سلام
مشکل امروز من فقط به دست اهالی محترم شنگل آباد قابل حله
داستان چیه ؟
سلام
مشکل امروز من فقط به دست اهالی محترم شنگل آباد قابل حله
داستان چیه ؟
سلام
همیشه تصورم این بود که بلاگر ها آدمهای خیلی با هوشی هستن ! دنبال یه بهونه بودم که ثابتش کنم و امروز این فرصت دست داد!
به نظر من بلاگر اجتماعی کارش دیدن چیزهاییه که بقیه مردم نمیبینن یا حداقل طوری دیدن چیزهایی که همه میبینن و خم به ابرو نمیارن
روزی که از مراسم ختم خانواده فقید دوستم آقای احمدی برمیگشتم موقع ورود به روستای کوزه کنان با چیز عجیبی موجه شدم :
سلام
من هم مثل شما وقتی برای بار اول این خبر رو دیدم شوکه شدم !
ولی میتونین مستنداتش رو تو ادامه مطالب ببینین !
سلام
اینقدر جوالدوز به بقیه زدیم ! امروز میخوام یه سوزن هم بخودمون بزنم
سلام
امروز شروع کردم از شهرداری بنویسم دیدم اولا گناه داره بذار یکروز راحت باشن و حالشو ببرن بعدشم که ایشون اصلا این مطالب رو نمیخونن که
- همش درگیر پاسخ دهی به پیامهای بیشمار تقدیر و تشکر و تبریک هستن - پس تصمیم گرفتم به یکی دیگه گیر بدم
- چیزی هم که فراوونه مورد برای گیر دادن هست
این داستان واقعی کسیه که وام گرفته! باورتون میشه؟ واااااااااااااااااااااااام!!!!!
البته شاید با خوندن عنوان مطلب داغ دل شما هم تازه شد و آه کشیدین - تو داستانهای قدیمی صمد بهرنگی برای یافتن قصر آقا دیوه باید چارق آهنی میپوشیدیم و عصای آهنی برمیداشتیم
- هر موقع ته کفش سوراخ میشد و نوک عصا سابیده میشد میرسیدیم به قصر آقا غوله
حکایت
وام مسکن گرفتن هم همینه - یکبار من رفتم اونجا وام بگیرم (کجا؟ الان
میگم) الان هم از یاد آوریش بعضی وقتا شبها کابوس میبینم و از خواب میپرم - یعنی بلایی به سر آدم میاد که باید شهرداری رو مهر کنه و نماز بخونه
- بماند که موقعی که من رفته بودم اونجا ، رئیسش میخواست کاندید بشه و تازه کلی آدم رو تحویل میگرفتن
اگه شما هم تا حالا وام نگرفتین و قصدشو دارین از من میشنوین به جوونیتون رحم کنین و بیخیالش شین و اگر گرفتین یا در خلال گرفتنش گیر کردین بیاین ادامه مطالب ....
سلام عزیزان
اون
قدیما که ما جوون تر بودیم دهه فجر از 12 بهمن - روز ورود امام-
شروع میشد و 22 بهمن - روز پیروزی انقلاب- تموم میشد. امروز صبح - 25 بهمن -
که داشتم میرفتم بربری بخرم!!
دیدم تو خیابونا هنوز پلاکاردهای دهه فجر دست نخورده سر جاشونن
.
باور ندارین؟
دهه
فجر برای همه ما یاد آور خاطره های شیرینه ولی اگه مسئولین ادارات و نهادها این
پلاکاردها رو بعد 22 بهمن جمع کنن و تو آرشیو ! پلاکاردها بذارن هم میشه سال بعد
ازشون استفاده کرد و اموال بیت المال رو محافظت کرد و هم اینکه برخی از مالیات
دهندگان خوش حساب! از این پارچه ها که اکثرا توسط باد کنده شده به عنوان ابزاری
برای خانه تکانی شب عید استفاده نمیکنن !
و یاد آوری میکنم که ....
اگه بار اولتون باشه که از تبریز به سمت
ارومیه میرید ، حدودا 65 کیلومتر بعد از تبریز و بعد از طی جاده تاریخی
صوفیان - شبستر ( تاریخی از این لحاظ که پدر من موقع شروع این جاده 3 سالش
بوده و الان که 83 سالشه جادهه 25 درصد پیشرفت فیزیکی داشته و بقیه
پیشرفتهاش شیمیایی بوده ! ) به تابلویی با این مضمون میرسید :
اما ....
بیاین ادامه مطالب تا جاهای خوب خوبشو نشونتون بدم....