شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

قبول مسئولیت نوشته ها کافی نیست. اهل قلم در قبال تمام چیزهایی که باید می نوشتند ، اما به هر دلیل ننوشته اند نیز مسئولند

شبستر از زاویه ای دیگر (SHABESTAR)

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابستگی به هیچ حزب - گروه - ارگان - NGO - نهاد دولتی یا خصوصی و یا تشکلهای سیاسی و اجتماعی ندارد. وامدار هیچ جریان سیاسی و غیر سیاسی نبوده و مسئولیت مطالب نوشته شده را بعهده میگیرد . چنانچه فردی به عنوان یا محتوای مطلبی اعتراض داشته باشد ، نویسنده متعهد است اعتراض وی را (چنانچه خلاف ادب و عرف و هنجارهای جامعه نباشد) در ذیل همان مطلب درج نماید .

آخرین نظرات

سلام

امروز شروع کردم از شهرداری بنویسم دیدم اولا گناه داره بذار یکروز راحت باشن و حالشو ببرن بعدشم که ایشون اصلا این مطالب رو نمیخونن که - همش درگیر پاسخ دهی به پیامهای بیشمار تقدیر و تشکر و تبریک هستن - پس تصمیم گرفتم به یکی دیگه گیر بدم - چیزی هم که فراوونه مورد برای گیر دادن هست


این داستان واقعی کسیه که وام گرفته! باورتون میشه؟ واااااااااااااااااااااااام!!!!!


البته شاید با خوندن عنوان مطلب داغ دل شما هم تازه شد و آه کشیدین - تو داستانهای قدیمی صمد بهرنگی برای یافتن قصر آقا دیوه باید چارق آهنی میپوشیدیم و عصای آهنی برمیداشتیم - هر موقع ته کفش سوراخ میشد و نوک عصا سابیده میشد میرسیدیم به قصر آقا غوله

حکایت وام مسکن گرفتن هم همینه - یکبار من رفتم اونجا وام بگیرم (کجا؟ الان میگم) الان هم از یاد آوریش بعضی وقتا شبها کابوس میبینم و از خواب میپرم - یعنی بلایی به سر آدم میاد که باید شهرداری رو مهر کنه و نماز بخونه - بماند که موقعی که من رفته بودم اونجا ، رئیسش میخواست کاندید بشه و تازه کلی آدم رو تحویل میگرفتن

اگه شما هم تا حالا وام نگرفتین و قصدشو دارین از من میشنوین به جوونیتون رحم کنین و بیخیالش شین و اگر گرفتین یا در خلال گرفتنش گیر کردین بیاین ادامه مطالب ....

ترکیب دوعکس زیر برای اونایی که وام مسکن گرفتن یا میخوان بگیرن بسیار وحشتناکه بنابر این خواهش میکنم اگر طاقتشو ندارین یا قلبتون ضعیفه  از ادامه مطلب صرف نظر کنین و برین تو صفحه طنز امروز همین سایت و کمی شاد بشین ولی اگه دل و جرات یاد آوری این دوتا رو با همدیگه دارین بسم الله  


 


 


اگه هنوز سالمین بهتون تبریک میگم بابت داشتن همچین قلبی !

واما ...  

برای گرفتن وام اول باید جواز ساختمون و سند و کپی نقشه ها و اصلش و کپی تمام صفحه های شناسنامه (حتی جلد بیرونی شناسنامه!) افرادی که میخوان وام بگیرن رو آماده کنین - برای احتیاط از هر کدوم سی تا کپی بگیرین و تمام قبضهای آب و برق و گاز و سند ازدواج و طلاق و گواهینامه و خلاصه هر چیزی که بشه اسمشو مدرک گذاشت بردارین و با هم بریم بنیاد مسکن تا بهتون بگن که این مدارک اصلا مهم نبوده و یه صفحهA4 بشما بدن که بایستی برین دنبال اینا - زمانی هم که اعتراض کنین که چرا بار اول مراجعه گفته نشده میگن این همکارمون تازه اومده و در جریان نیست ( در کل به این نتیجه رسیدم که تمام همکارای اونجا تازه اومدن چون تقریبا همشون این جمله رو در مورد دیگری بکار بردند)


قبل از همه این موارد هم یه مرخصی سه ماهه باید از محل کارتون بگیرین ( تازه اگه کارتون زود راه بیفته ) - عدم هماهنگی بین کارمندان ، جوابهای سر بالا و گاها با عصبانیت ، ارجاع شما به ادارات مختلفی که بعدا مشخص میشه هیچکدوم ضروری نبوده و اون همکار تازه اومده! شما رو اشتباها ارجاع داده . فضای بسیار تنگ و تعداد مراجعه بسیار بالا - کاغذ بازی در حد تیم ملی - برخوردهای بسیار نامناسب - شنیدن متلک های مغازه داران اطراف و مراجعین آموزشگاه رانندگی که همیشه تو راه پله نشستن و هزار و یک مسئله دیگه نباید باعث نا امیدی شما بشه - چون مسئولین و کارمندان اونجا شاید خیلی چیزا رو میدونستن ولی از یک واقعیت مهم غافل بودن و اونهم این بود که :

من از اونها پر رو ترم

دنبال هر مدرکی میخواستن بفرستن از قبل تو کیفم داشتم! وقتی هم که تمام مدارک رو چک میکردن و دقیقا کپی چیزی رو میخواستن که همراهم نباشه بسرعت برق و باد تهیه میکردم و آخرش به این نتیجه رسیدن که دیگه باید وام طرف رو داد و پرونده ما رو بعد از دو ماه و نیم ! فرستادن بانک مسکن 

در اینجا لازم میدونم دو مطلب رو یاد آوری کنم - مراقب افرادی که بیرون از اداره از شما پول میخوان تا به بهانه داشتن آشنا کارتونو راه بندازن باشین و بهشون اعتماد نکنین - چون اینقدر کاغذ بازی و مراحل اداری دست و پاگیر و غیر ضروری هست که خود وزیر مسکن هم نمیتونه براتون کاری بکنه !

دومیش چیزی به اسم کد پروژه است ..... داغ دلتون تازه شد نه؟

بعرضتون برسونم که من یکی به این نتیجه رسیدم که چیزی به اسم کد پروژه اصلا وجود خارجی نداره و برای درک مفهوم این کلمه باید تو اینترنت دنبال مفهوم "نخود سیاه" بگردین . گرفتید مطلب رو ؟

بارها تو بنیاد مسکن و بانک مسکن به این کلمه برخوردم و گفتند باید کد پروژه بگیرید و هر بار هم اداره خاصی مثل پست ! رو برای اینکار معرفی میکردن و طبیعی بود که اونها هم روحشون از ماجرا خبر نداشت .

زمانی که اسم کد پروژه رو شنیدین ، بیخود وقت تلف نکنین ، نه به جایی زنگ بزنین و نه دنبالش برین چون همه جا با جوابهای مشابه اطلاع نداریم ، سایت قطعه ، یکهفته بعد میاد و .... مواجه میشین و جالب اینه که در زمانی که شخص در آستانه انفارکتوس قلبی است به او اطلاع داده میشود که مشکل کد پروژه حل شد و نیازی بهش نیست ! و اگر هم قبل از این موعد اصرار کنین که کد کذایی مذکور رو بگیرین با چنین صحنه ای برخورد میکنین :


در بانک هم حوااستان به این باشد که وقتی شما را دنبال کد پروژه میفرستند که تقویم یکی از روزهای بعد از پانزدهم هر ماه را نشان دهد. میدونین که موجودی آخر ماه برای یک بانک یعنی چی؟ ... بطور کلی عرض میکنم کد پروژه یعنی فعلا برو پی کارت - در این روزها کمی استراحت کنید و تجدید قوا - چون موقع گرفتن قسطهای دوم و سوم وام هم ممکن است بانک دوباره شما رو دنبال همین نخود سیاه معروف بفرسته و معنا و مفهوم آن اینست که برو و وقتی آخر ماه رد شد بیا - (چون پروژه یک کد که بیشتر نداره ! و بعد از گرفتن قسط اول وام هم که کد عوض نمیشه!)

پس زیاد بخودتون سخت نگیرین چون ممکنه کارتون به بیمارستان 96 تختخوابی بکشه که اونجا وضعی رو میبینین که آرزو میکنین تا اخر عمر وام بگیرین !


خسته نباشید - خواندن این مطالب اینقدر خسته تون کرد ببینین اونایی که میرن وام بگیرن چی میکشن - تازه بگذریم از مراحل پرداخت وام در بانک که ده سال در عرض یک روز آدم پیر میکنه! و فقط یه کارمنده  که کارای مراجعین رو انجام میده و بقیه وظیفه های مهم دیگه ای ! دارن

لازم میدونم از یکنفر (فقط از یک نفر) پرسنل بنیاد مسکن بنام آقای حسینی که خدا وکیلی حرف آخر رو همون اول به آدم میزنه تشکر ویژه بکنم - بازم گلی به گوشه جمال ایشون و همه شما خوانندگان گل !


بهاری باشید (یاد شهید بهاری هم بخیر)

نظرات  (۴)

کارمندان بنیاد مسکن کوچکترین اطلاعی از قوانین جاری در محل کار خودشان ندارند و بیشتر آدم را یاد "طرح کاد" می اندازند
پاسخ:
حدیث مدینه گفتی و کردی کبابم

آنهم طرح کاد روزهای اول کار !
خدا خیرشون نده.فک کن من الان دومرحله از وام رو گرفتم قرار بود مرحله سوم 15فروردین واریز بشه که سروکله کد پروژه پیدا شد!!!هربار که زنگ میزنیم هفته بعد رو حواله میکنن که سیستم قطع هستشوباید از استان بیادو...کلی حرف شاخ دار.سوال من اینه که تو این دوهفته نشده یه بار هم سیستم قطع نباشه؟!!!!
پاسخ:
من که عرض کردم - اصلا بنظر من چیزی به عنوان کد پروژه وجود نداره و فقط یه بهانه است که آخر ماه رد بشه و کارانه مایه ها واریز بشه - شما اصلا دنبالش نرید - خودشون آخر ماه که رد شد زنگ میزنن و میگن هاتف غیب کد پروژه رو آورد - آخه مگه دفعات قبلی کد نگرفته بودین ؟ مگه پروژه کدش عوض میشه؟ نه - اینا همش سیاه بازیه در کل باید بگم کد پروژه=نخود سیاه!!!
۱۳ خرداد ۹۲ ، ۱۰:۳۱ خانه دار از شبستر
هیچوقت به حرف کارمندان اونجا تکیه نباید کرد . معمولا حرفی که میزنن فقط و فقط برای از سر باز کردن ارباب رجوع هست . بنابر این وقتی میگن برای انجام کاری این مدارک لازمه ، به حرف اونها تکیه نکرده و باید از چند نفر پرسید . در اکثر موارد اون مدارک لازم نیست . یا اون کارمنده حوصله کار راه انداختن نداره و یا اطلاعی از موضوع نداره . کاش بازم رییس بنیاد مسکن کاندید بشه تا یه کمی کارمنداشو وادار به کار کردن بکنه
۱۴ خرداد ۹۲ ، ۲۳:۰۷ ارباب رجوع
من به اداره بنیاد مسکن مراجعه کردم تا فرم قسط بندی بانک رو بگیرم . کارمندی که اونجا نشسته بود بمن گفت که این کار کلی مراحل دارد و برایم کلی صغری کبری چید و آخرش هم گفت که تازه مسئول اینکار هم ماموریت رفته و من برای انجام مراحل اداری دریافت فرمها باید روز بعد مراجعه کنم ، اما من با مراجعه به یکی از لوازم التحریر فروشان نزدیک بانک مسکن (سهیلا) در قبال پرداخت هزینه فتوکپی بسادگی این فرمها را دریافت کردم . از مدیریت بنیاد مسکن میخواهم که کمی برای کارمندانشان کلاس آموزشی بگذارند . خدا را چه دیدی ؟ شاید موقع انتخابات مجلس به دردتان بخورد . از ما گفتن بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">