شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات

یکی بود، یکی نبود، زیر گنبد کبود، در آن سال هایی که خیلی دور نبود، آن سال هایی که دزدی ها و اختلاس ها و هدیه های کلان و میلیونی نبود، در آن سال هایی که از تجملات و تشریفات خیلی خبری نبود، از خانه ها و ویلاهای آنچنانی و پورشه های این‌چنینی خبری نبود، در آن سال هایی که در خانه ها از مبل ها و پرده های چند میلیونی خبری نبود، در آن سال ها که در مجالس عقد و عروسی این همه بریز و بپاش و منوی غذای چند ده هزار تومانی نبود و از مهریه های به تعداد سال تولد سکه طلا و جهیزیه های کامیونی و پر از چشم و همچشمی خبری نبود، در آن سال ها که مراسم تعزیه ساده و بی ریا توی مسجدها و حسینیه ها برگزار می شد و شاید با یک غذای ساده ختم می شد و دوربین های فیلم برداری تو صورت مردم و رو کفن میت بنده خدا زوم نمی شد، در آن سال ها که تقریباً همه مردم قانع بودند و اکثر مسئولان هم از مردم قانع تر و ساده زیست تر مثل رجایی و باهنر، آدم های شهر و دیار ما ایرانی ها خیلی با هم همدل و بی ریا بودند بیشتر به درد همدیگر می خوردند و از هم باخبر بودند.

همسایه......

همسایه از همسایه خبر می گرفت، حال و احوال همدیگر را می پرسیدند، در شادی ها با هم شریک بودند، در غم ها خیلی بیشتر از این روزها غمخوار هم بودند، رفت و آمدها هم زیاد بود مردم بیشتر اهل گره گشایی بودند، صندوق های قرض الحسنه واقعی هم زیاد بود گر چه سرمایه هایشان کم بود اما کار مردم را راه می انداختند. گویا کلاهبرداری و دزدی و دروغ و ریا هم کمتر بود، رشوه و اختلاس و فساد کوچک و بزرگ بانکی و شهرام جزایری و خاوری فراری یا اصلاً نبود یا اگر هم پیدا می شد خیلی خیلی معدود بود.در آن سال ها که خیلی دور نبود و نیست از این وعده های توخالی و بی مبنا سر زبان مسئولان نبود، آن موقع ها از تهمت و افترا و لجاجت و فرافکنی های مسئولان همچنین از قهر و آشتی و بگم، بگم و هاله نور دور سر رئیس جمهور هم خبری نبود، آری آن روزها همچنین از بعضی لجبازی های خاص و تن به قانون ندادن و حرف هیچ کس را گوش ندادن و اردوکشی خیابانی و بعد از چند سال هنوز خود را حق دانستن و عذرخواهی نکردن از مردم و حتی فصل الخطاب ندانستن رهبری خبری نبود.

بله یکی بود، یکی نبود، زیر گنبد کبود در آن سال هایی که خیلی هم دور نبود و بازار مکاره تحریم های ظالمانه و گرانی های این‌چنینی این همه داغ نبود، در آن سال ها که ماجرای مشائی و حرف های خاص و آنچنانی اش نبود، از مرتضوی و ماجرای تلخ کهریزک هم خبری نبود، از دهندگان و گیرندگان پاداش ها و هدیه های میلیونی بعضی جاها از جمله تأمین اجتماعی خبری نبود، از بابک زنجانی و واسطه شدنش برای فروش ۲۴ میلیون بشکه نفت برای دور زدن تحریم ها و به قول خودش وارد کردن ۱۷ میلیارد دلار پول به کشور (که برخی می گویند ضرورت داشته) خبری نبود همچنین از بدهی بیش از ۱۰ میلیارد دلاری او و قصه پرداخت ۲ میلیارد و ۶۰ میلیون یورویی اش به قول رئیس کمیسیون اصل ۹۰ یعنی همان جایی که برای بابک زنجانی پرونده تحقیق گشوده شده است، خبری نبود و تا این لحظه آنچنان که باید روشن نشده است که آیا او در جریان تحریم ها با کارهایی که انجام داده از جمله واسطه شدن برای فروش نفت و دور زدن تحریم ها که کار ساده ای نیست خدمتی در خور برای کشور انجام داده است یا از قِبَل تحریم های ظالمانه و برخی سوء مدیریت ها و بی تدبیری ها، وی توانسته است توشه و باری بسیار بسیار در خور در کیسه خود بیندوزد که امیدواریم این قصه هر چه زودتر برای افکار عمومی روشن شود.

بله یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود در آن سال ها که چندان دور نبود و آمار ازدواج جوانان بالا و آمار طلاق بسیار پایین و قبح و زشتی طلاق بین مردم خیلی خیلی زیاد بود برعکس حالا که گویا این طلاقی که عرش خدا را می لرزاند برای برخی قبحی ندارد و متأسفانه به انواع طلاق های عاطفی و غیره تقسیم شده که بر اثر زیاده خواهی و تنوع طلبی و گاه پیدا نکردن شناخت لازم در ابتدای ازدواج رخ می دهد و متأسفانه آمار آن فاجعه بار شده است. در آن سال ها که مثل این روزها برخی خیابان های تهران و شهرهای بزرگ و حتی شهرهای مذهبی همچون مشهد مقدس به سالن و نمایشگاه انواع و اقسام آرایش ها و بزک های تند و زننده و لباس های کوتاه و تنگ و چسبان مانکن ها و... تبدیل نشده بود و سن ازدواج هم این همه بالا نرفته بود و بیکاری و گرانی نیز این‌چنین بیداد نمی کرد که بهانه و بلکه عاملی مهم برای ترس از ازدواج شود در آن سال ها که تبعیض و فاصله طبقاتی کم به چشم می خورد و رانت و پارتی و رابطه بسیار کم اثر و کم رنگ بود. در آن سال ها که هجمه فرهنگی مثل این روزها به وسیله فضای مجازی، اینترنت و انواع کانال های ماهواره ای و... تا عمق برخی خانه ها نفوذ نکرده بود.

بله یکی بود، یکی نبود، زیر گنبد کبود در آن سال هایی که خیلی دور نبود یک دنیا عاطفه، مسئولیت پذیری، ساده زیستی، بی ریایی، فداکاری، جوانمردی و ایثارگری بود مخصوصاً در سال هایی که وطن عزیزمان مورد هجمه صدامیان قرار گرفته بود آن سال ها و حتی چند سالی پس از آن هزار هزار جوان صف می کشیدند برای بذل جان تا وطنمان، دینمان، انقلابمان و کشورمان بماند جاودان تا بیاید آقایمان صاحب زمان (عج). غیر از چمران و صیاد شیرازی و همت و باکری و کاوه و جهان آرا و برونسی که از بنایی به واسطه ایثارگری به فرماندهی رسیده بود و آن گاه که از جبهه به مرخصی آمده بود حتی برنتابید که چند ساعتی فرش هایی را که از سپاه در خانه او برای آمد و رفت میهمانان آورده بودند پهن بماند و زینت خانه اش باشد و... هزار هزار حسن علیپور داشتیم که وقتی از جبهه ها به مرخصی آمده بود و کتانی هایش چشم یک نوجوان محله شان را گرفته بود بی درنگ کتانی ها را به او هدیه داد و دوباره کفش های کهنه اش را پوشید و با این که در جبهه مسئول تدارکات بود و صدها کفش و دیگر لوازم را کلیددار و امانت دار بود تا دوباره نوبتش نشد به برداشتن کفش نو برای خودش حتی فکر هم نکرد.

آری هزار هزار محمدعلی توسلی داشتیم که موقع رفتن به جبهه پیش مادرش التماس می کرد و زار زار گریه می کرد و می گفت برایم دعا کن. تا مادر دست به دعا برداشت محمدعلی گفت مادر برایم دعا کن تا برای قرآن و وطنم شهید شوم، پیش خدا بروم و مادرش ناگاه دستش به نیمه رسید و پایین آمد. گفت مادر جان تو باید عصای پیری من باشی اما باز هم محمدعلی به مادرش التماس کرد و گفت مادر تو را به خدا از من دل بکن تا بتوانم پرواز کنم آنقدر گفت که مادر با همه آرزوهایش تسلیم شد و گفت برو مادر، و محمدعلی رفت همان شب مادر محمدعلی وقتی از حرم امام رضا(ع) به خانه بازگشت شب در خواب عده ای را دید که در صفی نشسته اند و یکی یکی گویی به عرش پرواز می کنند.

با محمدعلی خود که در صف نشسته بود و منتظر، گفت وگو کرد تا هنگامی که نوبت به محمدعلی رسید و پَر کشید و پس آن گاه مادر در عالم رویا دید فرشته ای با دو بال که سری شبیه محمدعلی داشت در خانه را می زند مادر از خواب پرید به کوچه آمد، ۲ ساعت از نیمه شب گذشته بود مادر در کوچه فریاد زد گلم، بلبلم، پسرم، پَر کشیدی؟ پدر شتابان سوی مادر آمد و گفت چه می گویی. مادر گفت محمدعلی شهید شد. صبح همان روز همسایه در خانه پدر و مادر محمدعلی را زد و گفت تلفن با شما کار دارد آخر آن زمان آن ها تلفن در خانه نداشتند، صدایی از آن طرف گوشی خبر شهادت محمدعلی را به مادرش داد و...

پدران و مادران زیادی مثل پدر و مادر محمدعلی توسلی و حسن علیپور، غیور جوانانشان را حتی ۲، ۳، ۴ و ۵ فرزند دلبندشان را به جبهه ها فرستادند و شهید شدند تا خصم درمانده شود و ایران و قرآن و مام میهن و استقلال و عزت وطن و سرافرازی ملت، تابنده و جاودان بماند و به لطف خدا ماند و خواهد ماند و هر روز سرافرازتر از دیروز به شرط آن که یاد و راه شهیدان و جانبازان و آزادگان پررهرو باشد که هست و هنوز هزاران هزار جوانمرد غیور با کوچکترین اشاره خلف صالح امام(ره) در صورت بروز هر حادثه ای یا تجاوزی آماده جوانمردی و جانفشانی اند و این میراث داران آن بزرگ مردان در همه صحنه های علمی و فنی و تکنولوژیکی و سیاسی و فرهنگی ثابت کرده اند که در صحنه اند و با توکل به خدا و پیروی از رهبری به عنوان عمود خیمه نظام به پیش می تازند و حماسه می آفرینند در همه عرصه ها، آنچنان که در انتخابات اخیر این مردم و جوانانشان حماسه آفریدند. همان حماسه ای که بار دیگر منطقه و جهان و دوست و دشمن را به شگفتی و تحسین ملت ایران واداشت حماسه ای که ناخدای فرزانه کشتی انقلاب با گفتار و رفتار و مواضع خود نقش اساسی در شکل گیری آن داشتند و به خوبی این حماسه را پیش بینی کرده بودند.

این مردم و جوانانشان علی رغم همه فشارهای سیاسی و تحریم های اقتصادی و با وجود همه نقص ها و کاستی های برخی مسئولان و راه گم کردگان همچنان در بسیاری از عرصه ها نشان داده اند که به برکت انقلاب و اسلام و هدایت های امام و رهبری و از همه مهمتر لطف خداوند به توانمندی ها و ظرفیت های بالقوه و به فعلیت در آمده خود و کشورشان باورمندند و با قبول و باور عمیق به این که «ما می توانیم» به دنیا و تاریخ اثبات کرده اند که قدم های قابل توجه در ارتقاء فرهنگ و دینداری خصوصاً جوانان برداشته شده است. اعتکاف سالانه چند صد هزار دانشجو و دانش آموز در مساجد و حرم مطهر امام رضا(ع) و استقبال گسترده از سفرهای راهیان نور، حضور چند ده میلیونی مردم در اماکن مقدس در شب های قدر و حضور آحاد ملت خصوصاً جوانان در دعای عرفه و نمازهای عید قربان و غدیر و برگزاری عزاداری های چند ده هزار نفری باشکوه در ایام تاسوعا و عاشورای حسینی، حضور قابل توجه پیر و جوان و دختر و پسر در گروه های عزیمت کننده به زیارت امام رضا(ع) با پای پیاده بخشی از این توفیقات است. پیشرفت های روز افزون در اکثر عرصه های علمی و دفاعی که اصلی ترین عامل پیشرفت و توسعه خوداتکایی کشور است از جمله دیگر توانمندی های به فعلیت رسیده این ملت است. تداوم و افزایش عزت ملت در نزد ملت های آزادی خواه جهان از دیگر برکات مقاومت و عزت مداری مردم این سرزمین است.

و اما برای مانایی و جاودانگی و سرافرازی هر چه بیشتر ایران مسئولان نیز باید همچون امام عزیز سفر کرده و خلف صالحش با توکل به خدا و باور مردم و روحیه انقلابی و عزت‌مداری همچون رجایی و باهنر و بهشتی و مطهری و دیگران به وظایف و تکالیف سنگین خود در مقابل خداوند و این ملت عزیز و بزرگوار عمل کنند و با خدا و مردم صادق باشند و همیشه به خاطر داشته باشند که این انقلاب و کشور به بهای سنگینی پابرجا مانده و اساساً این انقلاب با اقتدا به سرور و سالار شهیدان حسین بن علی(ع) شکل گرفته و قرار است در مسیری حرکت کند که امیرمومنان و پیش از او حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) گام برداشته اند.

در مسیر همان امامی که برای حفظ بیت المال در مقابل تقاضای برادرش عقیل، آهن گداخته به دست او نزدیک می کند و برای انجام برخی امور که شخصی می داند، شمع بیت المال را خاموش می کند و شمعی از اموال خود برمی افروزد و در همان ۴ سال و اندی حکومت بی نظیرش در تاریخ با همه فتنه ها و دسیسه هایی که قاسطین و ناکثین و مارقین به پا کردند آنچنان با توکل به خدا و پیروی از سنت پیامبر اعظم نه تنها خود با تقوا پیشگی همیشگی و بی بدیلش به داد و عدالت با مردم رفتار کرد بلکه حتی والیان و استانداران خود را نیز به شدت به تقوا و عدالت و رعایت حقوق مردم توصیه می فرمود. مولای متقیان در فرازی از سخنان گهربارش درباره دقت در حفظ بیت المال خطاب به کارگزاران حکومت می فرماید: قلم های خود را نازک بتراشید و خط هایتان را نزدیک به هم بنویسید تا از اسراف پرهیز شود و حالا این مسئولان هستند و خون شهیدان و مقتدای مومنان، علی(ع) تا چه بگویند و چگونه عمل کنند و در مقابل خدا و رسول و قرآن و شهیدان و این مردم چه پاسخی داشته باشند.

نظرات  (۱)

نمی دونم چرا دیگه این حرفا برام تکراری شده!

پاسخ:
برای هممون تکراری شده
بقول شهریار....
شهریارا غزل نغز تو قولیست قدیم .... سخنی تازه گرت هست بگو گوش کنیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">