شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات
  • ۶ آبان ۹۵، ۰۱:۰۹ - حامد
    143

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حرف دل» ثبت شده است

سلام

نوشته ی امروزم کمی متفاوت است . شاید تلخ باشد اما حرف دل است . هر وقت صحبت جنگ می شود ، عده ای کلمات را متفاوت تر از همه می شنوند . هفته ی دفاع مقدس ، برای بعضی ها هفته ی پر کاری است . باید مراسم برگزار کنند و نمایشگاه بزنند و بر در و دیوار پلاکارد و بنر بچسبانند و این هفته را گرامی بدارند !

بعضی ها هم باید از این هفته حداکثر استفاده را ببرند و سخنرانی ها بکنند و جلسه ها تشکیل بدهند و صد البته حق جلسه هم بگیرند ....

شاید برای مردم عادی هم جالب باشد، نمایشگاهی بر پا می شود و سرود حماسی پخش می شود و چند تا گونی روی هم چیده می شود و کارمندان محترم ادارات هم چند روز چفیه بر گردن می آویزند و عرق مبارک را با آن از سر و صورت می زدایند ... اما چفیه برای من و بعضی ها معنایش ورای عرق گیر است .....


توضیح دادنش کار مشکلی است . توضیح نارنجک ضامن کشیده را در دست نگه داشتن برای نسلی  که آیفون 5 در دست دارد آسان نیست . توضیح دادن صدای تیر مستقیم تانک برای نسلی که این صدا ها را در گیم های اینترنتی تجربه میکند و همیشه هم برنده می شود ساده نیست . توضیح دادن تکه تکه شدن همسنگر انسان در مقابل دیدگانش ، در قالب کلمات نمی گنجد.... اما ....

من می نویسم . بیاد همسنگرانم . به یاد هم درسهایم . به یاد آنانی که پرواز روحشان را به چشم دیدم . به یاد آنانی که آوردن استخوانهایشان نیز بعد از سی سال ، روح لطیف خیلی ها را آزرده میکند .

می نویسم و با افتخار می گویم : برادرانم ، شکستن قامت شما شاید باعث راستی گردن خیلی ها شده است.... اما کمر میهن از شکستن استخوان شماست که پا بر جاست .

شاید من و امثال من امروز در کنج عزلت ، آشیانه ی تنهایی را برگزیده ایم . اما غریو آخر شما در ذهن ما شروع عشق بود ... تا ابد یاد ما میزبان حضور مردانه شماست ... . می نویسم و تقدیم میکنم به روح آنانی که هنوز گرمی خونشان را بر دستانم کسی نتوانسته است سرد کند..

شاید به مذاق عده ای خوش نیاید و خاطر مبارک را مکدر کند . اما ....


۴ نظر ۲۹ شهریور ۹۲ ، ۱۳:۱۴
حمید خان راضی !

سلام

یکی از خوانندگان دست به قلم وبلاگ ، امروز تو نظرشون نوشته بودند که تحلیلی راجع به Facebook انجام دهیم و در وبلاگ بگذاریم. نظر ایشان را بعد از نماز صبح خواندم . حالی که آن موقع داشتم و نظری که ایشون داده بودند باعث شد تا قلم را بردارم و بنویسم که .......

خدا را دوست دارم....

۵۳ نظر ۰۲ شهریور ۹۲ ، ۱۱:۴۸
حمید خان راضی !

 
متن حدیث:

لا تَغتَرّوا بِصَلاتِهِم وَلا بِصیامِهِم، فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَما لَهِجَ بِالصَّلاةِ وَالصَّومِ حَتّى لَو تَرَکَهُ استَوحَشَ ، وَلکِنِ اختَبِروهُم عِندَ صِدقِ الحَدیثِ وأداءُ الأمانَةِ؛



امام صادق علیه ‏السلام فرمودند: فریب نماز و روزه مردم را نخورید، زیرا آدمى گاه چنان به نماز و روزه خو مى کند که اگر آنها را ترک گوید، احساس ترس مى کند، بلکه آنها را به راستگویى و امانتدارى بیازمایید.




(کافى، ج2، ص104، ح2)

۱۲ نظر ۲۸ تیر ۹۲ ، ۱۰:۰۲
حمید خان راضی !

شاید لازم نباشد زیاد به عقب برگردیم ،منظورم همان روزهایی است که بازیکنان استقلال و پرسپولیس بعد از اتمام تمرینات و رفع خستگی به شغل های آبرومندانه اشان مانند مسافرکشی می پرداختند تا لقمه نان حلالی برای خانواده هایشان بر سفره ببرند.

اگر بخواهیم در ادامه حرفی از تعصب آن زمان بازیکنان بزنیم تکرار مکررات است و مارا متهم به کلیشه پردازی خواهند کرد پس اجازه بدهید از این مقوله بگذریم و اجازه دهیم آن خاطرات پاک و به گونه ای مقدس از لحاظ انسانی و اخلاقی برای همیشه در ذهن و وجود جوانان آن برهه زنده بماند.


۲ نظر ۲۲ تیر ۹۲ ، ۱۲:۳۳
حمید خان راضی !
به دنبال تهدید تروریستهای سلفی سوری مبنی بر جسارت به آستان مقدسه حرم حضرت زینب (سلام الله علیها)؛ پرچم گنبد حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) بر فراز گنبد حرم خواهر گرامی‌شان به اهتراز در آمد.


۰ نظر ۰۲ خرداد ۹۲ ، ۱۵:۰۳
حمید خان راضی !

بز زنگوله پا

یک روز بز زنگوله پا از بچه هاش خداحافظی کرد که برود دشت و صحرا علف بخورد و برایشان شیر بیاورد. مامان بزی به بچه ها سپرد که در را به روی مامور گاز و برق و آب و گرگ باز نکنند. بچه ها هم که بر خلاف آمار و ارقام رسمی گرسنه بودند به مادرشان قول دادند که در را باز نکنند. چند دقیقه که گذشت گرگ که دید بز زنگوله پا از خانه بیرون رفته در خانه را زد. شنگول پرسید: کیه؟ گرگ گفت: منم، منم مادرتون شیر یارانه ای آوردم براتون. شنگول گفت: تو مادر ما نیستی. چون دروغ می گی خیلی وقته ممه ی شیر یارانه ای رو لولو برده.


گرگ با دست زد تو پیشانیش و رفت و چند دقیقه ی دیگه آمد و در زد و گفت: منم، منم مادرتون شیر مدت دار آوردم براتون



منگول گفت ......



۰ نظر ۱۰ بهمن ۹۱ ، ۲۱:۰۱
حمید خان راضی !

خواجه عبدالله انصاری :


بدان که نماز زیاده خواندن ، کار پیرزنان است


و روزه فزون داشتن ، صرفه ی نان است


و حج نمودن ، تماشای جهان است


اما .......


نان دادن، کار مردان است !

۰ نظر ۰۶ بهمن ۹۱ ، ۲۰:۵۱
حمید خان راضی !

اینجا را می شناسی ؟


دیاری که هر کس به فکر خودش هست…


دیاری که کمتر کسی پیدا می شود برای رضای خدا قدم بردارد…


دیاری که حضور برای خدمت بهمراه حضور برای کسب قدرت، عهدی محکم بسته اند....


فرق را ببین…


آیا کسی هست که .....؟

۰ نظر ۲۰ دی ۹۱ ، ۱۳:۰۹
حمید خان راضی !

فکرشو بکن اگه میشد چی میشد اگه : 

 

 

  زنگ بزنی آژانس بین المللی انرژی اتمی، بگی یه ماشین می خوام 

 

 

فکرشو بکن اگه میشد چی میشد اگه :

۰ نظر ۲۸ خرداد ۹۱ ، ۱۶:۲۹
حمید خان راضی !
۹۱/۰۲/۲۷

92) بدون بهانه

به جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار می کنی امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن. به جای سیل  اشکی که فردا برمزارم میریزی امروز با تبسمی شادم کن به جای اون متن های تسلیت که فردا برام می نویسی امروز با یک پیغام کوچک خوشحالم کن


من امروز به تو نیازم دارم نه فردا



تموم نشده ها ، بازم هست(ادامه مطالب) ....


۰ نظر ۲۷ ارديبهشت ۹۱ ، ۲۰:۲۵
حمید خان راضی !