شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات

سلام

احتمالا شما هم بارها عبارت " مردم فرهنگ دوست شبستر" یا "شهرستان فرهنگ دوست شبستر" را شنیده اید . البته این عبارات در مقاطع زمانی خاص مانند زمان انتخابات مجلس بطور تصاعدی افزایش پیدا میکند . ایضاً در مجالس و محافلی که قرار است آمار افتخار آمیزی از طرف مدیری ارائه شود و حاضران فقط نقش "ماشین سوت و کف زن" را ایفا می کنند نیز به کرات این عبارت شنیده می شود.


بارها گفته ام و میگویم : فرهنگ دوست بودن و با فرهنگ بودن با همدیگر فرسنگ ها فاصله دارد . حتی با سواد بودن هم فقط یکی از هزاران مولفه ی با فرهنگ بودن است و اینکه شونصد سال قبل در شهری مدرسه ای افتتاح شده باشد ، دال بر این نیست که الان مردم آن شهر در فرهنگ و ادب سر آمد روزگارند !


اشتباه نشود . لطفا رگ غیرت بعضی ها و ایضاً رگ ناسیونالیستی عده ای دیگر باد نکند . هدف این نیست که بگوییم مردم خطه ای -زبانم لال!- بی فرهنگند. هدف اینست که گفته شود فرهنگ دریایی است بیکران که هر کس به میزان گنجایش ظرف خود از آن بهره مند شده است .


در همین خطه ی فرهنگدوست ! روزانه صدها مورد بی فرهنگی از جانب خود ما مردم اتفاق می افتد . شاید خیلی از این حرکات از افراد با سواد سر می زند که در ذهن خود با فرهنگند ! اما "با فرهنگ شناخته شدن" فرق میکند با "توهم با فرهنگ بودن!" مانند توهمی که سالها بر سر زبان ها بوده که ایرانیان باهوشترین مردم دنیا هستند ! و شاید خیلی ها جرات مخالفت با چنین موضوعی را بخود ندهند. اما عزیزان ، واقعیت چیز دیگریست... ایرانیان باهوشترین مردم دنیا نیستند و این مقام از آن مردم کره ی جنوبی است!


این همه را گفتم تا مقدمه ای باشد برای ادامه ی مطالب . در ادامه گلچینی از هزاران کاری که باید آدمهای با فرهنگ انجام دهند ( و شاید بعضی کارها که آدمهای با فرهنگ نباید انجام دهند ) آورده شده است . شاید مقایسه ی رفتار خودمان با این لیست بسیار خلاصه شده ، گوشی را دستمان بدهد که آیا واقعا با فرهنگیم یا فقط فرهنگدوست !



فرهنگ


فرهنگ


فرهنگ


فرهنگ


فرهنگ


فیلم برداری موبایل


عقب ماندگی ذهنی


فرهنگ شبستر


نژاد پرستی


فرهنگ


تمسخر


آثار باستانی شبستر


نه گفتن


اسکناس


موبایل شبستر


اشتباه


پینگلیش فینگیلیش


عابر بانک


نردبان ترقی


اوریجینال


خرید از فروشگاه


رشوه


پاسخ به پیامک


بچه دار شدن


آداب غذا خوردن


مسافرت


باجه تلفن


تاکسی


ادب


ابراز احساسات


بوی بد دهان


اعدام


افتخارات ایران


حوادث


شغل


نژاد پرستی


تصادف


پارکینگ


فضولی


رانندگی


اگه خیلی خسته شدین میتونین با دیدن قسمت تصاویر گویای وبلاگ کمی بخودتون استراحت بدین



نظرات  (۱۷)

کافیست در همین شهرستان ده دقیقه رانندگی کنید آنوقت معنی این عبارت را کاملا متوجه خواهید شد !
۳۰ آذر ۹۲ ، ۱۸:۰۰ شهروز صبوری
واقعا عالی بود اقای راضی خیلی خوب نوشتی
از فرهنگ که کلا با مردم فرهنگ دوست ایران زمین نباید زیاد حرف زد چون همین یکی دو هفته قبل تو پیج مسی نشون دادن و هزاران مسئله دیگر 
یه جک میگه وقتی بچه بودم تعجب میکردم چرا بابام اینقد تو رانندگی فحش میده و وقتی بزرگ شدم و رانندگی کردم تعجب میکنم چرا بابام اونقد کم فحش میداد 
خسته نباشی همین!!!
پاسخ:
مخلصییییییییییییم
سلام بر همگی
یک نظر در مورد این  فرهنگی بودن و یا برچسب فرهنگی به مردم شهرستان شبستر میخام بگم.نظر خود خودمه:
"بعد از کلی دقت و بررسی اتفاقات سیاسی و اجتماعی و ... در شهرستان به این نظر رسیدم که به ما فقط فرهنگی بودن و یا فرهنگدوست بودن را چسباندند که در مواقع ابراز و دفاع از حق شهرستان،ساکت باشیم.مثلا وقتی میگیم آقا بیکاری در شهرستان زیاده؟!!آمار غلط میدید؟ً...میگن صدات در نیاد شما فرهنگی و یا فرهنگدوستین!!!!!آدم فرهنگی صدات بلند نمیشه...!
آقا مردم شهرستان شبستر باید بیدار بشن که کل سود و منافع شهرستان از تمامی جهات را غریبه ها دارن چپاول میکنند و وقتی میخایم صدامونو بلند میکنیم.........بماند این دل تنگ زیاد حرف درست داره که نگم بهتره...یا حق
پاسخ:
گفته های شما منو یاد فیلم "هیس... دخترها فریاد نمی زنند " انداخت
با بند آخر گفته ها تون موافق نیستم .. حرف توی دل که دردی رو دوا نمیکنه . باید حرفهای دل بصورت درد دل گفته بشه تا شانس راه حل افزایش پیدا کنه
هیچ آدابی و ترتیبی مجوی ........ هر چه می خواهد دل تنگت بگوی...
سلام حمید خان،
منم با نظر شما موافقم و هستم و عمل هم میکنم،منتهی یک رسم سخن از بزرگان است که میگه:
"اگر سخن شما در مجلسی اثر نکند و بدانی که نتیجه ایی نخواهد داشت به عبارتی مشتری سخن شما موجود نمی باشد،نباید آن سخن را به زبان آوری."
"هر سخنی جایی دارد ....

۰۳ دی ۹۲ ، ۱۲:۰۲ عبداله ذاکر شبستری

یادمه چند سال پیش معلممان از ما خواسته بود انشائی در مورد فرهنگ بنویسیم

منهم انشائی نوشتم که دوست دارم برا شما هم همونو بنویسم

ما فرهنگ را دوست داریم و ادمای با فرهنگ را

ما چند نوع فرهنگ داریم .

فرهنگ کار کردن ------

 بابای من کارمند است او در خانه صبحانه نمیخورد میگوید چون دیر میشود و دیر به اداره میرسدو حقوقش حلال نمیشود او میگوید که در اداره با همکارانش یک ساعت مشخص با همدیگر صبحانه را مفصل میخورند چون شنیده است گه صبحانه را کامل ناهار را با دوستت و شام را با دشمنانتان بخورید او چون صبحانه را دیر میخورد ومفصل. زیاد ناهار نمیخورد ولی شام را خوب میخورد و مارا دشمن حساب میکند شاید

فرهنگ رانندگی---

بابای من ماشین دارد او در هنگام رانندگی اکثرا اوقاتش با موبایل صحبت میکند و هر کس از او سبقت بگیرد به او بد و بیراه میگوید او کمربند را نمیبندد مگرزمانی که اقای پلیس را ببیند والا میگوید اینکارها قرتی بازی است او وقتی اقا پلیس را میبیند به ما میگوید برویم کف ماشین دراز بکشیم تا از دید اقا پلیس دور شویم

فرهنگ اپارتمان نشینی

مادر اپارتمان مینشینیم بابای من در حمام خانه مان میزند زیر اواز هم سنتی میخواند هم پاپ و وقتی مامانم اعتراض میکند میگوید چهار دیواری اختیاری و من نمیدانم این یعنی چه اما انروز که بچه همسایه گریه میکرد بابام با مراجعه به در خانه شان به انها تذکر داد و گفت که در اینجور وقتها بچه یا گشنه است و یا جایش را خیس کرده است و اموزشهای لازم را به انها داد وگفت که در اپارتمان باید ارامش و اسایش برای همه فراهم باشد

فرهنگ رعایت نوبت و صف

یکبار که در تلویزیون اوارگان و زلزله زدگان ژاپن را نشان میداد که حتی در ان وضع رعایت نوبت را میکردند بابای من گفت که انها بیکارند

و ادا در میاورند گه بگویند ما خیلی با فرهنگیم

ما که بیکار نیستیم اما یکروز جمعه در ماه رمضان که بابام بیکار بود با هم رفتیم نون بخریم برای افطار.صف شلوغ بود بابام مرا اموزش داد که مثل چریکها خودم را بلغزانم(چی گفتم)اول صف منهم خودم را لغزانیدم و در پشت سر نفر سوم جای خود را مستحکم کردم وبا خوشحالی 3 عدد نون بربری گرفتم و بابام به من افرین گفت و افطار که شد با دعای ربنا اغفر لنا ذنوبنا و تقبل منا که بابام خواند افطار کردیم و بربر یها را خوردیم        بقیه انشا را بعدا مینویسم اگه خواستید        دلتون هم بخواد که بنویسم

۰۳ دی ۹۲ ، ۱۳:۰۷ عبداله ذاکر شبستری

یادمه چند سال پیش معلممان از ما خواسته بود انشائی در مورد فرهنگ بنویسیم

منهم انشائی نوشتم که دوست دارم برا شما هم همونو بنویسم

ما فرهنگ را دوست داریم و ادمای با فرهنگ را

ما چند نوع فرهنگ داریم .

فرهنگ کار کردن ------

 بابای من کارمند است او در خانه صبحانه نمیخورد میگوید چون دیر میشود و دیر به اداره میرسدو حقوقش حلال نمیشود او میگوید که در اداره با همکارانش یک ساعت مشخص با همدیگر صبحانه را مفصل میخورند چون شنیده است گه صبحانه را کامل ناهار را با دوستت و شام را با دشمنانتان بخورید او چون صبحانه را دیر میخورد ومفصل. زیاد ناهار نمیخورد ولی شام را خوب میخورد و مارا دشمن حساب میکند شاید

فرهنگ رانندگی---

بابای من ماشین دارد او در هنگام رانندگی اکثرا اوقاتش با موبایل صحبت میکند و هر کس از او سبقت بگیرد به او بد و بیراه میگوید او کمربند را نمیبندد مگرزمانی که اقای پلیس را ببیند والا میگوید اینکارها قرتی بازی است او وقتی اقا پلیس را میبیند به ما میگوید برویم کف ماشین دراز بکشیم تا از دید اقا پلیس دور شویم

فرهنگ اپارتمان نشینی

مادر اپارتمان مینشینیم بابای من در حمام خانه مان میزند زیر اواز هم سنتی میخواند هم پاپ و وقتی مامانم اعتراض میکند میگوید چهار دیواری اختیاری و من نمیدانم این یعنی چه اما انروز که بچه همسایه گریه میکرد بابام با مراجعه به در خانه شان به انها تذکر داد و گفت که در اینجور وقتها بچه یا گشنه است و یا جایش را خیس کرده است و اموزشهای لازم را به انها داد وگفت که در اپارتمان باید ارامش و اسایش برای همه فراهم باشد

فرهنگ رعایت نوبت و صف

یکبار که در تلویزیون اوارگان و زلزله زدگان ژاپن را نشان میداد که حتی در ان وضع رعایت نوبت را میکردند بابای من گفت که انها بیکارند

و ادا در میاورند گه بگویند ما خیلی با فرهنگیم

ما که بیکار نیستیم اما یکروز جمعه در ماه رمضان که بابام بیکار بود با هم رفتیم نون بخریم برای افطار.صف شلوغ بود بابام مرا اموزش داد که مثل چریکها خودم را بلغزانم(چی گفتم)اول صف منهم خودم را لغزانیدم و در پشت سر نفر سوم جای خود را مستحکم کردم وبا خوشحالی 3 عدد نون بربری گرفتم و بابام به من افرین گفت و افطار که شد با دعای ربنا اغفر لنا ذنوبنا و تقبل منا که بابام خواند افطار کردیم و بربر یها را خوردیم        بقیه انشا را بعدا مینویسم اگه خواستید فعلا خدا قوت      

 

از تلاش شما برای اعتلای رهنگ در این شهرستان متشکرم . لطفا در مورد روستاهای تابعه شبستر هم بنویسید
۰۴ دی ۹۲ ، ۱۳:۳۸ عبداله ذاکر شبستری

من فوتبال را خیلی دوست دارم اما بابام نمیگذارد من تماشا کنم میگوید تماشای فوتبال ایرانی بد اموزی دارد راست هم میگوید کجای دنیا تماشاگران صندلی ورزشگاه و یا اتوبوسها را اتش میزنند در حالیکه این اموال متعلق به خودشان است بابام میگوید انزمانهای نه چندان دور اینگونه نبود از وقتی این بازیکنان خارجی امده اند اینگونه شده است اما من باور نمیکنم بابام میخواهد ماست مالی کند قضیه رو-  این از بی فرهنگی خودمان است وقتی هم ضایع میشویم میگوییم  انها تماشاگر نما و حتی اراذل و اوباش بودند .

 

فرهنگ در شهرسازی

ما در شهر زندگی میکنیم شهری که پر است از اپارتمانهای جور وا جور یکی 2 طبقه ان یکی 3 و ان دیگری 5 یا 6 طبقه

از دور که نگاه میکنی پازل ناموزون و ناهماهنگی است  بابای من هم بعضی وقتها در کار خرید و فروش و حتی ساختمان سازی است چند روز پیش وقتی یکی از فامیلهایمان در مورد این مسائل حرف میزد که شهر ما دیگر ان صفای قبلی را ندارد و اکثرا در کوچه های باریک اپارتمان سازی میشود بدون اینکه فرهنگ شهرسازی در انها رعایت شود و مشرف به حیاط همسایگان است بابای من گفت گه ما تعهد گرفته ایم که ساکنان این اپارتمانها به حیاط و ساختمانهای

روبرو نگاه نکنند و فرهنگ و ادب داشته باشند.

همچنین ما وقتی از خانه بیرون میرویم بابام سفارش میکند که در خانه مان کلیه هایمان را تنظیم کنیم تا در شهر مجبور نباشیم از سرویس بهداشتی (ببخشید) در شهر استفاده کنیم چرا که در شهر ما سرویسها اصلا بهداشتی نیست. و ما مانده ایم این یکی را به کدام خارجی و کشور بی فرهنگ نسبت دهیم و بگوییم تقصیر انهاست .برای اینکه ضایع نشویم.....

بابام میگوید مسئولین انقدر به فکر ما هستند که حتی برای مردن ما طرحی ریخته اند که وقت مردن هیچگونه هزینه ای نداشته باشیم و با خیال راحت بمیریم اما من نمیدانم که چرا انها که اینقدر مهربانند به فکر سلامتی ما نیستند ایا نمیتوانستند طرحی بریزند و از ما پولی بگیرند تا بوقت مریضی بدردمان بخورد یا بیمارستان ما را مجهز میکردند ما که در پول دادن و انها هم که در پول گرفتن مشکلی نداریم و به توافق رسیده ایم.

خلاصه ما خیلی فرهنگ داریم سوپر فرهنگ- اتو فرهنگ-مجتمع فرهنگیان –خیابان فرهنگیان-اداره فرهنگ –تعاونی فرهنگیان-وتازه بابام میگفت تو همین منطقه نزدیک خودمان خانواده ای را میشناسد که در کار تولید و تکثیر فرهنگ هستند آخه فامیلیشون فرهنگه و ما هم خیلی دوستشان داریم چون ادمای واقعا با ادب و با فرهنگی هستند...خب این بود انشای من عزت زیاد

درود بر قلم...>!!
۰۶ دی ۹۲ ، ۱۲:۳۱ صنگ سبور
چه انشای ملموسی!!!! 
آفرین آقای ذاکر (همون ذاکر پاساژ قائمن؟؟)
پاسخ:
بله و من بسیار ارادت دارم خدمتشون
سلام بر مدیر وبلاگ،حمید خان
با تشکر از مطالب منطقی و درستان.
می خواستم در مورد شکایت هیات شنا و قضیه های اتفاق افتاده مطالبی را به عرض برسانم که اگر خواستید بهره مند شوید.
با تشکر -متعاقبا خواهم گفت
پاسخ:
سلام
بفرمائید من سراپا گوشم
۰۷ دی ۹۲ ، ۱۱:۲۷ عبداله ذاکر شبستری

با سلام بر همتون روز همه خوش باد

امروز صبح که پاشدم برم نون تازه بگیرم و با خانواده صبحانه بخورم داشتم از سرما مثل بید میلرزیدم

سرمای امسال واقعا کم نظیر است درست است که این هم از برکات و رحمت خداست هر چند که من و شما حکمتش را نمیدانیم .....

ماشینم بسختی  روشن شد بخاری راروشن کردم اما گرمم نشد که نشد ولی میدونی چی دیدم

انهایی که نه سرما و نه هیچ چیز دیگر مانع از انجام وظیفه شان نبود و در طول سال دربرودت هوای زمستان وحرارت گرمای تابستان بی هیچ منتی و بدون چشمداشت تلاش میکنند که من و شما شهر و دیار پاکیزه ای داشته باشیم اما دریغ از یک سپاس که تقدیمشان کنیم مدیر درجه چندم که از این اطاق به اطاق بغلی انتقال می یابد باران تبریک و تهنیت است که بر سرش میبارد بنر عریض و طویل چاپ کرده در معرض دید عموم قرار میدهیم و در روزنامه ها و سایتهای مختلف میچاپیم !

مدیر و کارمند جزء فلان اداره را اگر پیاده ببینیم تازه دنده عقب گرفته سوارش میکنیم  شاید روزی بدردمان بخورد و سفارش ما را بکند تا کارمان گیر نکند یه وقت خدای ناکرده.

اما خودمانیم. شده است همان زحمتکش باغیرت را روزی و یا شبی سوار کنیم و به مقصد برسانیم تا او هم بداند که در این جامعه به اصطلاح متمدن عددی است . عدد که نه او بینهایت است.بینهایت غیرت و همت......

میدانم و میدانی که نه سوارش نکرده ایم. چرا؟ برای اینکه زیرا. بنا بدلایلی که فقط برای خودمان قابل قبول است و لا غیر. ما پسماند و دور ریز خود را با اکراه جمع کرده و تا انسوی خیابان میبریم و اما او......بماند.

بخداوندی خدا شرف / غیرت/ شخصیت و فرهنگ همان زحمتکش بی توقع از ان مدیر نالایق و بی فرهنگ و پر ادعا که تا بدن مبارکشان گرم نشود ویک چای تازه گرم نوش جان نکند ارباب رجوع را به حضور ملوکانه شان نمیپذیرند بیشتر است با اینکه میدانم و میدانی که ما در شهر خودمان از این مدیرانی که توصیفشان  شد نداریم!!

نمیدانم او را شناختی یا نه ؟ او رفتگر با شخصیت.با غیرت و زحمتکش شهرمان است ...

دستانش را بگرمی میفشارم و بر غیرتش آفرین میگویم..

جانت بی بلا- محفل خانواده ات گرم-و اگر تاکنون بیادت نبودیم ما را ببخش.

 

پاسخ:
سلام
بر قلم و اندیشه ی ژرف شما درود می فرستم. چکنیم که طرح "شیک سازی مشاغل" هم جواب نداده و مدیران شیک و ناکارآمد هنوز هم برای انجام وظایفشان توقع دارند این هوا !!!!!!!!!!!!!

جا دارد از عزیزان راهنمایی و رانندگی هم که در این روزهای سرد در شهرستانمان با جدیت مشغول جریمه کردن رانندگان هستند و سرما نتوانسته است در انجام جریمه ، خللی وارد کند یادی بکنیم ! شرمنده ایم که رانندگان یاد گرفته اند که بدون کمربند راه نیفتند . و بقیه مسائل بی اهمیت مثل پارکهای دوبله و سوبله هم که زیاد مهم نیستند . پیشنهاد میکنم تعداد مامنورین را بیشتر بکنند تا به محض سوار شدن رانندگان ، قبل از اینکه فرصت بستن کمربند را پیدا کنند بتوانند آنها را جریمه کرده و بخشی از مبلغ پیش بینی شده جریمه در بودجه ی سال آینده را محقق سازند .
۰۷ دی ۹۲ ، ۱۸:۲۹ صنگ سبور
سلام حمید خان. بازم ایول آقای ذاکر!!!!!! 
۰۸ دی ۹۲ ، ۰۰:۳۸ آنه شرلی
شبستر چرا مامورای راهنمایی رانندگیش اینطوریه !کارشون جریمه کردن و مچ گیری فقط.دریغ از نظم در عبور و مرور خودروها در شهر
پاسخ:
اعتراضهای زیادی در این مورد میشه . تو بعضی از شهر ها مثل زنجان هم مردم تظاهرات کردن بخاطر این مسئله که راهنمایی و رانندگی مردم رو اذیت میکنه . ولی به نظر من هم حرف شما درسته و راهنمایی و رانندگی تنها کاری که میکنه کمین کردن و جریمه کردنه و از کار اصلیشون که برقراری نظم عبور و مرور هست غافلن . نمونه اش رو بسادگی با یکبار عبور از خیابان پاسداران میشه مشاهده کرد
۱۱ دی ۹۲ ، ۱۱:۵۲ خان چوبان
سلام . 
عالی بود دوست من . 
یا حق  
آی عزیز
ایله فرهنگدن دئینده شبسترین دیلی و ادبیاتی یادینا دوشور . سن کی حتی بیر مطلبده شبستر دیلینده یازمامیسان.
اؤز اؤزونله کوسمه باریش *** منیم گولوم تورکی دانیش
پاسخ:
اینهم نظری است و قابل تامل . اما زبان نوشتاری کشوری که ما در آن زندگی میکنیم فارسی است و برای بسیاری خواندن آذری مشکل و برای بعضی از خوانندگان وبلاگ غیر ممکن است .
دانوشماغی تورکی دانوشیرم اما یازماغی تورکی یازماغ اولماز دوستوم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">