شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات

همزمان با آغاز سال نو، پخش تیزرهای تبلیغاتی انبوه در خصوص تشویق مردم به انصراف داوطلبانه از دریافت یارانه در تلویزیون آغاز شده است. ظاهرا مسئولان دولت تصمیم گرفته اند با تبلیغات انبوه و تشویق های اخلاقی و میهن پرستانه بخش قابل توجهی از مردم را نسبت به دریافت یارانه منصرف نمایند تا ضرورت حذف و تعدیل اجباری در لیست یارانه بگیران پیش نیاید. در خصوص ماهیت چنین طرحی و میزان موفقیت آن از مناظر گوناگون سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می توان بحث نمود. موارد ذیل اشارات شبه فرهنگی کوتاهی است در باب اینکه چرا طرح «انصراف از یارانه» محکوم به شکست است!

انصراف از دریافت یارانه

۱-روز بعد زلزله ورزقان بود که دوستی زنگ زد برای جمع آوری کمک و سفر به مناطق زلزله زده.پراید را تا خرخره پر کردیم از آب معدنی و بیسکویت و نان و راه افتادیم سمت چند روستای آوار شده. جاده پر بود از ماشین هایی چون ما که علی رغم درخواست مقامات مسئول برای تحویل اقلام مورد نیاز به حلال احمر و پرهیز از سفر انفرادی به منطقه، شال و کلاه کرده بودند کمک های مردمی را خودشان مستقیما بین زلزله زدگان پخش کنند! ترافیک بود و تصادف و ...

چه باور کنیم و چه باور نکنیم بخش قابل توجهی از مردم ما اعتماد و باور کافی به وعده ها و برنامه ریزی های دولتی ندارند. ساختارها و پروسه های عریض و طویل دولتی در بسیاری موارد ناکارآمدی خود را نشان داده اند، برای همین هم مردم به مجموعه های مردم نهاد و غیر رسمی اعتماد بیشتری دارند تا نهادها و ارگان های رسمی و دولتی! سخت است برای چنین مردمی انصراف از دریافت یارانه و دلخوش بودن به شعارهای «بهبود وضع نیازمندان»، «ارتقای سطح کشاورزی» و «تقویت اقتصاد ملی»! حتی هستند هم وطنانی که پول یارانه و بیش از آن را خرج خانواده های نیازمند می کنند، اما حاضر نیستند با انصراف از یارانه، توفیق دستگیری از خانواده های نیازمند را نصیب دولت کنند! شاید آنها می ترسند از صحت و سقم آمار و اطلاعات مجریان اقتصادی دولت، که دیده اند در فاز اول طرح توزیع سبد کالا، به جای بازنشستگان و کارمندان عادی ادارات، مدیران کل و روسای ادارات مشمول طرح شده بودند!

یارانه

۲-مطابق داده های آماری، ثروتمندان کلان در کشور ما از نظر تعداد در اقلیت مطلق هستند. انصراف چنین جمع اندکی از دریافت یارانه تفاوت چندانی در بهبود اقتصاد کشور نخواهد داشت، در عوض طبقه متوسط شهری بخش قابل توجهی از یارانه بگیران را به خود اختصاص داده است که به نظر می رسد مجموعه هدف در طراحی پروژه «انصراف از یارانه» هم، همین طبقه در نظر گرفته شده است. با توجه به میزان درآمد متوسط این طبقه و اوضاع به شدت متغیر اقتصاد کشور، این گروه نمی تواند چنین تصمیم پر ریسکی را اتخاذ کند و در چنین طرحی مشارکت جدی داشته باشد.عقلا گفته اند لازمه هر تصمیم اقتصادی داشتن چشم اندازی روشن از آینده است. شاید دل کندن از ۴۵ هزار تومان یارانه فعلی برای چنین هم وطنانی زیاد سخت نباشد، اما کسی چه می داند دولت بعدی رقم یارانه را به ۴۵۰ هزار تومان ارتقا ندهد؟! یا نرخ تورم سال بعد ۵۰% نباشد؟! یا خدای ناکرده رکود اقتصادی، کسب و کار و تولید و به تبع آن منبع درآمد این طبقه را به تعطیلی نکشاند؟! و ده ها اما و اگر دیگر که با توجه به اوضاع الاکلنگی درآمد این طبقه و نیز عدم ثبات مدیریتی و اقتصادی در سطح کلان کشور، تصمیم برای انصراف از یارانه را در تعارض با آینده نگری شدید این طبقه قرار می دهد. وقتی نرخ ارز و سود سپرده های بانکی با اندازه زاویه لبخند خانم اشتون در مذاکرات ۱+۵ دچار نوسان می شود، نباید هم از عدم همراهی هنرمندان و ورزشکاران و حتی نمایندگان مجلس با «کمپین نه به یارانه!» تعجب کرد!

انصراف از دریافت یارانه


۳-در باور بسیاری از مردم ما به ویژه طبقه متوسط که مدام به انصراف از یارانه تشویق می شوند، راههای مهم تر و بهتری برای کمک به اقتصاد ملی و اصلاح الگوی توزیع ثروت در جامعه وجود دارند.سختگیری و جدیت در اخذ مالیات از درآمدهای نجومی برخی افراد خاص، جلوگیری از اسراف و هزینه های سرسام آور برخی همایش ها و نمایش های پوچ و بی ثمر، خصوصی سازی باشگاه ها و جلوگیری از تزریق درآمدهای میلیاردی از حساب بیت المال به جیب فوتبالیست ها، اصلاح و بازبینی در قوانین و ساختارهای اداری برای پیشگیری از فساد و رانت خواری، تاکید و اصرار بر افزایش کیفیت محصولات داخلی و فرهنگ سازی برای اصلاح الگوی مصرف، بازنگری در مجوز پاداش های چند ده میلیونی، سفرهای خارجی و حقوق چند برابری بسیاری از مدیران دولتی که متاسفانه هیچ کارایی اقتصادی و تخصصی هم در حوزه کاری خود ندارند و ده ها مورد دیگر از جمله مواردی هستند که می توانند در تقویت اقتصاد ملی بسیار موثر باشند.اگر قرار است اقتصاد ملی تقویت شود و در خرج هزینه های دولت صرفه جویی شود، ابتدا باید خود دولت عزم و جدیت خود را در اجرای آن نشان دهد.

نمی توان با یک دست کارمند و بازاری را برای انصراف از یارانه ۴۵ هزار تومانی تشویق کرد و با دست دیگر چک صد میلیون تومانی نوشت برای پاداش مدیرانی که اکثرا کاری بلد نیستند جز «پاراف و امضا»!!

یارانه

۴-تاریخ بند ناف اقتصاد مردم ایران را به چاه نفت انداخته است! به تعبیر رضا امیرخانی در کتاب «نفحات نفت» هم، دولت مساوی است با نفت! سر اینکه جوانان ایرانی سر و دست می شکنند برای رسیدن به یک شغل دولتی و آب باریکه دائمی اش، این است که حکم کارمندی دولت به منزله اتصال به منبع لایزال نفت شناخته می شود. کارمند دولتی فارغ از سود و زیان اقتصادی، بحران های جهانی، ترازهای مالی و حتی رکود و تورم اقتصادی، حقوق ثابت ماهانه اش را سر موعد دریافت می کند، چرا که نفت پشتوانه دولت است. اما برخلاف مجموعه های دولتی، شرکت ها و کارخانجات خصوصی به علت نفس کشیدن در فضای اقتصاد واقعی و رقابتی همواره با افت و خیزها و مشکلات اقتصادی و تجاری درگیر هستند و بالطبع کارمندانشان هم سهمی از این مشکلات را دارند. همین تفاوت های مهم در طول دهه های گذشته به صورت یک روحیه ریشه دار فرهنگی رسوب کرده و باعث شده عموم ما مردم علاقه ای به فعالیت و تلاش اقتصادی در بخش خصوصی نداشته باشیم و ثبات کم رونق کارمندی دولت را به تلاش و جدیت پرخطر بخش خصوصی ترجیح دهیم!

حال بعد این مقدمه، باید از رابطه بین یارانه و نفت پرسید! غلط یا درست، وقتی یارانه به عنوان سهم مردم از فروش نفت تعبیر و تفسیر می شود، باید تبعات و شبهات بعدی آن را هم پذیرفت. مثلا اینکه آیا ثروتمندان جامعه سهمی از نفت ملی کشور ندارند؟! اصلا با چه خطکش و معیاری می توان استحقاق چنین حقی را تعیین کرد؟! آیا مرزبندی یارانه بگیر و یارانه نگیر تبعاتی برای وحدت ملی نخواهد داشت؟!

حتی با فرض عبور از چنین شبهاتی، طرح انصراف داوطلبانه از یارانه باز هم مشتری چندانی نخواهد داشت. مردمی که در ناخودآگاه جمعی خود عاشق حقوق ثابت ماهانه و ثبات شغلی و کار دولتی هستند، چطور می توانند دل بکنند از یارانه ماهیانه ای که توسط دولت و از بابت فروش نفت به حسابشان واریز می شود؟! گیرم که مجبور هم باشند نیم ساعت در صف عابر بانک بایستند!


برگرفته از یادداشت آقای مهدی نور محمد زاده

نظرات  (۸)

کاملا درسته ، به خصوص اینکه یارانه سهم همه از بیت الماله . یا به همه بدن یا هیچ کس. اینکه مردم اونو کجا خرج کنن به خودشون مربوطه. اگه دنبال عدالت هستند وضع مالیات رو درست کنند که کارگران و کارمندان هنوز حقوق نگرفته پرداخت میکنند ولی بازاریها و کارخونه دارا با کلی تاخیر اونم با سند سازی درصد خیلی کمی از مالیات واقعی رو پرداخت می کنن، ضمن اینکه بریز و بپاش تو پروژه های دولتی و ملی و رانت های دولتی و پارتی بازی و ... بیداد می کنه! حالا نمی دونم این ۴۵۰۰۰ تومان حق مردم چه گره ای رو می خواد باز کنه؟!
با سلام و عرض تبریک سال نو

آقای موسوی باید خدمتتون عرض کنم 20 درصد فعلا رو گاز مصرفی افزایش دادند
منتظر پیامک های بعدی هستیم
یارانه که حذف میشه هیچی هزینه ها هم 50 درصد افزایش پیدا میکنه تا ثابت کنند که تورم زیر 20 درسد رسیده
حقوق هم که 18-20 درصد افزایش پیدا میکنه اونم باید قبوض تلفن و برق و ... رو باهاش بدیم

آن موقع که وعده میدادند صد روزه همه چی درست میشه باید وعده قطع یارانه رو هم میگفتند . شاید اون موقع نتیجه انتخابات فرق میکرد . یارانه بیت الماله . سهم مردم از نفته. اون موقع سوبسید میدادن و بعدش گفتند سوبسید هر کس رو میدیم دست خودش . مطمئنا یارانه های قطع شده صرف پاداش مدیران بی لیاقت میشه و تمام . من که عمرا انصراف نمیدم
من هم با تو موافقم حمید
یا به همه باید بدن یا به هیشکی
من نمیخوام دولت با پول من به نیازمندا کمک کنه و افتخارشو بنام خودش ثبت کنه و برای مدیرانش پاداش در وکنه !
من خودم اگه خواستم کمک میکنم. زوری که نمیشه کسی رو فرستاد بهشت که. میشه؟
۱۱ فروردين ۹۳ ، ۱۸:۳۶ قار قار نیوز
از عموم مردم همیشه در صحنه انتخابات و تظاهرات درخواست میکنم برای اینکه بابک زنجانی ها و خاوری ها و آقازاده ها بتونن بیشتر بخورن و شکمشون فربه بشه ، همگی از درخواست یارانه انصراف بدن . خوب چیکار کنن بیچاره ها . گناه دارن آخه!
آدم دلش براشون میسوزه . پس بنابر وظیفه انسانی خودم و برای کمک به دزدها و مدیران میلیونی بگیر و اختلاس کنندگان از دریافت یارانه صرف نظر میکنم !
شاید باید در آستانه سال جدید همگی دست به دعا برداریم و برای اجابت دعای رییس جمهور در روز تنفیذ آمین بگوییم: «خداوندا، به تو پناه می‌برم از استبداد رأی، عجله در تصمیم، تقدّم نفع شخصی و گروهی بر مصالح عمومی و بستن دهان رقیبان و منتقدان.»
پاسخ:
الهی آمین

انصراف داوطلبانه از یارانه ،خوابیه که تعبیر نمیشه...اگه من بدونم  با قطع شدن یارانم به کشورم خدمت میشه جوانانمون شاغل میشن وبه طور کلی این پول صرفه رونق  اقتصادیه کشورم میشه این کارو با جونو دل میکردم ولی حیف که معلوم نیست این پول سراز حسابه کدوم اختلاس کننده در بیاره  وتو کدوم کشور دنیا...

بنظر من برای رونق اقتصاد باید اول جلوی سوراخ های بزرگ را گرفت(مثل ب.ز)بعد دنبال سوراخ سوزن گشت.من انصراف بدم بازم امثال ب.ز  و م. خ ها غارت میکنند

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">