شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات

سلام


یکی از خوانندگان عزیز وبلاگ ایمیلی حاوی یک مطلب بسیار جالب برامون فرستادن که بدون مقدمه دعوت میکنم اول بخونینش :

با سلام و وقت بخیر ، مشکل پیش آمده برای تعدادی از همشهریان عزیز را در رابطه با بنیاد مسکن برای شما میفرستم که اگر مناسب بود منتشر بفرمائید.

حدود 50 روز قبل جهت فروش یک واحد مسکونی که بدبختانه از طریق بنیاد مسکن برای آن وام دریافت شده بود ، مدارک خریدار را جهت استعلام فرمی به اسم فرم جیم ! از طریق دفتر پیشخوان دولت ارسال کردیم که گفته شده بود در بدترین حالت 45 روز طول خواهد کشید تا پاسخ این استعلام داده شود . اکنون بعد از سپری شدن زمان فوق ، نه تنها خبری از پاسخ استعلام نبود ، بلکه زمانی که به بنیاد مسکن مراجعه و پیگیری کردیم ، طبق معمول به همان دفتر پیشخوان پاس داده شدیم. و بعد از چندین بار رفت و آمد ، جوابی که شنیدیم این بود :

حدود 240 تا پرونده تو راه گم شده که 40 تاش مربوط به شبستر بوده ! و راهکاری که کارشناسان ارشد ! بنیاد مسکن پیش پای ما گذاشتند این بود که : معرفی میدهیم خودتان بروید از تبریز پیگیری کنید ! از دست ما کاری ساخته نیست!

از طرف من به تمامی عوامل بنیاد مسکن بفرمائید که : ............


نام و شماره تماس این خواننده محترم نزد نویسنده وبلاگ محفوظ است . اگر چنانچه یکی از مسئولین خواستند پاسخی بدهند ( که بعید میدانم چون هنوز تا انتخابات مجلس سه سال مانده است !) لطفا پیغام بدهند .


اما تحلیل من و پاسخ به این خواننده عزیز که لا اقل دست خالی از این وبلاگ برنگردند انشاء الله !

دوستان عزیز بنیاد مسکن : بدینوسیله درایت و سخت کوشی و دقت و سرعت عمل شما عزیزان را ارج مینهیم و آن اداره را به دریافت نشان مخصوص و بین المللی "گوشکوب طلایی" مفتخر میگردانیم . امید است من بعد نیز در سرگردان کردن ارباب رجوع پیشتاز بوده و موجبات سرافکندگی همشهریان را فراهم آورید.


تا بحال فکر میکردیم "امور حمل و نقل دستی" کاری است که لا اقل دوستان در این یک مورد بتوانند درست انجامش دهند ولی زهی خیال باطل ! 240 پرونده که هر کدامش به این کلفتی ! است در حمل و نقل شما گم شده است ؟ و به جای عذر خواهی و تلاش برای انجام سریعتر ، ارباب رجوع را دنبال نخود سیاه فرستاده اید ؟ واقعا که ........( در این قسمت همان چند نقطه ای که خواننده عزیزمان فرستاده اند کپی شده است)

در دورانی که ادعای دبیرخانه الکترونیکتان گوش فلک را کر کرده است هنوز هم با چاپار پرونده میفرستید ؟ به گمانم اینترنت در حیطه ی کار شما فقط به درد این میخورد که به ارباب رجوع بگویید : سامانه قطع است ! جدا مرحبا !

نهایتا توجه شما تلاشگران عرصه ی سردواندن ملت را به مطلبی که چند روز پیش در خاطرات یکی از رزمندگان خواندم جلب میکنم :

زمانی که قرار شد همین بسیجی کم سن و سال برای پاکسازی سریع معبر روی مین برود (تخریب چی ها شهید شده بودند و راه دیگری نبود) دیدیم پیراهنش را درآورد . زمانی که فرمانده ی دسته علت این کارش را سوال کرد با همان صدای مردانه و لبخند همیشگی گفت : من که میرم رو مین و تیکه پاره میشم . اما این پیراهن مال بیت الماله و خراب میشه . شاید یه رزمنده دیگه بتونه ازش استفاده کنه . ما در قبال هر ریال بیت المال مسئولیم .

واقعا که درد و بلای چنین انسانهایی بخورد تو سر من و شما که نشسته ایم بر مسندی که لیاقتش را نداریم .



والسلام

نظرات  (۱۷)

وای چه عکسای خوشمزه ای!!

ما هم حدوده ده سال منتظریم که واسه خونمون تو یکی از روستاها سند صادر بشه که هربار مراجعه کردیم پرونده گم شده بود و دوباره مدارک جمع کردیم و پرونده تشکیل دادیم تو این ده سال فک کنم 20تا پوشه خریدیم کم کمش همه چی به جهنم پول پوشه هارو بدن حداقل با !!

۱۸ تیر ۹۲ ، ۱۰:۱۰ ارباب رجوع
جالب ترش اینه که وقتی تو بنیاد مسکن اعتراض هم بکنیم کارمندانش چشم غره می روند و چپ چپ نگاه میکنند . احتمالا این عزیزان چون در خانه دیده اند که چشم غره رفتن برای اهل منزل کارساز است میخواهند روی ارباب رجوع هم امتحان کنند. یادش بخیر زمانی که آقای سهرابی میخواست کاندید بشه و کارمندان اونجا یه ذره کار میکردند و به درد مردم می رسیدند . اما بقول رئیس جمهور عزیز دلمان  اون ممه رو هم لولو برد!
ساغول ریس جمهور!!!!
به نظر من اشتباه این دوستمون اینجا بوده که خواسته طبق روال اداری پیش بره . راههای میان بر تری هم هست برای این کار ...... ولی مایه میطلبه دیگه !
۱۸ تیر ۹۲ ، ۱۶:۲۳ آنا شبستری

خوب یه کم از جیب مبارک خرج می کردند ؛پرونده مسکن مهر که سهله, الان چندین متر خونه و زمین و باغ و ویلا .....به اسمشون بود.

بهرحال باید از حقوق بگیران دولت تشکر خاص داشته باشیم و بالاخص از دولتمردان

۱۸ تیر ۹۲ ، ۱۶:۲۵ آنا شیستری

حمید خان

اگه می شه آدرس این رستوران که گوشتکوبش طلایی هست رو لطف کنید.

پاسخ:
با کمال میل
شبستر - روبروی قبرستان قدیم- طبقه دوم
۱۸ تیر ۹۲ ، ۲۰:۴۴ معاملات ملکی .....
من با نظر شما مخالفم . بر خلاف نظر شما که میگویید کارمندان بنیاد مسکن اطلاعات کمی دارند، اتفاقا همه این کاراشون بخاطر اینه که برای این کار (این نوع کار کردن) آموزش دادن . هدف اینه که گرفتن وام و طی کردن مراحل اداریش اینقدر سخت و طاقتفرسا بشه که کمتر کسی حاضر بشه و دنبال وام بره - اینجوری هم مسئولین میتونن پز بدن که وضع مردم خوب شده و کسی وام نمیخواد و دوم اینکه منابع سازمان اضافه میمونه و میتونیم به برادران لبنانی و سوریه ای و بحرینی و اون کشورهای شاخ آفریقا مقدار کمک مالی رو افزایش بدیم تا انشاء الله اونا هم صاحبخونه بشن
۱۹ تیر ۹۲ ، ۱۲:۲۱ کارشناس عمران از شبستر
اگر دردم یکی بودی چه بودی ؟!
همین ادارات را که ملاحظه میکنید خدای نکرده اگر پایشان به کمسیونی ، همایشی ، جایی باز شود چنان آمارهای تکان تکان دهنده ! از خودشان در میکنند که انسان فکر میکند اگر اینها نبودند هر آیینه ما هلاک میشدیم .
مدیران این ادارات نیز مثل بقیه اداره ها در تنها کاری که تبحر دارند ارائه آمارهای (صد البته دروغ) و کف و و سوت و صلوات و جازه دادن بخودشان است والا مدیران این اداره ها را که من میبینم لایق نگهبانی درب یک انبار متروکه در یک کارگاه دورافتاده راهسازی هم نیستند !
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
از طرف من به مسئولی که باعث گم شدن این اسناد شده بگویید آقای ****  آقای *****  آقای ***** اگر این اسناد را به ***** میدادید که ببرد، یا می برد میرساند یا برمیگرداند ولی گم نمیکرد . لعنت به شما که برای وقت و پول این مردم ارزش قائل نیستید و فقط بفکر پر کردن جیب خود و تمام شدن ساعت کاری هستید .
سوالی که من از مسئولین بنیاد مسکن که این تعداد پرونده را گم کرده اند این است : آیا تا بحال وقتی قاشق را به دهان نامبارک خود می برند راه دهانشان را هم گم کرده اند ؟ راه ویلاهای شمال را گم کرده اند ؟ راه مغازه هایی را که سکه خریداری میکنند گم کرده اند ؟ تا بحال درب اتومبیلهای آنچنانیشان را ( که همه مان میدانیم فقط با حقوق کارمندی خریده اند ) گم کرده اند ؟ خداوند بر باعث و بانی سرگردانی مردم لعنت کند .
۲۰ تیر ۹۲ ، ۱۶:۵۶ آناشبستری

آمین

۲۰ تیر ۹۲ ، ۱۷:۰۷ آنا غیر شبستری
خیلی تصادفی در حالی که دنبال جایی بودم که از بنیاد مسکن شکایت کنم به وبلاگ شما برخوردم . من نیز زخم خورده ی این تشکیلات عریض و طویلم ولی خیلی شدید تر از شما . سرپرست خانوارم و در بدر دنبال مدارکم که مفقودش کرده اند . هر چند شهر من و شما فرسنگها فاصله دارد از شما ولی دردمان یکیست . آن درد ، مسابقه برای تصدی پست های بالای این اداره توسط بی لیاقت هاست . ظاهرا موفق هم شده اند و نالایق ترین ها را بر این اداره گمارده اند . خدا خودش حق دو بچه مظلوم مرا از حلقوم اینها بیرون بکشد . امیدوارم هر لقمه ای که با درآمد چنین نابسامانی ها بخانه میبرند زهر هلاهل شود در گلویشان . امیدوارم حقوقی را که بابت سرگردانی من و بچه هایم میگیرند خرج دوا و درمان خود و خانواده شان بکنند . الهی آمین
پاسخ:
سلام
امیدوارم باز هم به ما سر بزنید . پیامهای زیادی در مورد این پست رسیده و خیلی ها با کلماتی نامناسب دلشان را خالی کرده اند . هر چند که احساس میکنم دردشان را ولی بدلایلی که خود دانید از تایید نظرشان معذورم . ولی نتوانستم پیغام شما را تایید نکنم . باشد که این پیغامها تلنگر کوچکی باشد بر وجدان خفته ی مدیران رده چندمی که بزرگترین هنرشان گم کردن 240 تا پرونده است و بس !
آقای راضی کار این مدیران جزء از تلنگر گذشته است و باید با پس گردنی بیدار شوند . در حالی که تمام هم و غم رهبر انقلاب بهبود وضع مردم است . اینچنین افرادی با چنین خطاهای ساده ای باعث سرخوردگی مردم میشوند و عمق فاجعه خیلی عمیق تر از گم شدن چند برگ کاغذ است . ایکاش آقا به حزب الله اجازه میدادند تا این مدیران تر گل و ورگل و تازه به دوران رسیده را که درد مردم را به هیچ هم حساب نمیکنند ادب کنند . ما در جنگ خون دادیم و دست و پا . الان اما چند نفر با ظاهری عوامفریب بر بعضی مسئولیتها تکیه زده اند و ریاست میکنند و ما را به مسخره میگیرند . آقایانی که این مطلب را میخوانید و میخندید و باز هم این مردم نجیب را اذیت میکنید . بدانید که روزی خواهد رسید که این شیرهایی را که قاطی آب کرده اید سیلی خواهد شد و بنیان این زندگی تجملی و دفتر های آنچنانی را که برای خود ساخته اید خواهد کند .
۲۰ تیر ۹۲ ، ۱۸:۱۳ آنا شبستری

حمیدخان

من یه پیشنهاد دارم .شما که از رزمنده ها هستید لطف کنید آستین های مبارک رو بزنید بالاو برید بر مسند مدیریت ارشد و حق این مردم رو ......

پاسخ:
سلام
این کامنت شما هر چند طنز بود ولی جرقه ی یک مقاله عالی رو تو ذهن من زد در مورد ملاک انتخاب مدیران در کشور که به زودی خواهم نوشت . اما عجالتا عرض میکنم که ملاک انتخاب مدیر ها آستین بالا زدن نیست. یقه دیپلمات و داغ پیشانی و رزمنده بودن هم نیست .
برای مدیریت سه اصل تخصص و تجربه و تعهد با هم لازمه و خیلی از مدیرای ما این سه تا رو با هم ندارن هرچند که در زندگی شخصی آدمای خوبی باشن ولی کافی نیست.
مدیر با تخصص ولی بدون تعهد بنی صدر بود که دیدیم و شنیدیم چه به روز این کشور آورد .
در همان زمان مدیران با تعهد ولی بدون تخصص و تجربه هم بودند که بصورت احساسی در زمان اوایل جنگ و زمانی که ایران درگیر عملیات رمضان بود ، بهترین نیروهای لشگر 27 رو به لبنان اعزام کردند و عملا چون اونموقع سوریه و لبنان حال جنگ نداشتن بعد از مدتی که امام خبر دار شد بلافاصله دستور داد که برگردن . نیروهای ما در بدترین شرایط جنگی کشور در خیابانهای دمشق دور زدند و نتیجه اش هم ربوده شدن حاج احمد متوسلیان توسط فالانژها و تحویل اون به اسرائیلی ها بود و اهل فن میدونن که تعداد فرماندهان لایق اون موقع خیلی کم بود. افرادی مثل شهید چمران ، قالیباف ، شهید همت ، شهید صیاد شیرازی و محسن رضایی میدانستند که متوسلیان برای جنگ ایران چه بود و نبودش چه خساراتی به ما زد.
در این مورد بیشتر خواهم نوشت ولی امیدوارم انتخاب مدیران کشور نه از روی احساسات لحظه ای و نه از روی تعصبات قومی و قبیله ای ، بلکه بر اساس توانائیهای فرد انجام شود .
باز هم ما را با نظرات ارزشمندتان بنوازید
سلام حمید جان قلم تو محشره اینهمه وبلاگ جستجو کردم قلم مثل تو خداسرشاهده ندیدم با یه سبک خاص مسولان رو به چالش میکشی دمت گرم یه خواهشی دارم نماینده مجلس ما با استاندار لجه استاندار خیلی آدم کارکشته ای هستش و طرفدارای نماینده مجلس همشون آدمای چرتی هستن اگر زمانی مطلبی نوشتی ازش استفاده میکنم خـــــــــــدایی مــــــــــــــــــــــــحشری
۲۱ تیر ۹۲ ، ۰۹:۵۳ کریم حشمتی
این امور در بنیاد مسکن مسبوق به سابقه است . زمانی که آقای سهرابی مسئول بنیاد مسکن بود روال همین بود . تا زمانی که خواست کاندید مجلس بشود . یکهفته ای تمام امور سر و سامان پیدا کرد . همه چیز سر جای خودش قرار گرفت . کارمندان بنیاد مسکن که در روزهای عادی یکبار هم سلام کسی را جواب نمیدادند ( و نمیدهند) بیکباره مهربان شدند و جلوی پای ارباب رجوع بلند میشدند . اما دیگر دیر شده بود . مردم که گاگول نیستند ؟ الان هم آقای وفادار : از گذشته عبرت بگیرید . مطمئنم دیر یا زود کار شما هم به این مردم خواهد افتاد . و آنروز روز تلافی است . آن روز که شما التماس این مردم را بکنید روزی است که حافظه های تاریخی مردم شما را وسط میدان تنها خواهند گذاشت . بخود بیائید و اینقدر با این مردم بازی نکنید . بیاد داشته باشید که فهم این مردم بسیار بسیار بیشتر از آنست که شما و همقطاران شما تصور میکنند .
با زبون روزه دهنم اب افتاد.....):
وبتون جالبه...
اما جانب احتیاطو پلیز رعایت کنین(:
پاسخ:
سلام
این تازه جانب احتیاط رعایت شده اش هست
ماشاالله لینکدونیتون پره ولی فکر کنم فقط ما رو زن بابا زاییده درسته؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">