شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات

سلام

راستش چند وقتیه به بیماری عجیبی دچار شدم. هر چی هم دوا و درمون کردم افاقه نمیکنه ! باور بفرمائید هر چی جوشونده و دمکرده بوده خوردم. هر چی تزریقی بوده زدم و هر چی مالوندنی بوده مالوندم ! ولی این مرض لاکردار به قوت خودش باقیه !


دست آخر بفکرم رسید که از خوانندگان کمک بگیرم ( منظورم لوس آنجلسی ها نیست ها ، خود شمایید) . خدا رو چه دیدی شاید یه دکتری ، پرستاری ، مامایی! آمپول زنی به تورمون خورد و راه درمانشو بلد بود.


حتما میخواین بدونین بیماری من چیه؟ راستش اسمشو نمیدونم، به همین دلیل تصمیم گرفتم تعدادی از علائم و نشانه های بیماری رو بگم شاید شما بتونین کمکم کنین ، نگران هزینه هاش هم نباشین . هر چی باشه پرداخت میشه


و اما نشانه های بیماری :



- با اینکه دولت ما با اطمینان کامل گفته که این دولت پاکترین دولت تاریخ از زمان آفرینش حضرت آدم تا بحال بوده ، نمیدونم چرا تو بعضی ادارات که میرم احساس میکنم بعضی از کارمندا دستاشونو میمالن به هم ! حتی بعضی وقتها احساس میکنم گوشهام مطالبی در مورد دریافت حق چایی و شیرینی و دستخوش و این چیزا میشنوه. شاید باورتون نشه ولی بعضی وقتها جلوی ادارات کسانی میان جلوی چشمم و پیشنهاد میدن که یه مبلغی رو بپردازم تا کار 6 ماهه من نیمساعته راه بیفته که البته میدونم همه اینا نشانه این بیماری عجیب هست و چنین چیزایی غیر ممکنه.

- با اینکه رئیس جمهوری محبوب دائما اعلام میکنه که رتبه ی ما در اقتصاد دنیا روزی ده تا کمتر میشه و فکر کنم اگه با همین سرعت پیش بریم به زودی رتبه ی یک جهانی رو به دست میاریم، این بیماری باعث میشه که من احساس کنم روز به روز داره وضع اقتصادی کشور خراب تر میشه و کمر مردم زیر بار مشکلات اقتصادی در حال شکستنه . که بازم مطمئنم این صداهای ترق و توروق ربطی به شکستن کمر مردم نداره و این بیماری لاعلاج ، چنین توهماتی رو به وجود آورده .

- با اینکه جمع اعدادی رو که دولت برای ساختن و تحویل مسکن مهر اعلام کرده از دو برابر جمعیت کره زمین هم بیشتره ، باز هم توهم برم داشته که خیلی ها هنوز در حسرت یک سرپناه 30 متری هستن و اجاره خانه ها 6 برابر و قیمت زمین و مسکن 3 برابر شده . وقتی میبینم این بیماری حتی رو ریاضی من هم تاثیر گذاشته جیگرم آتیش میگیره

- با اینکه استاندار و فرماندار شبستر ، هر جا که یه میکروفن یا خبرنگار جهانی ! گیر آوردن قول دادن که جاده صوفیان به شبستر و شبستر به سلماس (به کوری چشم اونهایی که اسم شبستر رو آوردن مساوی اسم شوهر ننه خدابیامرزشان است و به انحاء مختلف سعی میکنند اسم این جاده ها را چیزهای دیگری بگویند) تا آخر این ماه تموم میشه و هر دویست سیصد مترشو یکبار افتتاح میکنن اما این بیماری حتی رو بینایی من هم تاثیر گذاشته و موقع رفت و آمد فکر میکنم بعضی جاهاش هنوز دو طرفه است . عجیب تر اینکه بعضی وقتها یه صدایی تو مغزم میپیچه که اونجا ها تصادف هم میشه !

- نمیدونم چرا وقتی مسئولین اقتصادی کشور اینقدر اعلام میکنند که قیمتهای ارز و سکه را روزی دو سه بار پایین می آورند و صدای آمریکا از اینکه ارزش واحد پولش در کشور ما مساوی پهن شده است ! در اومده ، باز هم توهم میزنم که قیمت دلار و طلا روز به روز بالاتر میرود. بعضی وقتها حتی صداهایی در مورد رانت اطلاعاتی و دست داشتن دولت در گرانی ارز میشنوم که نشان دهنده ی پیشرفت این بیماری خطرناک است.

- با اینکه مسئولین ارشد بانکها اعلام کرده اند که مشکلی برای پرداخت وام ندارند و تاکید کرده اند که باید وام با یک ضامن پرداخت شود ، این بیماری مهلک باعث شده من فکر کنم که خیلی از بانکها این قانون را به ...... هم حساب نکنند و بعضی بانکها هم کلا وام دادن را بیخیال شوند.

- اون روز رفته بودم دارو خونه یه شربت بخرم تا شاید از شدت بیماریم کم بشه. روی شربت قیمت زده بود 350 تومان . بعد یک قیمت دیگر زده بود 500 توامن . نمیدانم چرا احساس کردم از من 1500 تومان گرفتند . اول فکر کردم بدلیل نداشتن پول خرد بوده ولی چون دیدم چسب زخم ندادند زنگ زدم یه جایی برای اعتراض. گفتند قیمتش درست است و بقیه اش حق فنی داروخانه است . سوال کردم داروی 500 تومانی 1000 تومان حق فنی دارد؟ فرمودند بله !

- احساس میکردم که خیلی ها ماهواره نگاه میکنند و سریالهای ماهواره ای خیلی بیشتر از برنامه های یخمکی تلویزیون خودمان طرفدار دارد . حس میکردم اخبار بیگانه راست تر است تا بیست و سی خودمان.احساس میکردم برنامه سازان وطنی حتی موقع کپی کردن برنامه های ماهواره هم گند می زنند .  اما وقتی مدیر صدا و سیما حرف زد و گفت که برنامه های داخلی حرف ندارد و سطحش خیلی بالاست و فقط درصد ناچیز از مردم روزی چند دقیقه ماهواره میبینند (آنهم برای دانستن قدر برنامه های تلویزیون) ، آنجا بود که پی بردم این بیماری با روح و روان من چه کرده !

بنابر این تصمیم گرفتم دست استمداد به سوی هموطنان دراز کنم تا شاید بتوانند کمکی کرده و این بنده را از توهمات اینچنینی و هزاران مورد مشابه برهانند ! لطفا اگر راه درمانش را میدانید راهنمایی بفرمائید.

هم اکنون نیازمند یاری بنفشتان هستیم !

باقی بقایتان . جانم فدایتان

حمید راضی

نظرات  (۱۴)

من امروز بخاطر واکسن نینیم داشتم مطلب میخوندم ک این عکس جالب و دیدم ب شماهم پیشنهاد میکنم واکسن بزنید خوب میشید چون اینطور نیس شما حتما مریض شدین!!!! 
پاسخ:
دنیا همینه ها . شما هم هی پز نینیتو بما بده - ایشالا خدا حفظش کنه
۱۶ تیر ۹۲ ، ۲۱:۰۴ فرزانه کامدل
عیب نداره . هر دروغی که به این مردم میگن خودشون نتیجشو میبینن . یادتون هست که تو سفرهای اول استانی مردم خودشونو ..... کیدادن ولی تو سفرهای آخر کسی تره هم خورد نمیکرد ؟ الان داستان استاندار و فرماندار هم همینه . کاملا واضحه که میبینین وقتی استاندار میاد اینجا شورای شهر و دو سه تا اداره دیگه برای عرض چاپلوسی دو سه تا پارچه میزنن ولی هیشکی نمیره استقبال مگر چند تا از کارمندان ادارات که مجبورن برن و خبرنگار آن جهانی اونم چون نون شبش از این راه در میاد . بالاخره که چی ؟ تا کجا وعده های بی سرانجام ؟
۱۷ تیر ۹۲ ، ۰۸:۲۴ آنا شبستری

اینکه شما نمیتونید همرنگ جماعت بشید خیلی عجیبه ؛این قانون زندگی در ایرانه "هرچه هنر مخفی کاری و پنهان کاری بیشتر باشه موفق ترید".صداقت و راستی هیچ رنگی نداره .

پاسخ:
سلام
تا حدی با گفته های شما موافقم .اما همرنگ شدن این روزها بیشتر برای آنهاییست که در حال بالا رفتن از آن نردبان معروف باشند . اما از ما دیگه گذشته

یک زبان دارم دوتا دندان لق

می زنم تا زنده هستم حرف حق
۱۷ تیر ۹۲ ، ۰۹:۰۸ آنا شبستری

اما این وب لاگ شما اینو نمی گه.

پاسخ:
واضح تر بفرمائید . اینجا نامحرمی نیست . منظورتان این است که من همرنگ جماعت بشوم ؟ نشوم ؟ هستم ؟ باید بشوم ؟
منظور از مخفی کاری چیست ؟ اگر ممکنه به مصداقش در این وبلاگ اشاره بفرمائید .
اگر ذهن انسان و نشانه های آن (مثل این وبلاگ) پویایی نداشته باشد (یا بقول شما نسل جوان - Generate- نباشد) میگنندد و تبخیر میشود . هدف هم به چالش کشیدن اندیشه هاست تا از میان آنها درست ترینشان روی آب بیاید . من بر خلاف اکثر دوستان که تنها نظرات درست از نظرشان صرفا قربان صدقه رفتن است ، بسیار استقبال میکنم از انتقاد. منتها نمیدانم کلام شما تعریف است یا انتقاد . نگران نباشید . من تحملش را دارم . راحت حرف بزنید
۱۷ تیر ۹۲ ، ۱۰:۴۹ آنا شبستری

شما هم مثل همه دنبال بالا رفتن از پله ها هستید وگرنه دنبال وب لاگ و یا بهتر بگم به قول خودتون پویائی نبودید.پس لطفا" شعار ندید و واقع بینانه خودتون رو مستثنی نکنید.

پاسخ:
این قضاوت درست نیست چون اگر چنین بود که شما میگفتید ، من نیز با نام مستعار مطلب نمی نوشتم ، در هر پست عکس تمام قد خود را میگذاشتم و دائم از خودم و سوابقم حرف می زدم . در صورتیکه چنین نکرده ام . امروز 789 امین روزی است که مطلب می نویسم و اگر قصد بالا رفتن از نردبانی را داشتم ، این مدت زمانی بود که باید بروز میدادم . معدود افرادی که مرا می شناسند نیز می دانند که با اینکه در صف آگاهی گرفتن و آگاهی دادن جزو خط شکنان بودم ، اما در صف اشتهار و تصدی پست حتی حضور نیز پیدا نمیکنم ، چه برسد که نفر آخر باشم . موفقیت در زندگی از نظر من (بر خلاف خیلی ها) در معروف و مشهور شدن نیست . من در زندگی خودم موفق بوده ام و آن را مدیون کار و تلاش خودم میدانم. شما نیز اگر مرا بشناسید مطمئنا نظرتان عوض میشود .
من خودم رو مستثنی نمیکنم . من عضوی از این جامعه هستم . تنها تفاوتم با عموم شاید تنفرم از شنا کردن در جهت جریان آب است .

باز هم ما را با نظرات ارزشمندتان بنوازید
۱۷ تیر ۹۲ ، ۱۱:۳۹ آنا شبستری

کسی که خلاف جهت آب شنا می کنه و براحتی تسلیم نمی شه از قدرت و به عرش رسیدن ن تنها بدش نمیاد بلکه شدیدا" تشنه رسیدن به اوج هست.اینکه می گید اگه منو بشناسی ... بنوعی می خواید شکسته نفسی در خفا کنید اما نظر من .....

پاسخ:
خوب شما اگه جای من بودین چیکار میکردین؟
۱۷ تیر ۹۲ ، ۱۲:۳۸ آنا شبستری

من نمیتونم جای شما باشم .خیلی که هنرمند باشم برای خودم تعیین تکلیف کنم.(ضمن اینکه جسارت دخالت در کار بزرگترها رو به خودم نمیدم).

پاسخ:
ok
۱۷ تیر ۹۲ ، ۱۳:۴۲ بابالینگ دراز
مگه بالا رفتن از پله های ترقی بده؟
یقینا هر کسی برای خود برنامه ای دارد که سعی در پیمودن ان و ترقی در مسیر خود را می نماید و مطمئنا هیچکس نیست که بگوید ایشالا سال بعد وضع و جایگاه و موقعیت و مقامم بدتر از این خواهد بود
دین - عقل - علم و ... همه و همه بر رشد و پیشرفت بشریت تاکید کردن حالا یکی سعی میکنه مال و منالش زیاد بشه یکی سعی میکنه مقامش بالا بره یکی سعی میکنه اعتبارش پیش مردم بیشتر بشه یکی سعی میکنه علم و دانشش بیشتر بشه و .... و در هر حال هر کسی به فکر تغیر جایگاه خود به جای بهتری نسبت به دیروز است که این مورد مطمئنا در مورد حمید خان هم درست است 

پاسخ:
خدایا شکرت بالاخره یکی هم طرف ما رو گرفت....

ممنونم از لطفتون
آنا جان سلام . چقدر شما خوب حرف میزنین. چند سالتونه شما؟
۱۷ تیر ۹۲ ، ۲۰:۰۷ آنا شبستری

بابا لنگ دراز عزیز

منم با شما هم عقیده هستمو

۱۷ تیر ۹۲ ، ۲۰:۱۰ آنا شیستری

آقای حمید خان

سنمو باید بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
هیچ بایدی در کار نیست

صلاح ملک خویش ، خسروان دانند

اگه دوست داشتین بگین

ازصدای گذر اب چنان میفهمی تندتر ازاب روان عمرگران میگذرد زندگی رانفسی ارزش غم خوردننیست انقدرسیر بخندکه ندانی غم چیست..

بگو شاید سایت آقای راضی هم باعث خیر شد
۱۷ تیر ۹۲ ، ۲۲:۳۴ بابالنگ دراز
ممنون انا خانم که منو تائید کردید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">