شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات
  • ۶ آبان ۹۵، ۰۱:۰۹ - حامد
    143

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رشاء و ارتشاء» ثبت شده است

سلام


آورده اند که در ازمنه ی بسیار قدیم ، خیاطی در شهر ری بود که مغازه اش سر راه آرامستان (قبرستان آن موقع) بود و با توجه به این که در ازمنه ی قدیم ، شهرداری ها ماشین نعش کش نداشتند و جنازه ها بصورت دستی حمل می شدند و طبعا از جلوی مغازه ی او رد می شدند .


از آنجائیکه بازار خیاط مزبور کساد بود و وقت بیکاری زیاد داشت ، تصمیم گرفت تعداد مردگان را بشمارد (همان کاری که آمار گیرهای ادارات امروز بصورت مکانیزه انجام میدهند و بابتش حقوق می گیرند و تقدیر می شوند!) . اما خیاط مذکور نتوانسته بود بورسیه بگیرد و درس بخواند ، بخاطر همین بی سواد بود.


تصمیم گرفت کوزه ای به دیوار آویزان کند و هر مرده ای که از جلوی مغازه وی تشییع می شود ، یک سنگریزه داخل آن بیاندازد . این موضوع کم کم برای همسایگان و دوستان وی هم مایه ی سرگرمی شد ، هر که از جلوی مغازه رد می شد و از خیاط می پرسید : امروز چه خبر؟ میگفت : امروز سه نفر در کوزه افتاده اند!


تا اینکه بدلیل آلودگی هوا بر اثر بنزین های پتروشیمی خود خیاط نیز مریض شد و دار فانی را وداع گفت . دوستی که مدتی از او خبر نداشت به مغازه او آمد و چون آنجا را بسته یافت ، از همسایگان پرسید : کسی از این آقای خیاط خبری دارد؟


همسایگان یکصدا گفتند : عاقبت خیاط هم در کوزه افتاد !


حکایت این آقای (م.ر) هم همین است ....

۱۴ نظر ۰۴ بهمن ۹۳ ، ۰۹:۱۹
حمید خان راضی !

آیت الله جوادی آملی اقتصاد مقاومتی را به مفهوم پر بودن جیب ملت و دوری از  چاپلوسی از قدرت‌ها عنوان کرد و گفت: ملتی که دستش خالی باشد اهل بساز می‌شود نه اهل بسوز.

 این مرجع تقلید  در دیدار با رئیس بانک مرکزی با گرامیداشت ایام ارتحال امام(ره)، و قیام خونین 15خرداد اظهار داشت: اقتصاد و فرهنگ را از سیره اسلام و امام راحل یاد بگیریم و حقیقتا به آن عمل کنیم.

وی با تاکید .....

۱۷ نظر ۱۶ خرداد ۹۳ ، ۱۰:۳۳
حمید خان راضی !

همزمان با آغاز سال نو، پخش تیزرهای تبلیغاتی انبوه در خصوص تشویق مردم به انصراف داوطلبانه از دریافت یارانه در تلویزیون آغاز شده است. ظاهرا مسئولان دولت تصمیم گرفته اند با تبلیغات انبوه و تشویق های اخلاقی و میهن پرستانه بخش قابل توجهی از مردم را نسبت به دریافت یارانه منصرف نمایند تا ضرورت حذف و تعدیل اجباری در لیست یارانه بگیران پیش نیاید. در خصوص ماهیت چنین طرحی و میزان موفقیت آن از مناظر گوناگون سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می توان بحث نمود. موارد ذیل اشارات شبه فرهنگی کوتاهی است در باب اینکه چرا طرح «انصراف از یارانه» محکوم به شکست است!

انصراف از دریافت یارانه

۸ نظر ۱۱ فروردين ۹۳ ، ۱۳:۴۱
حمید خان راضی !

سلام

متنی را که در ادامه ی مطالب خواهید خواند بدون دخل و تصرف از سایت تابناک آورده شده . نگارنده هیچوقت و تحت هیچ شرایطی طرفدار هیچ تیم فوتبال یا فوتبالیستی نبوده ام و نخواهم بود . چون در باور من ، مشکل کشور ما کمبود تراکتور است نه تراختور .....

افتخار ملی ما شهدایی بودند که سرمایه ی جان را بر کف گرفتند ..... افتخار ما جوانانی هستند که اختراعاتشان را در دست گرفته اند تا بتوانند یکی دو میلیون تومان وام بگیرند و طرح هایشان را تکمیل کنند... اما مدیر مربوطه در حال تخمه شکستن و تماشای فوتبال است .....افتخار آفرین از دید من ، آنهایی بودند که شور جوانی را نه با عربده کشی و فحاشی ، بلکه با اهدای جانشان تخلیه می کردند ..

فوتبال کرمو

۳ نظر ۱۵ اسفند ۹۲ ، ۱۵:۱۴
حمید خان راضی !

سال گذشته ماجرای زورگیرهای جوان خیابان کریمخان تهران به مدد فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی عالم گیرشد و به لطف دوربین‌های مداربسته این چهارجوان خشن به سرعت دستگیر شدند.

همه اعضای این باند خشن که بچه محل بودند، در اعترافات خود- راست یا دروغ - مدعی بودند که می‌خواستند از این راه برای عمل جراحی مادرِ بیمار یکی از اعضای گروه پول جمع کنند. دو عضو اصلی باند به فاصله کوتاهی پس از برگزاری جلسات دادگاه اعدام شدند و دو تن دیگر راهی زندان شدند. زورگیرها اما همچنان در خیابان‌ها جولان می‌دهند و صفحات حوادث روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها همه روزه پر است از خبرهای کوچک و بزرگی که از افزایش این پدیده خطرناک اجتماعی حکایت دارد.

زیر میزی


۳ نظر ۰۹ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۳۵
حمید خان راضی !

بقلم پوریا عالمی

یک آسیب‌شناس اجتماعی و متخصص علوم رفتاری به خبرگزاری «مهر» گفت: «تحقیقات انجام‌شده نشان می‌دهد که 80درصد مردم ایران درست‌خوردن را بلد نیستند.»

حالا ما از لحاظ تاریخی ثابت می‌کنیم چرا ایرانی‌ها درست‌خوردن را بلد نیستند.



دوره بخوربخور

دوره سازندگی دوره "بخوربخور"  بود. یعنی یک‌عده مال دنیا را می‌خوردند، یک‌عده غم مال دنیا را می‌خوردند، یک‌عده هم غم مال عده اول را می‌خوردند. یک‌عده هم مال‌خور بودند، فقط می‌خوردند. مردم چی‌کار می‌کردند؟ کوپن‌به‌دست دنبال روغن و برنج بودند. به‌هرحال سنگ که نمی‌توانستند بخورند!

دیالوگ دوره سازندگی: «پسته می‌خوری؟»


دوره بخورنخور

دوره اصلاحات دوره "بخورنخور" بود. یعنی یک‌عده می‌خوردند اما نمی‌توانستند هضم کنند. یک‌عده هم نمی‌توانستند اینکه یک‌عده دارند می‌خورند را هضم کنند. یک‌عده هم سفره را پهن کرده بودند اما خودشان نمی‌خوردند. شرم حضور داشتند. یک‌عده هم تا می‌خواستند بخورند یک‌عده می‌گفتند نخورنخور. چه بخوربخوری راه انداختید. مردم چی‌کار می‌کردند؟ باقی ثبات اقتصادی داشتند و جشن گندم گرفته بودند و مثل آدم می‌خوردند و خانه می‌خریدند و پس‌انداز هم می‌کردند.

دیالوگ دوره اصلاحات: «نخوری‌ها. همین‌طوری نخورده کلی حرف و حدیث درآورده‌اند برایمان.»


دوره تخورپخور

دوره مهرورزی دوره "تخورپخور" بود. "تخورپخور" ،  غنی‌سازی شده "بخوربخور" است. یعنی یک‌عده بودند اینقدر خوردند دنیا برایشان کوچک شد، نگاه کردند دیدند سلین دیون بغلشان است، شده همسایه‌شان. یک‌عده هم "راه‌خور" بودند. یک‌عده هم "جنگل‌خور" بودند. یک‌عده هم "دریاچه‌خور" بودند. یک‌عده هم "زاینده‌رودخور" بودند. یک‌عده هم "کارون‌خور" بودند. یک‌عده هم "بیمه‌خور" بودند یعنی حق بیمه کارگران را توی سازمان تامین‌اجتماعی تخورپخور کردند. حالا یک‌عده زیادی هم رانت‌خور بودند که گفتن ندارد. اینقدر رانت‌خواری کردند که مثل "مرغ انجیر خوار" نوکشان کج شد و "انحرافی" شدند. مردم چی‌کار می‌کردند؟ باد هوا می‌خوردند.


دوره بخورزادگان

حالا این بخورنخور تخورپخور دولتی بود که گزارش کردیم. موازی با اینها یکسری دلاوران و آقازادگان هم هستند که دوطرفه می‌خورند، یعنی هم بودجه داخلی را، هم سود واردات را. با پول دارو هم پورشه وارد می‌کنند و می‌خورند. مردم چی‌کار می‌کنند؟ هیچی دود پورشه آقازادگان را می‌خورند.

۷ نظر ۰۷ دی ۹۲ ، ۱۲:۰۷
حمید خان راضی !

یکی بود، یکی نبود، زیر گنبد کبود، در آن سال هایی که خیلی دور نبود، آن سال هایی که دزدی ها و اختلاس ها و هدیه های کلان و میلیونی نبود، در آن سال هایی که از تجملات و تشریفات خیلی خبری نبود، از خانه ها و ویلاهای آنچنانی و پورشه های این‌چنینی خبری نبود، در آن سال هایی که در خانه ها از مبل ها و پرده های چند میلیونی خبری نبود، در آن سال ها که در مجالس عقد و عروسی این همه بریز و بپاش و منوی غذای چند ده هزار تومانی نبود و از مهریه های به تعداد سال تولد سکه طلا و جهیزیه های کامیونی و پر از چشم و همچشمی خبری نبود، در آن سال ها که مراسم تعزیه ساده و بی ریا توی مسجدها و حسینیه ها برگزار می شد و شاید با یک غذای ساده ختم می شد و دوربین های فیلم برداری تو صورت مردم و رو کفن میت بنده خدا زوم نمی شد، در آن سال ها که تقریباً همه مردم قانع بودند و اکثر مسئولان هم از مردم قانع تر و ساده زیست تر مثل رجایی و باهنر، آدم های شهر و دیار ما ایرانی ها خیلی با هم همدل و بی ریا بودند بیشتر به درد همدیگر می خوردند و از هم باخبر بودند.

همسایه......

۱ نظر ۲۷ آذر ۹۲ ، ۱۰:۲۰
حمید خان راضی !

سرانجام گزارش تحقیق و تفحص از تامین اجتماعی در مجلس شورای اسلامی قرائت شد. گزارشی که در مجلس هشتم به خاطر کارشکنی ها و تعابیر مختلف از برخی بندهای گزارش به صحن مجلس نیامد و در مجلس نهم علی رغم این که ۹۰ درصد اسناد آن گم شد! و نهایتا در زیر زمین تامین اجتماعی پیدا شد! بالاخره مجال یافت تا در مجلس قرائت شود.

در این گزارش .....

۱ نظر ۲۰ آذر ۹۲ ، ۱۸:۵۹
حمید خان راضی !

گفت: فساد اقتصادی در جامعه ریشه دوانده است.

گفتم: به من چه !

گفت: سازمان تامین اجتماعی که با هدف خدمات رسانی به اقشار کم درآمد و بی بضاعت شکل گرفته ، امروز به بنگاهی اقتصادی تبدیل شده که بر اساس اسناد موجود، تنها مدیران ارشد این سازمان و در قالب پاداش های نجومی از آن منتفع می شوند و آنچه نصیب کارگران به عنوان تامین کنندگان اصلی سرمایه این مجموعه می شود بدهی و ورشکستگی است.

گفتم: به من چه !




گفت......

۰ نظر ۲۰ آذر ۹۲ ، ۱۸:۵۶
حمید خان راضی !

این روزها  یک سری از جرائم در عین جرم بودن واسه خودش گردنی کلفت کرده و قانون رو همچین دور میزنه که  دهنت از تعجب باز میمونه ...  چون عرف شده برای خودش ،  قانونی شده  اونم چه قانونی ... !!!


قانون بی قانونی! ......قانونی بنام رشـــــــــوه ...   رایج ترین فساد مالی!


چند وقت پیش واسه ی سرانجام یه کار اداری پامون باز شد به یکی از ادارات دولتی.
خب حق با ما بود و فقط باید روند اداری کار طی میشد که اونم کار  پیچ در پیچی نبود. حدودا سه ساعت دوندگی کردیم , ازین اتاق پاس میدادن به اون اتاق ,  ولی عجب پاسوری هستن این کارمندای محترم اداره جات ...  آخرش فکر میکنید چی شد؟


یه آقای خیلی به اصطلاح محترم  که مسئول انجام کار اداری ما بودند با کمال وقاحت گفتند واسه انجام کارتون یه شیرینی به ما بدید تا درست بشه...




اون لحظه قیافه ی ما دیدنی بود.. عین توپ فوتبال ترکیده وا رفتیم!!!


چند روز بعدش  پرونده ی ما توی یه قسمت گم شد. جالب اینجا بود اینجا هم از همون شیرینی های خوشمزه ی  خامه ای میخواستن تا پرونده ی گمشده مارو که خودشون گم کردن پیداش کنن...


جل الخالق!  عجب دوره زمونه ای شده!


روند کار اینجوریه....  جرات داری نه بگو....  پشت گوشت رو دیدی  پرونده ات رو هم دیدی...

 

سرتون رو درد نیارم  یه هفته نشده  هنوز طعم تلخ شیرینی قبلی  تموم نشده بود که جلوی ماشین مارو  گرفتن  و  میخواستن ببرن پارکینگ  , از ما التماس از اونا شیرینی خواستن... باز خدا پدرش رو بیامرزه علنی شرینی نخواست اما یه بنده خدا نمیدونم کی بود (به گمونم همکار بودن)  گفت یه چی بزار کف دستش  حل میشه...


مامور طفلی جواب رد نداد از بس مهربون بود…


خلاصه بدجور خامه تو خامه شده بود و گفتیم ای بابا پس رشوه  قانون شده  ما بی خبریم؟؟؟


همین ها (بعلاوه 349 مورد مشابه !) باعث شد تا کمی تحقیق کنم و دائره المعارف رشوه رو گرد آوری و تدوین کنم ! در ادامه مطالب ملاحظه بفرمائید ...... کسی چه میدونه شاید هم بعضی جا ها جزوا ه اش کنند و تدریس بشه !

 

۱۴ نظر ۱۴ شهریور ۹۲ ، ۱۹:۲۴
حمید خان راضی !