شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات

سوء استفاده از اعتماد مردم و جایگاهی که به همت همین مردم به دست آمده است ، از آن دست رفتارهای شنیعی است که با آب زمزم و هیچ شوینده درجه یک  دیگری (حتی با وجود آنزیم و اکسیژن فعال!)از دامن جامعه پاک نمی شود. اما عادت کرده ایم که در پی درمان این زخم ها نباشیم، کی حوصله اش را دارد! ما به زخم عادت می کنیم، بعد از مدتی آن را می پذیریم، جزئی از زندگی مان می شود، معمولی، بی اهمیت و قابل تحمل!


شورای شهر شبستر


بالاخره چشممان به جمال تیتر خبری روشن شد با عنوان " شهردار شبستر انتخاب شد". بالاخره شورای شهر پذیرفت که با هیچ ترفندی نمی تواند شهردار قبلی را ابقا کند. چون "قانون" اجازه نمی داد. چون شهردار قبلی "بازنشسته" بود و قانون اجازه بکار گیری بازنشسته ها را نمی دهد . اما قانون که برای "شورای شهر " نبود که ! مردم عادی هم باید از قانون تبعیت کنند و شورای شهر هم؟!؟ پس چه فرقی دارند آنها ؟ شعار قانون گرایی و تبعیت محض از قانون فقط مال زمان رای جمع کردن است و بس! بعدش باید علاوه بر ضوابط ، کمی هم به "مصلحت" فکر کرد ! باید بخاطر شهردار بازنشسته ی شبستر حتی قانون کشور هم عوض شود ! شهر هم باید هشت ماه بدون شهردار باشد. بالاخره با شهردار قبلی رودر بایستی داریم... مردم هم بهش عادت کرده اندو صد البته ایشان به مردم  .....

قبلا نیز در این وبلاگ در مورد شهردار و شهرداری مطلب بسیار نوشته ام (مدارکش هم موجوده) اما دیگر عادت کرده ایم که نوشته ها را بر یخ بنویسیم و در گرمای آفتاب پهن کنیم . ......

شورای شهر سفت و سخت ایستاده بود که یا باید قانون مملکت عوض شود و شهردار بازنشسته دوباره ابقا شود یا مرغ یک پا دارد و حتی می ارزد که شورا منحل شود ... جالب این بود که همین شورا ، یکهفته مانده به زمان اتمام تصدی شهرداری ، وی را عزل کردند و بشدت هم از کار خود دفاع کردند ...

با چنین اوضاعی خدا خدا می کردیم که شورای شهر  برای یکبار هم روی حرفش بایستد و تا انحلال شورا پیش برود و شورا منحل شود و مردم هم به کار زندگیشان برسند و بیشتر از این بازیچه ی مصلحت و مصلحت اندیشی نشوند . سالهای سال شورایی نبود و به گفته ی مسئولین هیچ کاری هم روی زمین نمانده بود و بقول هموطنان " خوروز یوخیدی سحر آچیلمیردی؟!؟"

خروس


اما بالاخره شورا پرچم سفید را بالا برد و جام زهر تبعیت و تمکین از قانون کشور را سر کشید تا شاید به شورایی ها بفهماند که شاید جمله ی "همینی که هست" برای ارباب رجوع شهرداری اجباری باشد اما ایستادن مقابل قانون گردنی بسیار کلفت تر و بازویی بس درشت تر میخواهد !

کاش چنین اتفاقی حداقل برای شورای شهر  لندن رخ داده بود تا وجدان بیدار «اسماعیل فلاح» گزارشی شرم آور از آن تهیه می کرد و ما برای انحطاط اخلاقی غرب به نشانه تاسف سری تکان می دادیم. کاش چنین اتفاقی برای انتخاب شهردار رم می افتاد تا "حمید معصومی نژاد" با آن لهجه ی دلربا ، بلافاصله از میزان نابسامانی در اروپا برایمان گزارشی ارسال میکرد تا از منجلابی که اروپا در آن دست و پا می زند آگاه تر شویم!!


اما احساسم در این لحظه .....

ببخشید آقای شهردار قبلی ... اما خیلی خوشحالیم که شما انتخاب نشدید... نه اینکه آدم بدی باشید ها ... اما خوب دیگر ، شما بازنشسته اید و بهتر است کمی هم به جوانتر ها میدان بدهید و کمی هم به جای اعمال قانون ! ، تمکین از قانون کنید و مابقی عمر و شوق خدمت لایتناهی را در کنار خانه و خانواده ی محترم سپری بفرمائید ...

ببخشید اعضای شورا .... ولی از اینکه لجبازی چندین و چند ماهه ی شما شکست خورد خیلی خوشحالیم. از اینکه خود را برتر و بالاتر از قانون می دانستید و ایستادگی برای یک درخواست غیر قانونی را بر منفعت مردم و نابسامانی شهر ترجیح میدادید و بالاخره مجبور شدید در برابر قانون سر تعظیم فرود بیاورید بسیار مشعوفیم .... البته مشعوف تر می شدیم که سر حرفتان می ماندید و تا انحلال شورا پای خواسته تان پا فشاری می کردید ....


شهردار شبستر

ببخشید آقای سرپرست محترم و موقت شهرداری .... بالاخره هر بهاری یک پاییز دارد ... انشاء الله در فرصت های بعدی از تجربیات شما هم استفاده بشود .......

ببخشید کارمندان محترم شهرداری .... بالاخره هر مرخصی یک روزی به آخر می رسد و دوباره دوران کار و تلاش می رسد .... انشاء الله کمبود های مرخصی هشت ماهه را در انتخابات بعدی شورا جبران کنیم ... شما هم به بزرگی خودتان ببخشید....

اما بالاخره مردم فهیم و همیشه در صحنه شبستر ببخشید.... چی ؟ مردم ببخشند ؟ میخوام صد سال سیاه نبخشند ! مگه مردم کی هستند که ببخشند ؟ الان که زمان رای جمع کردن برای شورا ها نیست که ؟ بنابر این عذر خواهی از مردم ابدا ضرورتی ندارد. اگر مردم هم یکذره شعور داشته باشند سریعا پیغامهای تبریک و تقدیر و تشکر را از شورای محترم شهر بابت چنین کار عظیم و خارج از حد تصوری که بالاخره بعد از 8 ماه یک نفر را به عنوان شهردار پیدا کردند و با اکثریت آرا ! بر تخت نشانیدند ، به هر نحو ممکن به اعضای نازنین شورا خواهند رسانید ....



دیگر نه دردناک است، نه زشت! افشای خیلی از  رازها که افکار عمومی ترجیح می دهند زیر فرش قایمش کنند چه سودی دارد؟  مردم از بی تدبیری منتخبین خودشان جزغاله می شوند و این وسط هر کاسه کوزه ای را سر شیطان می شکنیم!

شاید روزی که پرده از رازها افکنده شود، شیطان هم خودش را کنار بکشد و بگوید: این کارهایی که شما کردید ننگ هایی است که به دامن من نمی چسبد!

زیاده حاجت جسارت و تمهید مرارت نیست ....  یک نکته از این معنی ،،،،،،گفتیم و همین باشد !

نظرات  (۱۲)

۲۹ بهمن ۹۲ ، ۱۳:۲۲ عشق وعاشقی
وب عالی دارید همشهری
پاسخ:
نوش جون عشقی ....
عالی نوشتی داداش البته همگان همه چیز را میدانند و فکر نمیکنم دیگر نیازی باشد تا من روی مطالب را بیشتر از این که نوشتی باز کنم و بهتر است حالا که خدا ستارالعیوب است ما هم بیش از این هم نزنیم ولی همگان (شورا - شهردار - مردم عادی و ...) بدانند روزگار است انکه گه عزت دهد گه خوار دارد و میز به هیچکس وفا نکرده پس بهتر است در راه خدمت به مردم بکوشیم تا سیه روی نشویم
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

آیا میدانید **** ** گزینه تحمیلی ******** ***** است که شورا* ** **** به آن تن داد

 

آیا میدانید پشت صحنه چقدر بده بستان بود که مردم را فدای منافع شخصی کردند

 

آیا میدانید **** ** *** **** **** ***** **** وی را عزل نمیکرد

 

شورا* ** **** ***** **** *** ** *** **** دست بدست هم دادند و حرف ******** برای ابقای **** ** را نپذیرفتند

آیا میدانید که ***** *****  از **** ** یک استفا نامه کتبی گرفته است تا اگر بله قربان **** * ******** نشد آنرا به اجرا بگذارند

لطفا" با رئیس و نائب رئیس ***** **** تلفنی تماس بگیرید تا ناگفته ها * ** ***** **** ** را بیشتر تشریح کند

به مردم و مسئولان اطلاع رسانی کنید که **** **** ** ** *** ***** نیست

به مردم بگوئید که شورا با این انتخاب ** فقط جلو انحلال را گرفت

 

 

۳۰ بهمن ۹۲ ، ۱۴:۲۱ زهرا رستگار
سلام
ممنون از حضورتون در "رستـــگار"
وبلاگ خوبی دارین
پاسخ:
خواهش میکنم
البته موردی که گفته بودم هنوز پا بر جاست
"پارک با طمع خدا" بنظرم اشتباه است و "پارک با طعم خدا" درست تر به نظر میاد
همونجایی که نوشتید جفتش که یکی شد !
منظورم فرق بین کلمات "طمع" و "طعم " هست

یکباره بگو که طرفدار خلافکاران و مردم فروشان هستم

 

چرا بجای انتشار نظرات ام به همه آنها هاشور زده اید

 

چه کسی میتواند آنهمه اطلاعاتم را کشف کند

 

عجب ترسی از آقایون دارید برایت متاسفم

 

نظراتی که علیه دوستان و آشنایانت باشد به بهانه های مختلف حذف میکنی

 

اما اگر همین نظرات به شورای اسلامی و شهردار فقیر نوشته میشد بزرگ نمایی و منتشر میکردی

 

متاسفم ببرایت

پاسخ:
علیکم السلام دوست عزیز....
از آوردن اسامی افراد آنهم با ایراد اتهام معذورم. فرمایشات شما در حد حدس و گمان است و عقیده ی شخصی خودتان . اگر استعفا نامه ای که اشاره میفرمائید در دسترس است بفرستید تا منتشر شود .
درست است که این وبلاگ انتقادی است ولی محلی برای بردن آبروی افراد بر حسب شنیده ها و شایعات و گمان ها نیست . من طرفدار کسی نیستم چون از این طرفداری چیزی عایدم نمی شود .
اگر خودم در نوشته ای اسمی از کسی بیاورم یا انتقادی از شخص یا دستگاهی بکنم ، خودم پاسخگوی مسئولیتش هستم اما نه میتوانم و نه می خواهم زیر بار مسئولیت حقوقی نشر افکار و رویاهاو اوهام افراد بروم
در ضمن هیچکدام از افرادی که شما در مطلبتان اشاره کرده اید دوست و آشنای بنده نیستند . شاید باورتان نشود اما من فرماندار و شهردار شبستر را تا بحال از نزدیک ندیده ام و قیافه شان را از طریق همین سایتها و وبلاگهای خبری یا از تلویزیون دیده ام
نظرات ارزشمند شما راهنمای ادامه کار ماست
شاد باشید
در جواب یه نفر باید عرض کنم همگان حرف شما رو میدونن اطلاعاتی که من دارم خیلی بیشتر از شماست شورا در چه وضعی بود چه کسی میگفت حتی شورا منحل بشه نظرم عوض نمیشه چطور شد اینطور شد و چطور شهردار انتخاب شد و ... ولی با حمید خان هم موافقم درسته این حرفها در بین مردم میچرخه و کسانی که باید بدانند میدانند ولی نوشتن اونها در سایت و وبلاگ و علنی کردن ان مسئولیت دارد و کار درستی نیست در ضمن به هر حال خوب یا بد خود مردم این شورا رو انتخاب کردن و ضرب المثل خلایق هر چه لایق اینجا مصداق پیدا میکند
با سلام و تشکر  از  دوست عزیزم .
از  نوشتن دلگیرم  . سایه ای  خواهم یافت . تا بجای نقد کردن  و توهین شنیدن و تهدید به تخریب  شدن در  زیر آن سایه پاهای  خود را تا زانو درون آب  جوی  زیر  سایه خنک کنم . آرام آرام هوا گرم می  شود . تهدید به شکایت نان هر  روز  یک منتقد است و فحش  آب  سفره اش  .
خان چوبان هک شد ؟؟؟؟؟؟؟؟ اما وبلاگی  دیگر  با اسمی  دیگر انتقاد خواهد کرد زیرا زمان انتخابات گذشته است !!!!
خود یک منتقدم و خوب  می  فهمم فشارهایی  که در  سر پا نگهداشتن مطالبت تحمل می  کنی  حداقل ارزش  یک نوبل دارد
 خسته نباشی  . قلمت پایدار 
پاسخ:
سلام
بیصبرانه منتظر وبلاگ جدید شما هستم . همه ما برای چنین روزی باید آمادگی داشته باشیم و آمادگی راه اندازی سریع وبلاگ جایگزین. در هر حال جامعه ی ما نقد بر نمی تابد و شاید بسیار مقبول تر بودیم اگر مانند بعضی ها به به و چه چه می گفتیم . اما چکنیم که نمی شود . چکنیم که گل ما را اینگونه نسرشته اند . عمر کوتاه عقاب را به همراه پرواز در اوج آسمان ، به عمر دراز کلاغ و مردار خواری ترجیح می دهم . اگر کمکی از دست من بر بیاید در خدمتم و اگر برای ثبت وبلاگ جدید در همین سرویس دهنده نیاز به دعوتنامه بود به من اطلاع بدهید برایتان بفرستم.
ممنونم و آرزوی  موفقیت برایتان دارم .
۰۵ اسفند ۹۲ ، ۱۵:۰۹ پایگاه خبری گلشن راز شهرستان شبستر
سلام
مطلب شما در پایگاه اطلاع رسانی گلشن راز شهرستان شبستر باز نشر داده شد.
با تشکر
پاسخ:
خیلی مخلصیم ...
مشخصه که خیلی مخلص آقای ایلخانی هستی !!!!!! 
دو طرف به این کار اقرار می کنند ! 
شما بنویس- آقای ایلخانی در گلشن راز منشتر کنه ! 
واقعا گاهی آدم فکر می کنه بعضی چیزا خیلی اتفاقیه !! 
البته در زندان ما اینجوریه !!!!
در ضمن من آقای احمدی خبرنگار نیستم و محض اطلاعتون هم بگم که "عمه" هم ندارم ! 
پس فکر بد نکنید !!!!
پاسخ:
سلام
من تا بحال آقای ایلخانی را از نزدیک ندیده ام ولی همینکه ایشان هم مطلب می نویسند به نوعی همکار محسوب می شوند و اظهار ارادت من نیز به همین جهت هست . شما آقای احمدی باشید یا نباشید بابت اینکه وقت گذشته اید و به این وبلاگ سر زده اید من به شما یک تشکر بدهکارم . اگر شما هم خواستید میتوانید مطالب وبلاگ را با ذکر منبع منتشر بفرمائید . اون موقع مخلص شما هم خواهم شد
در ضمن اگر "عمه" هم داشتید فرقی نمی کرد ....چون من ذاتا انسان مثبت نگری هستم !
یا علی
بالاخره به عنوان یک شهروند : عاقبت چه کسی شهردار شد!!!!!
با سلام خدمت دوست عزیز مطالبتان خوب و از نگاهب دیگر است اما یک انتقاد داشتم بهقیمتی از سخنانتان در مورد کارمندان شهرداری اینکه در شهرداری یه عده هستند که چه شهردار باشد چه نباشد مرخصی هستند همیشه و کارشان راحت و روتین است ولی برخی واحدها هستند که اتفاقا در نبود شهردار د این مدت کوتاه در شرایط دشواری بوده اند کمی انصاف هم خوب است اداره یک سیستم با فردی جدید و موقت خیلی سخته و داءم در معرض انتقاد های غیر منصفانه ای من چون زیاد کارم به شهرداری میوفته و تو کار ساختمونم اینو دیدم .ای کاش روزی برسه که مدیران ما متخصص و دلسوز وبا سابقه باشن نه ....

پاسخ:
سلام
نظر شما هم منطقی است اما
اولا که کار کردن با جدیت ، جزو پیش فرض سیستم اداری باید باشه . یعنی اینکه اگر کسی داره سخت و با جدیت کار میکنه ، هر چند قابل تقدیره اما وظیفه است و منتی برای این مورد نیست. در ثانی معمولا  برآیند یک مجموعه مد نظر است . ممکن است در یک مجموعه ، یکی دو نفر هم باشند که همراستا با کل مجموعه نباشند اما از نگاه یک شهروند عادی مثل من ، خروجی یک سیستم در نظر گرفته می شود والا شکی نیست که در اداره ی مذکور افراد شریف و دلسوزی هستند که قصدشان کار و خدمت و کسب روزی حلال است.
باز هم با نظرات ارزشمندتان ما را بنوازید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">