شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات

گفت: فساد اقتصادی در جامعه ریشه دوانده است.

گفتم: به من چه !

گفت: سازمان تامین اجتماعی که با هدف خدمات رسانی به اقشار کم درآمد و بی بضاعت شکل گرفته ، امروز به بنگاهی اقتصادی تبدیل شده که بر اساس اسناد موجود، تنها مدیران ارشد این سازمان و در قالب پاداش های نجومی از آن منتفع می شوند و آنچه نصیب کارگران به عنوان تامین کنندگان اصلی سرمایه این مجموعه می شود بدهی و ورشکستگی است.

گفتم: به من چه !




گفت......

گفت: نوربخش رئیس جدید سازمان تامین اجتماعی کسری بودجه سازمان تامین اجتماعی را رقمی حدود ۵ هزار میلیارد تومان اعلام کرده که طبق اسناد موجودی که در اختیار خبرگزاری خانه ملت قرار داده ، کمترین دریافتی مدیران کل این سازمان در شش ماهه دوم سال ۹۲ را رقمی بالغ بر ۳۸ میلیون تومان اعلام کرده.

گفتم: به تو چه !

گفت: نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی گفته که اخذ حقوق ۱۰ میلیون و ۹۶۰ هزار تومان و ۱۴ میلیون تومانی برخی از این مدیران سازمان تامین اجتماعی تقریبا معادل حقوق یک و نیم سال یک معلم است.

گفتم: به من چه !

بعد از پایان مکالمه تلفنی کم کم درد شدیدی را در پهلوی خود احساس کردم، گویی باز هم سنگ کلیه ام به حرکت افتاده سریع دفترچه و سوابق پزشکی خود را به دست می گیرم و راهی یکی از بیمارستان های سازمان تامین اجتماعی می شوم.

شلوغی و ازدحام جمعیت به حدی است که با زور راه خود را به سمت گیشه پذیرش ارژانس باز می کنم.

از متصدی پذیرش نمره ای دریافت میکنم و پس از دو ساعت انتظار و درد شدید بالاخره با دلسوزی چند بیمار که جایشان را به من می دهند وارد دفتر دکتر می شوم.

دکتر پس از رویت حال من و تشخیص اندازه سنگ کلیه، دستور سنگ شکن صادر می کند.

به قسمت سنگ شکن بیمارستان مراجعه می کنم.

برایم وقتی برای حدود سه ماه دیگر در نظر می گیرند.

می گوید با توجه به ازدحام متقاضی این نزدیکترین زمانی است که می تواند به من بدهد، پیشنهاد می دهد که اگر خیلی عجله داری و مشکل مالی نداری به یکی از کلینیک های خصوصی مراجعه کن.

گفتم: درد دارم و پول ندارم.

گفت: به من چه!

وقتی از بیمارستان خارج می شدم هوا گرگ و میش بود، دردم تا حدودی فروکش کرده بود ، گویی سنگ در جایی ایستاده بود، در هوای سرد پائیزی با ماء الشعیری در دست پیاده عازم خانه شدم چون دکتر گفته بود خوردن مایعات و راه رفتن برای دفع سنگ کلیه خیلی مفیده، اما ذهنم در گیر بود. درگیر آن ۱۴ میلیون تومان.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">