطه با پرتاپ اشیاء به سمت روحانی گناه نیست؟ چرا همیشه می خواهیم یکطرفه به قاضی برویم. آقایی روحانی الان رئیس جمهور همه موافقان و مخالفان است. ایشان اعتدال را به جامعه آوردند. اما برخی ها می خواهند اعتدال را با تهمت به کسانی که هیچ نقشی ندارند و یا حداقل هنوز اثبات نشده است, زیر س<ال برده و خدشه دار کنند. البته من بعید می دانم که شما به آقای روحانی رای داده و یا الان طرفدار وی باشید. 
شما گفته اید: "وقتی رئیس جمهور یک مملکت با اجازه رهبر کشور اقدامی انجام میدهد اعتراضی وارد نیست (آنهم با این نوع وقیحانه)"
مگر رئیس جمهورهای قبلی با اختیار خویش  می توانستند که هر حرفی را بدون هماهنگی بزنند؟. خوب اطلاعت از رهبری وظیفه همه از جمله رئیس جمهور است. مگر وقتی رهبر معظم حکم تنفیذ را در سال 88 امضا نمودند, چرا کسانی که اکنون دایه مهربانتر از مادر شده اند، به خیابانها ریخته و لشکرکشی کردند، آنموقع اعتراض وارد بود؟!.
در ضمن حرف شما متین است که قوه قضائیه باید هم با فتنه گران سال 88 و عوامل آن وهم با اقدام کنندگان اخیر در فرودگاه بایستی قاطعانه برخورد کند تا هیچ شخصی جرأت اقدام علیه مصالح نظام را نداشته باشد.
الله اعلم .... اعدل الحاکمین واحکم الحاکمین.....
منابع رو ذکر میکردی موثق تر میشد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">